زینب دختر جحش ( یکی از جنجالی ترین ازدواج های پیامبر اسلام )
پس از ازدواج با ام سلمه پیامبر با زینب دختر جحش بن رعاب ازدواج کرد نام اصلی وی بره بود و پیامبر او را زینب نامید مادرش امیمه دختر عبدالمطلب و عمه ی پیامبر است . پیامبر دراول ماه ذیقعده با او ازدواج کرد و گفته شده سال پنجم بوده است و در آن هنگام زینب سی پنج سال داشت و پیش از آن همسیر زیدین حارثه بود . چون زید او را طلاق داد مدت عده سپری گردید . خداوند زینب را به ازدواج پیامبر (ص) درآورد و در این مورد در آیه ی 37 سوره ی احزاب می فرماید : (( چون زید از آن زن کام دل گرفت و طلاق داد او را به نکاح تو در آوردیم )) درباره ی این ازدواج منافقان سخنانی گفتند و یاوه سرایی کردند و پیرایه هایی به آن بستند و گفتند محمد (ص) زنان پسران مردم را بر آنها حرام کرده و خود زن پسرش را گرفته .
ماجرا از این قرار بود که خدیجه پس از ازدواج با پیامبر برده ای بنام زید بن حارثه خریداری کرد و بعداز مدتی او را به رسول خدا بخشید بعد از بعثت زید مسلمان شد و موقعیت ویژه ای در اسلام بدست آورد و در جنگ موته به فرماندهی یکی از لشکرها برگزیده شد . و در همان جنگ نیز شهید شد . وقتی که از سوی خدیجه برگزیده شد پیامبر او را آزاد کرد ولی او نرفت و در خدمت گذاری رسول خدا اسرار ورزید ، لذا رسول اکرم او را فرزند خوانده ی خود کرد و تصمیم گرفت برای او زنی برگزیند از دختر عمه ی خود زینب خواستگاری کرد زینب به زعم اینکه پیامبر او را برای خودش خواستگاری کرده موافقت خود را اعلام داشت ولی بعدا فهمید که برای زید در نظر گرفته شده و راضی به ازدواج با زید نشد و برادرش عبدالله نیز با ان امر شدیدا مخالفت ورزید زیرا امر ساده ای نبود و به رسم جاهلیت دختر سرشناس نباید با غلام آزاد شده ازدواج نماید . لذا این آیه نازل شد هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند اختیاری از خود داشته باشند و هرکس نافرمانی خدا و رواش را کند به گمراهی آشکاری گرفتار آمده است .
اما زمانی نگذشت که این ازدواج بر اثر نابسامانی ها و سوء معاشرت و عدم تفاهم اخلاقی و خشونت ها منجر به جدایی گردید و پیامبر (ص) همواره طرفین را در تثبیت مبانی زنا شویی دعوت به اهتمام می کرد و مصداق آن آیه به خاطر آورد که بخاطر آور موقعی را که به کسی خداوند نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی و تو در باطن چیزی را پنهان می داشتی که خداوند آن را آشکار می کند و از مردم می ترسیدی در حالی سزاوار است که از خدا بترسی هنگامی که زید از همسرش جدا شد ما او را به همسری تو درآوردیم تا برای مومنان مشکلی در ازدواج با همسران پسر خوانده که طلاق گرفته اند پیش نیایید و فرمان خدا انجام شدنی است . سپس پیامبر به فرمان خدا زینب را به همسری خود برگزید ولی بحث هایی پیش آمد از جمله گفته شد پیامبر (ص) برای احوال پرسی زید به خانه اش رفت همین که در را گشود چشمش به جمال زینب افتاد و گفت : (( سبحان الله خالق النور تبارک احسن الخالقین )) و این گفتار دلیل علاقه ی پیامبر به زینب گرفته شده است در حالی که مقام نبوت و عصمت مصون است چنین شبهتی است .
عایشه می گوید :
هیچ یک از زنان پیغمبر از لحاظ قدر و منزلت در نظر پیامبر نمی توانست بر من فخر فروشی کند مگر زینب دختر جحش و او نسبت به زنان همه ی پیامبر فخر فروشی می کرد و می گفت : شما را پداران و خویشاوندانتان به ازدواج پیامبر (ص) درآوردند و حال آنکه خداوند به ازدواج آن حضرت درآورده است و از فراز هفت آسمان اجازه فرموده است .
از انس بن مالک روایت است که پیامبر به زید بن حارثه فرمود بعداز اتمام عده ی او به من یادآوری کن زید می گوید به زینب گفتم بر تو مژده و بشارت باد که رسول خدا در اندیشه ی ازدواج با تو است گفت در این مورد چیزی نمی گویم تا با خدای خود راز و نیاز کنم و از او طلب خیر و نیکی نمایم و برخواست به محل عبادت خود رفت چون فرمان الهی رسید و آیه ی قرآن در آن باره نازل شد پیامبر به سراغ زینب رفت و بدون اینکه اجازه بخواهد وارد خانه ی زینب شد . زینب در سال بیست یا بیست و یک هجرت در روزگار خلاقیت عمر بن خطاب در مدینه درگذشت و در گورستان بقیع دفن شد .
(( منبع عایشه در حیات محمد (ص) ، نشر اوحدی ))
برداشتی شخصی :
دستهبندی شده در: 1, اجتماعی, خانه رایمند, سیاست, سیاسی, عمومی, مذهبی | برچسبها: فمنیست, آزادی, دموکراسی, زنان, زنان پیامبر, زنان در اسلام | بیان دیدگاه »














