همسران حضرت محمد ( ص ) پیامبر گرامی اسلام ، زینب (7)

زینب دختر جحش ( یکی از جنجالی ترین ازدواج های پیامبر اسلام )

پس از ازدواج با ام سلمه پیامبر با زینب دختر جحش بن رعاب ازدواج کرد نام اصلی وی بره بود و پیامبر او را زینب نامید مادرش امیمه دختر عبدالمطلب و عمه ی پیامبر است . پیامبر دراول ماه ذیقعده با او ازدواج کرد و گفته شده سال پنجم بوده است و در آن هنگام زینب سی پنج سال داشت و پیش از آن همسیر زیدین حارثه بود . چون زید او را طلاق داد مدت عده سپری گردید . خداوند زینب را به ازدواج پیامبر (ص) درآورد و در این مورد در آیه ی 37 سوره ی احزاب می فرماید : (( چون زید از آن زن کام دل گرفت و طلاق داد او را به نکاح تو در آوردیم )) درباره ی این ازدواج منافقان سخنانی گفتند و یاوه سرایی کردند و پیرایه هایی به آن بستند و گفتند محمد (ص) زنان پسران مردم را بر آنها حرام کرده و خود زن پسرش را گرفته .

ماجرا از این قرار بود که خدیجه پس از ازدواج با پیامبر برده ای بنام زید بن حارثه خریداری کرد و بعداز مدتی او را به رسول خدا بخشید بعد از بعثت زید مسلمان شد و موقعیت ویژه ای در اسلام بدست آورد و در جنگ موته به فرماندهی یکی از لشکرها برگزیده شد . و در همان جنگ نیز شهید شد . وقتی که از سوی خدیجه برگزیده شد پیامبر او را آزاد کرد ولی او نرفت و در خدمت گذاری رسول خدا اسرار ورزید ، لذا رسول اکرم او را فرزند خوانده ی خود کرد و تصمیم گرفت برای او زنی برگزیند از دختر عمه ی خود زینب خواستگاری کرد زینب به زعم اینکه پیامبر او را برای خودش خواستگاری کرده موافقت خود را اعلام داشت ولی بعدا فهمید که برای زید در نظر گرفته شده و راضی به ازدواج با زید نشد و برادرش عبدالله نیز با ان امر شدیدا مخالفت ورزید زیرا امر ساده ای نبود و به رسم جاهلیت دختر سرشناس نباید با غلام آزاد شده ازدواج نماید . لذا این آیه نازل شد هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند اختیاری از خود داشته باشند و هرکس نافرمانی خدا و رواش را کند به گمراهی آشکاری گرفتار آمده است .

اما زمانی نگذشت که این ازدواج بر اثر نابسامانی ها و سوء معاشرت و عدم تفاهم اخلاقی و خشونت ها منجر به جدایی گردید و پیامبر (ص) همواره طرفین را در تثبیت مبانی زنا شویی دعوت به اهتمام می کرد و مصداق آن آیه به خاطر آورد که بخاطر آور موقعی را که به کسی خداوند نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی و تو در باطن چیزی را پنهان می داشتی که خداوند آن را آشکار می کند و از مردم می ترسیدی در حالی سزاوار است که از خدا بترسی هنگامی که زید از همسرش جدا شد ما او را به همسری تو درآوردیم تا برای مومنان مشکلی در ازدواج با همسران پسر خوانده که طلاق گرفته اند پیش نیایید و فرمان خدا انجام شدنی است . سپس پیامبر به فرمان خدا زینب را به همسری خود برگزید ولی بحث هایی پیش آمد از جمله گفته شد پیامبر (ص) برای احوال پرسی زید به خانه اش رفت همین که در را گشود چشمش به جمال زینب افتاد و گفت : (( سبحان الله خالق النور تبارک احسن الخالقین )) و این گفتار دلیل علاقه ی پیامبر به زینب گرفته شده است در حالی که مقام نبوت و عصمت مصون است چنین شبهتی است .

عایشه می گوید :

هیچ یک از زنان پیغمبر از لحاظ قدر و منزلت در نظر پیامبر نمی توانست بر من فخر فروشی کند مگر زینب دختر جحش و او نسبت به زنان همه ی پیامبر فخر فروشی می کرد و می گفت : شما را پداران و خویشاوندانتان به ازدواج پیامبر (ص) درآوردند و حال آنکه خداوند به ازدواج آن حضرت درآورده است و از فراز هفت آسمان اجازه فرموده است .

از انس بن مالک روایت است که پیامبر به زید بن حارثه فرمود بعداز اتمام عده ی او به من یادآوری کن زید می گوید به زینب گفتم بر تو مژده و بشارت باد که رسول خدا در اندیشه ی ازدواج با تو است گفت در این مورد چیزی نمی گویم تا با خدای خود راز و نیاز کنم و از او طلب خیر و نیکی نمایم و برخواست به محل عبادت خود رفت چون فرمان الهی رسید و آیه ی قرآن در آن باره نازل شد پیامبر به سراغ زینب رفت و بدون اینکه اجازه بخواهد وارد خانه ی زینب شد . زینب در سال بیست یا بیست و یک هجرت در روزگار خلاقیت عمر بن خطاب در مدینه درگذشت و در گورستان بقیع دفن شد .

(( منبع عایشه در حیات محمد (ص) ، نشر اوحدی ))

برداشتی شخصی :

همسران حضرت محمد ( ص ) پیامبر گرامی اسلام ، ام سلمه (6)

ام سلمه هند :

دختر ابو امیه حذیفه است که معروف به زادالراکب بود . مادرش عاتکه دختر عامربن ربیعه و از خاندان مخزومی بود که پیامبر بعداز زینب با وی ازدواج کرد ام سلمه قبلا همسر ابو سلمه عبدالله بن عبدالاسد که مادرش بره دختر عبدالمطلب است . بوده که بره عمه ی پیامبر بوده ابوسلمه و همسرش اولین مهاجران به حبشه بود گفته می شود ام سلمه اول بانویی است که به مدینه مهاجرت کرده است و برخی هم گفته اند نخستین زنی که به مدینه مهاجرت کرد لیلی دختر ابوحثمه بوده است . پیامبر اسلام با ام سلمه در اواخر شوال سال چهرم هجرت ازدواج فرموده است ولی عبدالبر می گوید : این ازدواج در سال دوم هجرت و بعداز جنگ بدر صورت گرفته است و پیامبر در ماه شوال او را عقد و در همان ماه با او عروسی کرد و فرمود اگر می خواهی هر هفت شب یکبار پیش تو باشم و تقسیم را چنین قرار دهم یا یک هفته پیش تو باشم و تقسیم را چنین قرار دهم یا یک هفته پیش تو باشم و همچنین هر هفته را پیش یکی از همسرانم باشم ، یا سه روز یکبار قرار دهم و دور بزنم . ام سلمه گفت : هر سه روز یکبار باشد . ابن هشام می گوید پیامبر تشکی از لیف خرما انباشته شده بود و بشقابی و کاسه ای و دستاسی را کابین ام سلمه قرار داد در تاریخ وفات ام سلمه اختلاف است گفته شده است اما ابن حجر می گوید ام سلمه در سال شصت و یک هجرت بعداز واقعه ی عاشورا فوت کرده است و بنا بر وصیت خودش ابو هریره بر او نماز گذارده است و او در قبرستان بقیع دفن شده است .

برداشتی شخصی :

همسران حضرت محمد ( ص ) پیامبر گرامی اسلام ، زینب (5)

زینب دختر خزیمه :

زینب دختر خزیمه بن حارث بن عبدالله بن عمر و بن مناف بن هلال بن عامر بن صعصه بن معاویه بن بکربن هوازن است . او هم از بنی قیس و و هم از هوازن و هم از عامریها و هم از هلالیها محسوب می شود . زینب از بس که درویش بخشنده بود در دوره ی جاهلیت به ام المساکین معروف شد . قبل از ازدواج با پیامبر اسلام همسر طفیل بن حارث بن مطلب بن عبد مناف بود که او را طلاق داد سپس برادر طفیل عبید بن حارث با او ازدواج کرد و عبیده در جنگ بدر شهید شد و پس از او پیامبر در ماه هجرت بود با او ازدواج کرد و گفته شده است که زینب همسر عبدالله بن جحش بوده که در جنگ احد شهید شده است و پیامبر با او ازدواج کرد . زینب فقط هشت ماه پس از ازدواج با پیامبر (ص) زنده بود و در آخر ماه ربیع الاخر درگذشت و رسول خدا بر او نماز گذارد و در گورستان بقیع او را دفن فرمودند .

برداشتی شخصی :

همسران حضرت محمد (ص) پیامبر گرامی اسلام حفصه (4)

حفصه دختر عمر بن خطاب :

حفصه خواهر پدر و مادری عبدالله بن عمر است و مادرش زینب دختر مظعون بن حبیب است ، حفصه از زنان هجرت کننده است . پیش از رسول خدا همسر خنیس بن حذافه بود که شوهرش از شرکت کنندگان در جنگ بدر است و چون او درگذشت و حفصه بیوه شد عمر از ابوبکر خواست که او را به زنی بگیرد ولی ابوبکر پاسخی نداد و عمر از این جهت خشمگین شد . پس از اینکه رقیه دختر رسول خدا درگذشت عمر به عثمان پیشنهاد کرد با حفصه ازدواج کند ، عثمان گفت نمی خواهم به این زودی ازدواج کنم . عمر پیش رسول خدا رفت و از عثمان گله و شکایت کرد و گفت : به عثمان پیشنهاد کرده است که با حفصه ازدواج کند نپذیرفته است .

پیامبر فرمود :

(( کسی با حفصه ازدواج خواهد کرد که بهتر از عثمان است و عثمان هم با کسی ازدواج می کند که از حفصه بهتر است ، آنگاه او را از عمر خواستگاری کرد و با وی ازدواج نمود . )) پس از این جریان ابوبکر صدیق عمر بن خطاب را دید و گفت از من ناراحت نباش پیامبر (ص) موضوع ازدواج خود با حفصه را بطور محرمانه به من گفته بود و من نمی خواستم راز پیامبر را پیش تو بازگو کنم در صورتی که پیامبر او را نمی گرفت من با او ازدواج می کردم .

ابن عبدالبر در کتاب الاستعیاب فی معرفه الاصحاب می گوید : پیامبر یک مرتبه حفصه را طلاق داد و سپس رجوع فرمود و رجوع آن حضرت به این دلیل بود که جبرئیل گفت : به حفصه رجوع کن که زنی بسیار روزه دار و نمازگذار است و او در بهشت هم همسر توست . ازدواج حفصه در سال سوم هجرت بود . حفصه در سال بیست و هفتم هجرت فوت کرد . مروان بن حکم که در آن وقت که از طرف معویه فرماندار مدینه بود تابوت او را بر دوش گرفت و بر او نماز گذارده است . شیخ ابو محمد دمیاطی در مختصر سیره ی خود همین سال و همین مطلب را برگزیده و نوشته است . پیامبر (ص) پس از ازدواج با حفصه با زینب دختر خزیمه ازدواج فرموده است .

برداشتی شخصی :

همسران حضرت محمد (ص) پیامبر گرامی اسلام ، عایشه (3)

عایشه دختر ابوبکر صدیق (یکی از جنجالی ترین ازدواج های پیامبر اسلام )

پدرش ابوبکر و مادرش ام رمان است . بعداز وفات خدیجه پیامبر در شوال سال دهم بعثت و سه سال قبل از هجرت او را که شش (6 ) بود برای خود عقد فرمود و هفت ماه پس از هجرت درحالی که او ( 9 ) ساله بود با او عروسی کرد و به هنگام رحلت پیامبر ( 18 ) سال عمر داشته عایشه تنها زن باکره ی پیامبر بود و نیز تنها زن رسول الله بود که از پدر و مادری مسلمان بدنیا آمد . عایشه در این ازدواج بچه ای بدنیا نیاورد و از پیامبر اجازه گرفت تا کنیه ای (( فرزند خوانده ای )) برای خود انتخاب کند و پیامبر به عایشه گفت : کنیه ی خود را بنام عبدالله بن زبیر بکار ببر که پسر خواهرش بود بدین سبب به ام عبدالله مکنی شد .

از ترمذی روایت شده :

(( ان جبرئیل جاء بصورتها فی خرقه من حریر خضراء فقال : هذا زوجتک فی الدنیا و الاخره . )) جبرئیل صورت عایشه را در پارچه ای از حریر سبز آورد و عرض کرد حضرت رسول این زن تو در دنیا و آخرت است .

بخاری در باب ازدواج مردان با دختران در رابطه با ازدواج محمد (ص) با عایشه چنین می گوید : (( رسول خدا خواستگاری عایشه را از ابوبکر کرد ، ابوبکر گفت : من برادر تو هستم پیامبر فرمود : تو در دین خدا و کتابش با من بردار هستی و ازدواج دختر تو برای من حلال است . )) بله ؟!

بخاری در باب ازدواج پیامبر و عایشه چنین نوشته است :

(( پیامبر (ص) به عایشه ی می گوید : ترا دو بار درخواب به من نشان دادند و صورت تو در پارچه ای از حریر بود که آنرا باز کردم و دیدم تو هستی و به من گفتند که این همسر توست . عایشه جواب داد اگر حکم خدا باشد بدون تردید تحقق پیدا خواهد کرد . ))

از هشام بن عروه روایت شده :

(( عایشه به حضرت محمد (ص) گفته است : اگر در سراشیبی قرار بگیری و درختی را ببینب که از آن میوه خورده باشند و درختی که از آن میوه نچیده باشند ، شتر خود را زیر کدام می چرانی ؟ حضرت جواب داد زیر درختی که از ان نخورده باشند . ))

یکی از هزاران روایت آشنایی محمد (ص) با عایشه :

حجاج از حماد روایت کرده است که عایشه خود نقل نموده است : (( رسول خدا بعداز فوت خدیجه و قبل از خارج شدن از مکه با من ازدواج نمود که من (6) ساله بودم ، موقعی که به مدینه آمدیم من بازی می کردم که مرا بسوی رسول خدا بردند و زندگانی را با من شروع کرد که من (9) ساله بودم . ))

بازهم یکی دیگر از آن هزاران روایت گفته شده از سوی بخاری :

بخاری به نقل از خود عایشه می گوید : (( رسول خدا مرا عقد نمود در حالی که من (6) ساله بودم و زمانی که به مدینه آمدیم . روزی من در میان طایفه ی بنی حارث مشغول بازی بودم و پراکنده و گرد آلود شده بودم ؛ مادرم ام رمان به سوی من آمد و من با رفقایم تاب بازی می کردم و مرا تاب می دادند مادرم مرا صدا کرد و به طرف او آمدم و نمی دانستم برای چه منظوری صدا می کند ؛ دستم را گرفت تا مرا به در خانه آورد و من نفسم تند تند می زد تا اینکه کمی نفسم آرام گرفت و بعد کمی آب برداشتم و صورتم را شستم مادرم مرا داخل خانه کرد زنانی از انصار در خانه ی ما بودند ؛ آنها گفتند : خیر و برکت باد ! مادرم مرا به دست آنها سپرد و آنچه که از سر و صورتم پریشان بود آرایش دادند و مرا به خانه ی رسول خدا بردند که من در آن روز (9) سال داشتم .

بازهم یکی دیگر از آن هزاران روایت گفته شده از زبان امام احمد :

امام احمد در مسند درباره ی ام المومنین عایشه بعداز فوت خدیجه روایت کرده زمانی که خدیجه فوت کرد حضرت محمد (ص) ناراحت و محزون بود . خوله دختر حکیم ، زن عثمان بن مظعون عرض کرد :

ای رسول خدا چرا ازدواج نمی کنی ؟

حضرت فرمود : با چه کسی ؟

خوله گفت : دختر باکره می خواهی یا زن شوهر دیده و بیوه ؟

حضرت فرمود : باکره کدام است ؟

خوله گفت : محبوب ترین خلق خدا نزد تو عایشه دختر ابوبکر است .

حضرت فرمود : ثببه کدام است ؟ ( زن شوهر دیده و بیوه )

خوله گفت : سوده دختر زمعه که آن به تو ایمان آورده و از تو پیروی و تبعیت می کند .

حضرت فرمود : برو برای من خواستگاری کن .

خوله می گوید : داخل خانه ی ابوبکر شدم و گفتم ای ام رمان خدا خیر و برکت زیاد برای شما فرستاده است .

ام رمان گفت : آن خیر و برکت چیست ؟

خوله گفت : رسول خدا مرا فرستاده تا عایشه را از شما خواستگاری کنم .

ام رمان گفت : پس منتظر باش تا ابوبکر بیایید .

ابوبکر آمد و خوله گفت : یا ابوبکر چه اندازه خدا خیر و برکت را برای شما نازل کرده است .

ابوبکر گفت : آن خیر و برکت کدام است ؟

خوله گفت : رسول خدا مرا فرستاده تا عایشه را برایش خواستگاری کنم .

ابوبکر گفت : آیا عایشه به درد او می خورد ؟ او دختر برادرش است .

خوله می گوید : برگشتم به طرف رسول خدا و داستان را برایش گفتم .

حضرت فرمود : به سوی ابوبکر برگرد و به او بگو که من برادر تو هستم و تو برادر دینی من هستی ولی دختر تو برای من صلاحیت دارد .

خوله می گوید : من برگشتم و این سفارش را به ابوبکر گفتم

ابوبکر گفت : خوله در خانه منتظر باش تا من باز گردم و سپس خانه را ترک کرد .

ام رمان گفت : معطم بن عدی عایشه را برای پسرش خواستگاری کرده و بخدا سوگند ابوبکر وعده ای نداده است که به آن وفا نکرده باشد .

ابوبکر داخل خانه ی معطم شد : معطم در کنار همسرش ام الصبی نشسته بود و زنش به ابوبکر گفت : ای پسر قحافه می خواهی پسر ما را داخل دین خودت کنی اگر از شما زن بگیرد ؟

ابوبکر به معطم گفت : آیا حرف های زنت را تائید می کنی ؟

معطم گفت : بلی او این حرف ها را می گوید و من تصدیق می کنم .

ابوبکر از خانه ی آنها خارج شد و خداوند به سبب این گفته ها وعده ای را که ابوبکر داده بود از قلبش خارج کرد و موضوع را فراموش نمود .

ابوبکر به خانه برگشت و به خوله گفت : برو و حضرت رسول را به خانه ی من دعوت کن .

خوله گفت : من نیز این کار را کردم و ابوبکر عقد ازدواج پیامبر و عایشه را بست .

از عمر و عاص نقل شده است :

(( به پیامبر خدا گفتم : کدام یک از مردم را بیشتر دوست می داری ؟ حضرت فرمودند : عایشه ، گفتم از مردان چه کسی ؟ فرمود پدرش . ))

بازهم یکی دیگر از آن هزاران روایت گفته شده :

(( بازهم به اسناد معتبر ثابت شده که عایشه از پدر و مادر مسلمان به دنیا آمد است و بعد از وفات خدیجه ابوبکر سعی می کرد غم و اندوه پیامبر را برطرف کند ولی به نتیجه ای نمی رسید و پیامبر به خانه ی ابوبکر زیاد می رفت . عایشه دختری باهوش و ، زود فهم ، معقول و مودب بود که توجه حضرت را جلب می نمود و پیامبر با او به گفتگو می پرداخت و بخاطر همین صفات عالی و پسندیده و جذاب حضرت رسول او را نوازش و محبت می کرد و غالبا به مادرش ام رمان می فرمود که این دختر را آزرده خاطر مکن و یک روز چشمش به عایشه افتاد و او را مگین و رنجیده دید با سرزنش به مادرش گفت : من به تو وصیت نکردم که عایشه را آزرده خاطر نکنی ؟

کمال معنوی عایشه :

عایشه در آن موقع زبان زد بود و مدعیان بلاغت و بیان در برابر او عاجز بودند ، حاضر جواب و زیرک و شیرین سخن بود و نطق و بیانی فصیح و دلنشین و طبعی زنده داشت سخنانش را در کمال بلاغت و رسایی ادا می کرد . فضایل زیادی برای عایشه قایل شده اند که یکی از آن فضایل این است که ابوموسی اشعری و انس بن مالک از قول رسول خدا روایت می کند (( برتری عایشه نسبت به زنان مثل برتری تردید بر دیگر غذاهاست . ))

و دیگر اینکه :

خداوند متعال درباره ی تبرئه ی او در قرآن آیاتی نازل فرموده ، مواردی از اختصاصات عایشه از قبیل بستری شدن پیامبر درخانه ی او در حالی که سرش در آغوش عایشه بود رحلت فرمود و آخرین چیزی که وارد دهان پیغمبر شد آب دهان عایشه بود و اینکه پیغمبر در خانه ی او دفن شد . عایشه در سال پنجاه و هفت شب سه شنبه هفتم رمضان در مدینه فوت کرد . اما با تمام این اوصاف پیامبر گرامی اسلام بعد از ازدواج با عایشه باز هم ازدواج کرد .

(( منبع : عایشه در حیات محمد (ص) ، نشر اوحدی ))

برداشتی شخصی :