آقای محمود احمدی نژاد جلو قاضی میر حسین ملق بازی ؟!

5 06 2009

پدر خوانده ای سیاستمدار در مقابل فرزند خوانده ای ............ ؟

پدر خوانده ای سیاستمدار در مقابل فرزند خوانده ای ............ ؟

برداشتی شخصی :

چند نکته در باب مناظره ی تاریخی دو کاندید دهمین دوره ی ریاست جمهوری در ایران که براستی ذهن انسان را مشغول به خود می کند و ماهیت دیگری از روشهایی با شیوه هایی که بر طبق ایدوئولوژی فراگیری در همه ی حوزه های زندگی فرد و جامعه دخالت می کند و می کوشند آن ایدوئولوژی را بر واقعیت تحمیل کنند به این تعبیر توتالیتریسم با سیاسی کردن جامعه حوزه های خصوصی و غیر سیاسی زندگی را نابود  کند  برسیم . که این عبارت در جامعه ای با این شرایط را جامعه ی توتالیتریسم می نامند که دقیقا بقول بی بی سی فارسی احتمال هر برخوردی به مانند برخورد دو یارو یاور با عنوان یکی یار امام و دیگری یاور رهبر را تربیت می کند با مجوعه ای بنام مناظره چنان زلزله ی سیاسی را که خیلی دور از انتظار هم نیست را با درجه ریشتری تعریف نشده در عدد ، یک شبه سی سال ، هر چه را که رشته بودند پنبه کرد را پخش می کند به گونه ای که  معنای استقلال و آزادی جمهوری اسلامی را در حاله ای از ابهام در ذهن ابهام زده ی من فرو می برد  .

براستی مناظره ی دکتر و مهندس مناظره بود من فکر نمی کنم بلکه گونه ای مبارزه ی قدرت بود بین پدر خوانده و فرزند خوانده ، پدر خوانده ای که زیر و بم این نظام مقدس را با تمام وجود طواف کرده بود . پدر خوانده ای که با ساخت شعار مرگ بر اسرائیل و رژیم صهیونیستی می گفت : اسرائیل و فرزند خوانده ای که می گفت : فلسطین اشغالی ، حال باید اسرائیل از این بخت و اقبال بلند خود در پوست خود نگنجد و از این اظهار نظر فال نیکی بگیرد و از نقطه ی نابودی به نقطه ی امید جهشی زند و با دیده ی امید به آینده ی زنده ی اسرائیل نظر افکند زیرا نظر پدر خوانده نظر دیگری است ؟ پدر خوانده ای که در پاسخ به قول خودش به ماجرا جوی هایی که از سوی فرزند خوانده سر می زد با فاکتوری از هولوکاست به آزاد سازی قدس شریف از مسیر کربلا استناد می کرد و داستان جام زهر را برای ذهن آرمانگرای فرزند تداعی و تصویر سازی می کرد و اما فرزند تازه مزه ی پول نفت زیر زبانش رفته بود آری فرزند خوانده تازه از درآمد سرشار نفت به درک و تحلیلی رسیده بود با حسی عجیب که ریشه در آرمانگرایی های کودکانه داشت به دنبال رویا پردازیهای کودکانه ی خود بود . پدر خوانده از اصول رهبری در جوامع توتالیتریسم و نوع و چرخش گردش اقتصادی حاکم بر این جوامع می گفت و اما فرزند خوانده ی خلف نام نوک هرم را می برد آری دعوا ، دعوای قدرت بود و مناظره نبود آری دعوا ، دعوایی از جنس و خواص توتالیتر بود دعوایی که یاران و پیروان حاج همت را در مقابل یکدیگر قرار داده بود یکی که تازه مار خورده بود افعی شده بود و دیگری که افعی خورده بود و اژدها شده بود .

رهبران توتالیتر خواست مردم را بدون در نظر گرفتن خواست مردم تعیین می کنند در آلمان گفته می شد اعتقاد مردم را به نازیسم نمی توان ابطال کرد ، زیرا توده ها با خون خود به آن می اندیشند حال با در نظر گرفتن چنین شرایطی آیا نباید بجای انتخابات ریاست جمهوری خواستار رفراندومی ساده ، به سادگی همین مناظره ی ساده که به واقع ماهیت پوچ جوامع توتالیتر مذهبی را نشان می داد  سرنوشت خود را به گونه ای دیگر رقم بزنیم و به تعریفی جدید از مناظره ی میر حسین موسوی و دکتررر احمدی نژاد برسیم تعریفی که به واقع ما را با معنای توتالیتریسم مذهبی روبه رو می کند .

با فاکتوری از مثلی فارسی با این عنوان ( تو را پرسند هنرت چیست نگویند پدرت کیست . ) اشاره ای می کنم که مرا به یاد حرف امام خمینی می اندازد که در 12 بهمن 57 در بهشت زهرا فرمودند : حکومتی را که پدران ما برای ما برگزیده اند را دلیلی ندارد قبول کنیم آری به واقع این ماهیت جوامع توتالیتریسم مذهبی است در توتالیتریسم به طور کلی نهادهای جامعه ی مدنی بسیار تضعیف می شود و تشکلات اجتماعی جای خود را به جامعه ی توده ای می دهد توتالیتریسم در حقیقت مبتنی بر قدرت مطلقه خودکامه ی حکام نیست بلکه حکومت قوانین کلی تاریخ و طبیعت و بازی با اعتقادات بر انسانهاست . به یک تعبیر ، دولت توتالیتر خصوصیات زندان ، پادگان ، گورستان و بقول خود پدرخوانده پرونده سازی ، قانون گریزی ، خود محوری ، ماجراجویی فرار از قانون و …. غیره را در خود جمع می کند . آری دعوا ، دعوای قدرت است که یکی با نوید تغییر ندا سر می دهد و حرف دیگری شعار مبارزه با انحصار طلبی قدرت است ، آری ماهیت حکومت های توتالیتر تربیت تشنگان قدرت است و نه تشنگان به خدمت آری پدرخوانده از قوانین جامعه ی توتالیتری سخن می گفت که خود کاشف و خالق آن بود اما فرزند خوانده در پی قانون دیگری بود که خود خالق آن بود آری این رویارویی برخورده دو قانون توتالیتر بود یکی قانون پدرخوانده و دیگری قانون فرزند خوانده آری پدر خوانده از قانون گریزی می گفت و فرزند خوانده از انحصار قانون در اختیار پدر خوانده آری به گمانم دعوا ، دعوای زرگری بود .  آری پدر خوانده روضه ی خود را می خواند و فرزند خوانده گریه ی خود را می کرد .

آری اینان همان رهبرانی هستند که خود را حامی مستضعفان و رهبر مسلمانان جهان می دانند و پرچم حکومت مهدی موعود را در غیاب حضرت پرچم داری می کنند که براستی درود بر شرفشان برای این عزت بلند و همت والای انسانیشان که بسی جای هزاران بار صد آفرین دارد .

اما بزرگترین دستاورد این به اصطلاح مناظره ، تصویری نود دقیقه ای تقسیم شده در دو نیمه بین پدر خوانده ای بنام میر حسین موسوی و فرزند خوانده ای بنام محمود احمدی نژاد در زیر پوست این حکومت الهی بود .

شبهایتان به شادی روزهایتان در پناه آزادی

پدر خوانده ای که اصل بازی شطرنج در سیاست را خوب بازی می کند به روشی توتالیتریسم

پدر خوانده ای که اصل بازی شطرنج در سیاست را خوب بازی می کند به روشی توتالیتریسم

فرزند خوانده ی سیاسی یک حکومت توتالیتریسم مذهبی

فرزند خوانده ی سیاسی یک حکومت توتالیتریسم مذهبی

جنگ پدر خوانده و فرزند خوانده

جنگ پدر خوانده و فرزند خوانده





آیت الله مهدی کروبی : این بار همه بیداریم ؟!

1 06 2009

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد . حاجی کروبی در رقابت های دوره نهم طفلی همه اش دوساعت خوابید احمدی نژاد از لپ لپ اومد بیرون اما حالا در دوره دهم می گوید : این بار همه بیداریم .

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد . حاجی کروبی در رقابت های دوره نهم طفلی همه اش دوساعت خوابید احمدی نژاد از لپ لپ اومد بیرون اما حالا در دوره دهم می گوید : این بار همه بیداریم .

انتخابات در ایران یعنی چه و در کجا قرار دارد ؟

انتخابات در ایران یعنی چه و در کجا قرار دارد ؟

بنام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه بر نگذرد

( حکیم طوس فردوسی )

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

مشکلی دارم ، ز دانشمند مجلس باز پرس

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

( حافظ شیرازی )

برداشتی شخصی :

در انتخابات سوم خرداد 1384 در دوره ی دوم حاجی آقا مهدی کروبی فقط دو ساعت خوابید تا تیم دکتررر محمود احمدی نژاد انتصابات و انحصار انتخابات ریاست جمهوری نهم را به نفع خودشان رقم بزنند . اما هم اکنون در چهار خرداد دیگر یعنی خرداد 1388 بازهم روز از نو روزی از نو اما با در نظر گرفتن چند نکته ؟ به این پوستر انتخاباتی حاجی آقا کروبی نگاه کنید چه چیز با چه چیز دیگر می خواند کاسبرگی با دوازده برگ به نشانه ی دوازده ماه سال و آن دو سرباز هخامنشی و این امامه و اباء و آن ریش سفید و کله قندی از تلخ ، تلخ تر کدام به کدام ارتباط دارد را نمی دانم ؟!

به یاد سفرم در سال گذشته به مرودشت شیراز و هم کلام شدن با یکی از اهالی مرودشت افتادم مردی که با نهایت ایمان ادعا می کرد اگر این مردم شریف و خون جوش مرودشت در مقابل بولدوزرهای تیم خلخالی که کمر به تخریب تخت جمشید بسته بودند دراز به دراز رو به قبله نخوابیده بودند امروز این شیخ لره مضحک باید چگونه به تبلیغات و خرید احساسات و عرق ملی و افکار عمومی برای تامین منافع سیاسی خود دست می زد . به راستی تاریخ چراغ راه آینده است و گذشته و نیاکان ما شجره نامه ی اصیل و با اصل و نصب ماست که هنوز پرچمداری و حکمفرمایی می کند نیاکانی که به قول شجاع الدین شفاء : با ایران در چهارراه سرنوشت برای نابودیش در اتوبان نابودی با سرعت غیر مجاز خود ، با لحظه به لحظه ی آن تدریجی وار مرگ تاریخی را برایش رقم زدند .

اما بسی با جای صد خوشحالی امروز گونه هایی دیگر از این تلاشها را مشاهده می کنیم گویا این مرد روحانی خود دریافته که باید ابتدا سنگ تاریخ خود را به سینه بزند و بعد مبلغ کلام دیگری باشد گویا او به تازگی فهمیده که در ذهن همیشه زنده ی ایرانی شخصیتی تصویر سازی ذهنی می شود با نام کوروش کبیر که فرمان صدور اولین لوح حقوق بشر را صادر کرده گویا او تازه امپراطوری ایران باستان را شناخته و اینچنین شتابان از آن شکوه و عظمت در پوسترهای تبلیغاتی خود استفاده می کند یا شاید هم می دانسته و خود را به ندانستن می زده و با پیروی از اصول نان به نرخ روز خوردن برای کسب قرصی نان اینچنین بادمجان به دور قاب می چیند .

نمی دانم ، اما می دانم این کتل و متله به اصطلاح ، جنجال انتخاباتی داستان عروسک خیمه شب بازی و قصه ی حسین کرد شبستری است که از این گوش به آن گوش و از این زبان به آن زبان هر روز به گونه ای عنوان و تشریح می گردد . بقول چرچیل : صحبت ، صحبت منافع در جوامع سوم است که اصل مطلب همین است بدرستی که درست می گوید گویا رهبران و کارتلهای سیاسی پشت پرده ی سیاسی ایران خود نیز دین گریز گردیده اند تا آنجا که میر حسین موسوی رقیب حاجی کروبی می گوید : حکومت دینی که ماهیت دینی ندارد از لائیک هم بدتر است و از طرفی دیگر حاج محسن رضایی از خلیج فارس در بازیچه ی امارات و اعراب تا دریای خزر در انحصار روسیه ی ولادمیر پوتین ، با احساساتی یاد می کند که احساسات همه را بر می انگیزد .

آری دوستان این داستان سر درازی دارد و گره بر روی گره به گونه ای که هر روز یکی ادعای بازگشایی گره را کرده اما بسی جای صد تاسف که گره به گره ای کور تبدیل گشته ؟

نظر شما چیه دوستان ؟

نظر شما چیه دوستان ؟

جملات قصار چرچیل :

چرچیل علاوه بر شهرت بسزایی که در تاریخ سیاست و در میان سیاسیون معروف جهان دارد در بذله گویی و طنز پردازی هم مشهور است . جملات قصار او غیر از ظرافت های ادبی و بیانی ، شامل تذکرات هشدار دهنده و عبرت آمیزی است که به چند جمله از آن اشاره می کنیم .

یک : هیئت دولت عبارت است از اجتماع چند نفر آدم مهم که به تنهایی قادر به لنجام هیچ کاری نیستند ولی به طور دسته جمعی می توانند تصمیم بگیرند که هیچ کار مثبتی نمی توانند انجام دهند !

دو : سیاستمداران دستان سیاه و تیره ی خود را با دستکش سفید پنهان می کنند !

سه : در سیاست هیچ جایی برای اخلاق وجود ندارد !

چهار : سیاستمداران واقعی ، مردم کشور و مردمان عادی هستند که دولت و مسئولین آن را با بردباری تحمل می کنند !

پنج : سیاستمدار صادق و روراست در کشورهای عقب مانده وجود ندارد ، اگر هم دیده شود مطمئن باشید که ایستاده و آماده است تا (( خریده )) شود و در اختیار صاحبان منافع قرار گیرد !

( حسین بشیریه استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران )

(( دموکراسی بعنوان شیوه ی زندگی سیاسی در جامعه ی مدرن بر مبانی و اصولی استوار است که در طی فرآیند دراز مدت مبارزه برای ایجاد حکومت دموکراتیک ، تکوین یافته اند جوهر این اصول و مبانی را می توان در اصالت برابری انسانها ، اصالت فرد ، اصالت قانون ، اصالت حاکمیت مردم و تاکید بر حقوق طبیعی ، مدنی و سیاسی انسانها یافت . منظور از اصالت برابری این است که در دموکراسی افراد ، گروهها و طبقات مردم نسبت به یکدیگر از لحاظ حق حکومت کردن ، برتری و امتیازی ندارند . حق حکومت به هیچ فرد یا گروهی واگذار نشده و هیچ گروهی نمی تواند به عنوان برتری فکری یا ذاتی بر دیگران حکومت کند . مشروعیت قدرت تنها بر رضایت مردم در پیروی از حکومت مبتنی است . در دموکراسی فرض بر این است که مردم نه به حکم ترس و اجبار ، بلکه از روی رضایت از حکومت پیروی می کنند و ساز و کارهایی برای تضمین این رضایت وجود دارد ؟ ))

خدایش همین جوریه که تو تصویر می بینید معلوم نیست آخرش هم کی به کی می شه ؟

خدایش همین جوریه که تو تصویر می بینید معلوم نیست آخرش هم کی به کی می شه ؟





سادات و داستان سید بودنشان چیست ؟ پاسخی از دکتر شریعتی

19 05 2009

آ ، سد ، عبدالطیف ؟؟؟؟

آ ، سد ، عبدالطیف ؟؟؟؟

امروز مسئله ی وجود سادات برای هر روشن فکری مطرح است ، و مسئله ای نژادی شده است در صورتی چنین نبود و نمی تواند باشد زیرا اعتقاد به برتری نژادی اساسا با روح اسلام و نص صریح قرآن و سنت مغایر است و پیامبری که نژاد پرستی را ریشه کن کرده است و بنام سنتی جاهلی می کوبد نمی تواند خود منشاء نژاد پرستی در جامعه ی خویش باشد .

در متن تاریخ اسلام ، و در نظامهای اجنماعی قدیم نگاه کنید که قبیله ، اساسا یک حزب نیز هست ، و گروه اعتقادی مشخصی ، و روح حاکم بر یک قبیله در چندین نسل مشخص است .

دور از مسئله نبوت و رسالت پیغمبر به دو قبیله ی بنی امیه و بنی هاشم نگاه کنید . که حتی پیش از بعثت ، بنی امیه از نظر انسانی و اخلاقی ضعیف است و از نظر ثروت ، مقتدر و برتر و بنی هاشم از نظر ثروت ، در مرتبه ای پایین تر است و از نظر کرامت انسانی برتر .

اساسا در گذشته ، قبایل شجره ی خونی و اعتقادی و اخلاقی شان را با هم حفظ می کردند . چرا که مثل امروز ، برای فرد ، محیط ، اجتماع ، شهر و مملکت نبود ، بلکه محیط اجتماعی و تربیتش خاندان بود و جامعه ی ملی سیاسی ، طبقه ی اقتصادی ، نظام آموزش و پرورش ، فرهنگ کشور کمتر از آن اثر می گذاشت . خاندان یک جامعه ی حقیقی مستقل بود ، با یک روح قوی مشترک و خصایل مشابه .

بدین ترتیب سادات ، خانواده ی بزرگی بودند که مرکزشان علی بود ، و توجه به سادات و بنی علی ، نفی بنی امیه و سپس بنی عباس ، وجود سادات خود پایگاهی بود علیه حکومتها و طبقات و رژیم حاکم . پس بی جهت نیست که بنی عباس و بنی امیه ، فرمان قتل و عام سادات را صادر می کنند و می خواهند که هر کجا نشانی از آل علی یافتند محو کنند .

برای فهم این مدعا ، در ایران و هند تا شمال آفریقا و الجزایر ، بگردید و بپرسید که چرا در هر تنگنا هر گردنه ، نقطه ی استراتژیکی و هر کوه و کمری امام زاده ای مدفون است ؟ اینها تنها به دلیل انتساب خانوادگی و کرامت نژادی مورد تعقیب حکومتها نبودند زیرا در همین ایام برخی از سادات سازشکار در دربار عزیز بود بلکه هر یک ، عضوی از حزب انقلابی علوی بودند ، که حکومتها را نمی پذیرفتند و حکام را غاصب می دانستند ، با آنان می جنگیدند و از کمک مردم عدالت خواه و مظلوم برخوردادر بودند .

این است که با آمدن ساداتی چند از حسنی ها و طالبین به شمال ایران و پشت کوههای البرز ، آنهایی که با مسلمان شدن تمام ایران تا قرن چهارم و پنجم هنوز مسلمان نشده و حکومت و خلافت را نپذیرفته اند ، به تشیع می گروند و شیعه می شوند . چون سید علوی را یک ضد خلیفه و ضد حکومت می شناسند ، و به همین دلیل پول و کمک می دهند و حکومت گرگان و شمال را به دانها وا می گذارند .

پس این همه حرمت به سید ، و کمک قانونی و شرعی و اخلاقی به سادات ، به دلیل نژادی نبود بلکه برای کمک به جبهه ی ضد دستگاه و مبارز و مجاهد بود .

سادات ، تا این اواخر نیز در کشورهای اسلامی حزب رسمی و اورگانیزاسیون داشتند ، بنام اصل نقب و نقابت . و صاحب تشکیلات منظمی بودند ، تشکیلات بخارا ، تشکیلات بلخ ، تشکیلات نیشابور ….. و نقباء مختلف با امام ارتباط داشتند ، و به منزله ی دستهای امام و دستهای تبلیغاتی ، اقتصادی ،  سیاسی بودند . که از مرکز هر تشکیلات ، پول به مرکز می فرستادند و از مرکز و امام دستور مبارزه و مجاهده در محیط می گرفتند و به تشکیلاتشان می رساندند .

نقباء ، فقه و فرهنگ اهل بیت را که قاچاق و مورد تعقیب بود در اذهان و سینه های مردم پخش می کردند ، با حکومتها و تبلیغات گسترده و وسیع شان می جنگیدند .

یا علی مدد

یا علی مدد

یکی از شصت میلیون امام زاده های موجود در ایران ؟

یکی از شصت میلیون امام زاده های موجود در ایران ؟

یکی از شصت میلیون امام زاده های موجود در ایران ؟

یکی از شصت میلیون امام زاده های موجود در ایران ؟

بازهم یکی از شصت میلیون امام زاده های موجود در ایران ؟

بازهم یکی از شصت میلیون امام زاده های موجود در ایران ؟

بچرخ تا بچرخیم ؟

بچرخ تا بچرخیم ؟





روش شناسی فمینیست ؟

15 05 2009

تصویری که هر کس باید برداشتی را از آن کند .

تصویری که هر کس باید برداشتی را از آن کند .

روش شناسی مورد استفاده ی فمینیستها شامل گونه های مختلفی می شود ، آنان از روششهای متفاوتی برای تغییر دادن و به مبارزه طلبیدن تصورات فرهنگی که در آن مردان برتر از زنان دانسته شده اند ، استفاده می کنند . تا کنون همیشه این مردها بوده اند که متفکرانی بهتر یعنی عقلانی تر ، جدی تر و تاثیر گذار تر بنظر می آمدند ، اما روش شناسی فمینیستی به دنبال این است تا چنین تصوری را واژگون سازد .

فمینیستها و اساسا خود زنها معتقدند که نمی توان زنها را به سادگی موجوداتی همچون فرشته یا شیطان ، قدیسه یا فاحشه ، همسری بی مفز یا دختری ترشیده ، دانست و آنان را در یکی از این طبقات و تقسیم بندی ها جا داد و این در حالی است که تمامی این کلیشه ها و قالب ها ، شخصیت پردازی ، ای است که بدست مردان صورت گرفته است . روش شناسی فمینیستی می خواهد تا چنین سوء استفاده هایی که مردان از زنان می کنند آشکار و متوقف سازد . بدین ترتیب که با روشهای خاص خود ، بار دیگر تمامی کارهایی را که مردان انجام داده اند ، برسی می کند و این تحلیل را با بسط و گسترش آگاهی های منحصر به فرد زنان و برا اساس تجارب خاص آنان انجام می دهد .

روش شناسی فمینیستی شامل چهار حوزه ی زیست شناسی ، زبان شناسی ، روانشناسی و فرهنگ می شود در روش زیست شناختی ، اغلب با استفاده از مطالعاتی کالبد شناختی ، مشخص می سازند که چگونه قسمتهای مختلف بدن زن ، همچون زهدان و سینه ها ، باید بیشتر مورد توجه واقع شوند و بر نقش مهم و اساسی آنها تاکید شود . در روش زبان شناختی ، با توجه به تفاوتهای زبانی بین زن و مرد ، بر زبان و ساختار زبانی خاص زنان تاکید می کند . فمینست ها معتقدند از آنجا که در جوامعی مرد سالار زندگی می کنیم ، خیلی عجیب نیست که زبان ما هم تحت تسلط مردان باشد . از این رو ، فمینیست ها با استفاده از زبان شناسی ، به دنبال الگوهای ویژه ای برای ایجاد کلام و نوشتار ، و به طور کلی ، سبکی زنانه در زبان هستند . در روش روانشناختی و روان تحلیلی ، همچنان که فروید . لاکان نشان دادند ، ارتباطی اساسی بین فرد و ضمیر ناخداگاه یا نا هوشیار او وجود دارد و این امر خود را بخصوص در گفتار و زبان نشان می دهد از این رو ، فمینیست هایی همچون کریست وا و ایری گاری با استفاده از روان تحلیلی ، پیش داوری های جنسی ای را به مبارزه طلبیدند که در زبان ، حقوق و فلسفه وجود داشت . آنان با استفاده از این روش شناسی در جهت ساختن زبان و فلسفه ای گام برداشتند که ساختاری متفاوت از زبان و فلسفه ی حاکم و سنتی مرد سالار داشته باشند .

چهارمین روش ، روشی فرهنگی است . معمولا نیروهای فرهنگی در جهت تحلیل و کاهش اهمیت و ارزش نقش زنان در جامعه عمل کرده اند . فمینیست ها سعی می کنند تا با استفاده از ارتباطی که فرهنگ یک جامعه با درک و دریافتش از زن دارد ، به نفع ساختارهای فرهنگی و ایدئولوژیکی جامعه دست زنند و بدین ترتیب ، جایگاه و مقام شایسته و به حق زن را به او بازگردانند .

نقاب تو از رو صورتت بردار و خودت باش

نقاب تو از رو صورتت بردار و خودت باش

داستان همه ی اونایی که تو چهارراه سوالات گیر کردن ؟

داستان همه ی اونایی که تو چهارراه سوالات گیر کردن ؟

اوج نفرت

اوج نفرت





فرهنگ کتاب خوانی در ایران چگونه فرهنگی است ؟ ( تصویری )

11 05 2009

دوستان برید و یه جلدشو تهیه کنید ببینید چی می گه

دوستان برید و یه جلدشو تهیه کنید ببینید چی می گه

برداشتی شخصی :

(( بهترین دوست انسان کتاب است . )) دوستی که به ما الگو می دهد راه را به ما نشان می دهد شیوه ی مختلف زندگی را با دریچه ای رو به هدف برای ما باز می گشاید و …. به واقع دوستی است که در عالم دوستی هر چه را که دارد برای ما روی ورق به نمایش می گذارد این دوست به مانند یک رمان و سند تاریخی می تواند نقش چراغی روشن از گذشته را برای ما در مسیر پر از فراز و نشیب عدم آگاهی در مسیری با مقصد آگاهی بازی کند یا به مانند کتاب روانشناسی ، عمومی در این عصر فرا صنعتی و مهندسی ژنتیک ما را از واژه هایی به مانند افسردگی و موفقیت نامحدود و قدرت فکر مثبت و … ما را از تکرار ، تکراری زندگی و منجلاب روزمرگی به آن طرف دیوار ترس ، باغ موفقیت هدایت کند . در کل کتاب منبعی است که خواننده با ایمان قلبی یا یک پیشنهاد پر از اطمینان از یک دوست ، یک معلم ، یک استاد ، یا دگراندیش و شاید یک مرد با خدا یا هر کس دیگر ما را ترغیب به خرید و تهیه ی کتاب می کند .

بعضی اوقات با گرفتن ذهنی یک آمار از این قرار که ایران با داشتن هشت هزار ناشر که اگر آنها را به دو دسته ی تخصصی و عمومی با سهمی برابر تقسیم کنیم ما دارای چهار هزار ناشر در زمینه ی عمومی در شاخه های مذهبی و تاریخی و ادبیات و هنر و سیاسی و فلسفه و جامعه شناسی و …. هستیم که اگر هزار ناشر را ناشری فعال به حساب آوریم و این هزار ناشر فعال هر کدام ماهیانه پنج کتاب چاپ اول از تالیف گرفته تا ترجمه و گردآوری در بازار کتاب عمومی ارائه کنند ایران باید ماهیانه پنج هزار کتب چاپ آول و سالیانه شصت هزار عنوان کتاب چاپ اول با موضوعاتی مختلف به چاپ رسانده باشد .

این همه صغری و کبری کردن می دونی برای چیه ؟

من می گم با شصت هزار عنوان کتاب عمومی در سال چرا هنوز که هنوزه کتب مذهبی ما از فروش بالایی برخورداره من نمی خوام از این مسله به مانند پیراهن عثمان سوء استفاده کنم و نتیجه گیریی مشخص کنم اما حرف من اینه که وقتی من کتبی با نامهای گنجهای معنوی و با تیراژ یکصد هزاری در هر چاپ و داروخانه ی معنوی و مشکل گشای معنوی و شفا و درمان با قرآن و تعبیر خواب و طالع بینی و دنیای مرموز جن و …..  رو با یه کتابی مثلا ، مثلا دارم می گم سوء تفاهم برای دوستان مخالف نظر پیش نیاد ، مثله کتبی به مانند انسان برای خویشتن کاری از اریک فروم یا خیلی ملی تر بگویم کتاب منطق و شفا و روانشناسی شفا استاد بوعلی سینا و قدرت فکر مثبت و ….. همیشه از پایین ترین تیراژ چاپ و کمترین میزان فروش در سال روبه رو است شاید در مواردی معجزه گردد و یک کتابی به مانند شازده کوچولو و صد سال تنهایی و ابله و خرمگس و چنین گفت زرتشت نیچه و …. به تیراژهای دهم به بالا برسند اما در مورد دیگر عنواین غیر مذهبی فکر نمی کنم چنین باشد زیرا این را با هشت سال سابقه ی حرفه ای کتاب خوانی خدمت شما عرض می کنم .

براستی علت چیست ؟؟؟

لطفا به این تصاویر نگاه کنید

دو اثر ماندگار از استاد تکرار نشدنی تاریخ پزشکی ایران بوعلی سینا با عنواینی بنام مبطق وشفا و روانشناسی شفا که اگر یک جلدش را پیدا کردید به سه برابر قیمت جلد دیگش را برای من نیز خرید کنید

دو اثر ماندگار از استاد تکرار نشدنی تاریخ پزشکی ایران بوعلی سینا با عنواینی بنام مبطق وشفا و روانشناسی شفا که اگر یک جلدش را پیدا کردید به سه برابر قیمت یه جلدش رو هم را برای من خرید کنید

شفا و درمان با قرآن (( بله ))

شفا و درمان با قرآن (( بله ))

این یکی دیگه واقعا داستانی برای خودش

این یکی دیگه واقعا داستانی برای خودش

علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نشد

علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نشد

شما که پشت جلده این کتاب رو می خونید از بیست مورد کلیدی از انواع و اقسام دعاها از بچه دار شدن و گرفتن زن زیبا و سرمایه دار شدن و دورماندن از قضا وبلا و.... شما را همه جوره ساپورت می کند یعنی یه جلدشو بخر همه چیز خودش خود به خود درست می شه تازه جالبه به چاپ میایونی هم رسیده ( واقعا راست می گن مشت نمونه ی خروار است )

شما که پشت جلده این کتاب رو می خونید از بیست مورد کلیدی از انواع و اقسام دعاها از بچه دار شدن و گرفتن زن زیبا و سرمایه دار شدن و دورماندن از قضا وبلا و.... شما را همه جوره ساپورت می کند یعنی یه جلدشو بخر همه چیز خودش خود به خود درست می شه تازه جالبه به چاپ میایونی هم رسیده ( واقعا راست می گن مشت نمونه ی خروار است )

آقا داروخانه ی معنوی ، گنجهای معنوی ، کیلینیک معنوی ، بیمارستان صحرایی معنوی ، درمان سرپایی معنویی ، مشکل گشای معنوی خدایش نمی دونم باید چی بگم

آقا داروخانه ی معنوی ، گنجهای معنوی ، کیلینیک معنوی ، بیمارستان صحرایی معنوی ، درمان سرپایی معنویی ، مشکل گشای معنوی خدایش نمی دونم باید چی بگم

این عنوان عنوانی بود که دکتر شریعتی تو کتاب مذهب علیه مذهب یه تعریفی می ده ازش که خیلی لری بگم حاج عباس قمی مولف شو می زاره کنار دیوار

این عنوان عنوانی بود که دکتر شریعتی تو کتاب مذهب علیه مذهب یه تعریفی می ده ازش که خیلی لری بگم حاج عباس قمی مولف شو می زاره کنار دیوار و ...

بیچاره حافظ شیرازی باباش اومد جلوی چشماش غزل گفت بعد هر پاپتی از راه رسید و یه جوری تفسیرش کرد

بیچاره حافظ شیرازی باباش اومد جلوی چشماش غزل گفت بعد هر پاپتی از راه رسید و یه جوری تفسیرش کرد

خب دیگه وقتی یوزارسیف این همه خاطرخواه داره تعبیر خوابشم همین طوره دیگه

خب دیگه وقتی یوزارسیف این همه خاطرخواه داره تعبیر خوابشم همین طوره دیگه

اول و ، وسط و آخره بدونه تعریفا و بی محتواهاست این حلیه المتقین .

اول و ، وسط و آخره بدونه تعریفا و بی محتواهاست این حلیه المتقین .

دیگه هیچی برای گفتن ندارم آخه بابا جلوی قاضی ملق بازی دیگه گوی و میدون دست شما ( پرسشهای شما پاسخ های حاجی آقا بحجت ) شما را با این پرسشها و آیت الله بحجت به خدا می سپارم .

دیگه هیچی برای گفتن ندارم آخه بابا جلوی قاضی ملق بازی دیگه گوی و میدون دست شما ( پرسشهای شما پاسخ های حاجی آقا بهجت ) شما را با این پرسشها و آیت الله بهجت به خدا می سپارم .