دنیای زنان دنیای مردان ?

*زنان ومردان در نگاهی کوتاه*

زنان در مثلهای ملل دیگر ؟

یک : زن سلیطه شوهر مرد است . ( مثل فارسی )

دو : زنان بدبخت سالی دو بچه می زایند . ( مثل فارسی )

سه : زن نداری ، غم نداری . ( مثل فارسی )

چهار : زن رو اگر توی شیشه بکنی باز هم کاری رو که می خواد می کنه . ( مثل فارسی )

پنج : زن قلعه است و مرد زندانی او . ( مثل ژاپنی )

شش : زنان و شیشه همیشه در خطرند . ( مثل اسپانیایی )

هفت : زن نه تنها یک همسر است بلکه یک کوه طلاست . ( مثل اسپانیایی )

هشت : زن هرچه زیادتر در آینه بنگرد کمتر به خانه علاقه مند می شود . ( مثل بریتانیایی )

نه : زن مغرور و دیوانه کردار است . ( مثل بریتانیایی )

ده : زن و گربه وقتی خوبند که پایبند خانه باشند . ( مثل ایتالیایی )





مردان در مثلهای ملل دیگر ؟

یک :مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که ابتدا سنگهای ریز را برداشت. (مثل چینی)

دو : مرد خوش اقبال با دوستی روبه رو می شود ، مرد بد اقبال با زن خوشکل . ( مثل چینی )

سه : مردها از ته دل می خندند ، زنها فقط با دهانشان . ( مثل عربی )

چهار : مرد خانه سازدو زن خانه ویران کند .  ( مثل فارسی )

پنج : مرد بی مروت زن است عابد بی طمع ورهزن . ( مثل فارسی )

شش : مرد بزرگ است که قلب کودک منش خود را از دست نمی دهد . ( کتاب مقدس )

هفت : مادر زن یادش نیست که روزی هم خودش شوهر داشته . ( مثل بریتانیایی )

هشت : مرد زن می گیرد چون خسته و مللول شده است و زن به خاطر کنجکاوی شوهر

می کند . ( مثل بریتانیایی )

نه : مرد پر مو یا بسیار نیرومند است یا شهوانی . ( ایتالیایی )

ده : مردی که خانه ی خاموش دارد زن ندارد . ( روس )



” حلقه،روانشاد فروغ فرخزاد ”

فروغ فرخزاد

دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه ی زر

راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر

راز این حلقه که در چهره ی او ، این همه تابش و رخشندگی است

مرد حیران شد وگفت :

حلقه ی خوشبختی است ، حلقه ی زندگی است

همه گفتند مبارک باشد ، دخترک گفت :

دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد

سالها رفت و شبی

زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه ی زر، دید در نقش فروزنده ی او

روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته، هدر

زن پریشان شد و نالید که وای ، وای

این حلقه که در چهره ی او بازهم تابش و رخشندگی است

حلقه ی بردگی و بندگی است .

برداشتی شخصی:

صحبت در مورددنیای زنان ومردان از هنگام پیدایش وتکامل زندگی بشری یکی از موضوعات مورد بحث و گفتگو در زمان حال وآینده بوده ومی باشد . اما این صحبتها همیشه تحت تاثیرفرهنگ و سنتها و باورهاست که که شرایط صحبت در مورد آنرا تعیین می کند به گونه ای که در هر قسمت از این کره ی خاکی ، شکل و تعریف مختص به خود را دارد که به درستی با شرایط موجود مورد بحث قرار می گیرد اما اگر بخواهیم با در نظرگرفتن شرایط فرهنگی و جغرافیایی با تعبیری روان وبیانی شیوا با گفتن داستانی به گوشه ی کوچکی از آن اشاره می کنیم.

روزی برای سفرجهت کسب تجربه وارد دهکده ای کوچک درنقطه ای از این دنیا شدم ، آن دهکده جاذبه های طبیعی بسیار زیبایی داشت همه چیزبیانگرو نشان از وجود خدا را به نهایت زیبایی در خودنشان می داد اما ، رفتار وزنان ومردان آن دهکده مورد سوال بود . آنها در کنار یکدیگر زندگی می کردند به طور همکاردر ظاهر مکمل نیازهای یکدیگر بودند . اما به هنگام تبادل نظر با یکدیگر ، تو گویی بین آنها دیواری از بی اعتمادی ، که مصالح ساختمانی این دیوار، راخیانت ، دروغ ، فریب ، خشونت ، تبعیض ، دستمزد کمتر ، پایمال کردن حق و حقوق براساس جنسیت ، مارک زدن برروی یکدیگر بعنوان اول ودوم ، ضعیف و نیرومند ، لطیف و شکننده ، توانایی وعدم توانایی ، حق داری و حق نداری و هزاران تعاریف دیگرکه در بالابردن این دیوار به آسمان هفتم نقشی اساسی را ایفا می کرد . دیوارهایی که اینقدر کج بالا رفته بود که هر لحظه امکان فرو ریختنش برسرمردان و زنانش انتظارمی رفت . دیواری که هیچگاه دیده نمی شد ؟ اما دیدگاه و نگرش و بینش زنان و مردان همین دهکده بود که وجود این دیوارهای نامریی را در وجود آنها پدیدار کرده بود .

روزی در این دهکده زنی بنام سیمون دوبووار ، را بامردی ناشناس درحال تبادل نظردیدم : سیمون دوبووار درتعریف زنان خطاب به مرد می گفت : ( زن ؟ هواداران فرمولهای ساده می گویند زن چیزساده است : رحم ، تخمدان ، موجودی ماده همین کلمه برای تعریفش کافی است ) مرد که گویا ازاین تجزیه وتحلیل انتقادی به شدت عصبی شده بود فریاد برآورد : آری من یک نرهستم و از اینکه یک نر می باشم احساس غرور می کنم زیرا کلمه ی ماده برایم معنایی نامساعد دارد . در همین حال که سیمون دوبووار سرشکسته صحنه ی مناظره را ترک می کرد آن مردبا احساس غرور و لبخندی بر لب می گفت آری درست است ، (ما نیمه ی کامل هم دیگریم ، اما با این تفاوت که ما جنس اول هستیم و شما جنس دوم ) . درست در همین لحظه با اندیشیدن و نیم نگاهی ، تهی ازتجربه ، به گذار تاریخی بین روابط زنان ومردان بزرگ درتاریخ وعملکرد آنها به این نتیجه رسیدم که زنان و مردان از بدو پیدایش و تکامل با کنش و کششی که بین آنها برقرار بوده در یک نبرد برای تثبیت موقعیت خود بعنوان یک انسان باهم درستیزند . که نتیجه ی این ستیز تا به حال پیروزی درسطح وسیع برای مردان بوده ، واگر زنی پیروزمند یافت شود این پیروزی خود را به شکلی مدیون مرد ، یا مردانی دگر اندیش می بیند .

(( که اصل مطلب به شکلی در همین جا نهفته است آیا روزی را می توان دید که زنان به طور مستقل مانندمردان بازنده وبرنده ی جدال زندگی باشند . ))

2 پاسخ

  1. با توجه به حرف های رکیک و زننده ی ذکر شده در این وبلاگ که از دیدگاه اندیشه های اسلامی و بسیجی کاملا نفی شده و به طور مستقیم بر ارزش ها و شئونات این نظام لطمه های پایه ای وارد شده اینجانب به نمایندگی از حزب الله شما را محکوم کرده و تمامی متعلقات شما را
    با توجه به موازین قانونی جمهوری اسلامی پیگیر ی خواهد شد و با دریافت هر گونه اطلاعات از شما بر پرونده ی تشکیله .جرم شما سنگین تر می شود.

    شورای نگهبان
    پاسخ<s
    دوست عزیز و حزب الله های ما بیدی نیستیم که با این بادها بلرزیم ما یا علی گفتیم و عشق را آغاز کردیم .

  2. salam aghidat vasam mohtarame vali kheili jaye bahs dare
    age ye kam az ebtezale neveshte kam koni behtar mishe
    mesle dr shariaty saay kon hamishe bitaraf bashi
    va az khda bekhah ke komaket kone
    pirooz o paydar bashi

    پاسخ:

    خواهش می کنم . ولی اینها واقعیت هایی از فرهنگ ضرب المثلی جامعه ی ما ایرانیان است که گوش به گوش از بزرگان ما به گوش من و نسل آینده من خواهد رسیید.

پاسخ دهید