مادیات یا معنویات ! کدام یک ؟

4 04 2008

( انتخابی بین مادیات و معنویات ) ؟

1: پول ، پیش دنیا پرست قبله ی اوست . ( شمس تبریزی )

2: تنها حسن سرمایه دار این است که به ما می آموزد که از سرمایه بیزار باشیم . ( جبران خلیل جبران )

3:فرومایه کسی است که به قیمت آبروی خود مال به دست

می آورد. (حضرت علی )

4: اگر یک طناب ضخیم به سوراخ سوزن برود زر اندوز هم به بهشت میرود . ( حضرت عیسی مسیح )

5: ثروت حقیقی دو شرط دارد : یکی آنکه همواره اسباب خوشی باشد و دیگر اینکه روزگار نتواند آن را از ما پس بگیرد و آن ثروت معنوی است. ( محمد حجازی )


برداشتی شخصی:

به راستی مادیات و معنویات یعنی چه ؟ اگر با دید خود بخواهم آن را معنی کنم با تعبیر زیاد جالب توجهی روبه رو نخواهم شد . البته باید گفته باشم که در زندگی به ارکان اصلی حاکم بر زندگی نهایت ایمان را دارم ارکانی همچون خلاقیت ، ابتکار ، کاروتلاش ، صداقت ، امانتداری ، ایمان ، وجدانی بیدارو آگاه ، قدرت انتخاب بین بدوخوب ، که به درستی و نادرستی تجربه ختم می گردد .

می خواهم به نکته ای از دید خود اشاره کنم که همیشه برای من جای سوال بوده ؟ انتخابی بین مادیات و معنویات ، انتخابی که تحت تاثیر شرایط فرهنگی و اجتماعی و نوع پرورش خانوادگی می باشد که هزاران سوال بی جواب را بین مادیات و معنویات برایم باقی می گذارد. زیرا من بعنوان یک انسان جوان باید بین مادیات و معنویات انتخابی کنم صد البته که نمی توان یکی را انتخاب کرد چون با نبود دیگری هر کدام به تنهایی معنایی ندارد پس باید بالانسی را بین هر دو به وجود آورد یا اینکه به اندازه ای کمتر یا بیشتر به هر کدام معتقد بود که آنهم تصمیمی شخصی است .

اما چرا نمی توانم بین مادیات و معنویات انتخابی کنم ، در جامعه ای که من در آن زندگی می کنم شرایطی حاکم است که از عنوان مادیات و معنویات ترشی هفت بیجاری به عمل آمده است که هر جوانی با هر جنسیتی باخوردنش نه تنها به درد دل ، بلکه به درد افکارهم مبتلا می گردد و و در صورت شفا نیافتن ، ادامه ی زندگی هم برایش در هاله ای از ابهام فرو می رود .

تعابیری گوناگون از مادیات و معنویات که انسان را از مسیر انسانی خود به مسیری غیره انسانی ، غیره حیوانی ، غیره هیچ دچار می کند البته لازم به ذکر می باشد که بنده نه بی دین هستم و نه پوچ گرا ، ولی دوست دارم هم مادی گرا باشم و هم معنوی گرا البته بازهم لازم به ذکر می باشد مادیات و معنویاتی که جایگاهی مشخص داشته باشد .


حال اگر این مادیات و معنویات شخصی من برایم جایگاهی تعریف شده داشته باشد جامه توان درک این جایگاه را ندارد . مثلا اگر کفه ی وجدان ترازوی شما بین مادیات و معنویات کمی به نفع مادیات پایین برود دوستان معنوی آن طرف کفه ی ترازو با خوشحالی به پایین نگاه کرده و می گویند : این مادی گرایان روز به روز در این باتلاقی که از ثروت و مال اندوزی برای خود بوجود آورده اند لحظه به لحظه در آن پایین رفته و نابود می شوند زیرا این معنویات است که انسان را به اوج می رساند اینها امانتدارانی بیش در این دنیا نیستند . اما اگر کفه ی ترازو ی شما بین معنویات و مادیات کمی به نفع معنویات پایین برود دوستان مادی آنطرف کفه ی ترازو به پایین نگاه کرده و می گویند : اینها نه تنها به اوج معنویات خود نرسیده اند بلکه در زندگی مادی خود هم نتیجه ای نگرفته اند مانند کشتی به گل نشسته در گل فرو رفته و از این طرف مانده و از آن طرف رانده شده اند . حال اگر کسی بخواهد در کفه ی وجدان ترازوی خود تعادلی بین مادیات و معنویات برقرار کند با بر چسبهایی مانند تزویرو ریا ، دروغ و فریب ، محافظه کار و شیطان … روبه رو می شود این همان ترشی هفت بیجاری است که عرض کردم .

حال علت چه می تواند باشد :

به قول مارکس : کودک در رحم مادر باردار هم ، چون از خون مادر تغذیه می کند با نگاهی مادی گرا پا به عرصه ی حیاط می گذارد .

و به همان صورت هم انسان با دیدن شب و روز ، زیبایی ، محبت ، عشق ، زندگی نمی تواند در جستجوی تعابیری برای معنویات نباشد اما این برداشت از تعابیر مادیات و معنویات می تواند انسانی و غیر انسانی باشد و به شکلها ی مختلف مورد بهره برداری قرار گیرد . حال در محیطی که مادیات به نفع گروه یا شخصی معنی ، و از آن برای عام تبلی تو خالی ساخته می شود معنویات بصورت فرشته ای زیبا و نجات دهنده جلوه گر می شود . حال در این شرایط چه دستاوردی را نسیب مردمانی که تعبیر افسار مادیات و معنویات خود را به دست افرادی سپرده اند که تصویر ی روشن از مادیات و معنویات را برای آنها ترسیم کنند به ثمر خواهد داشت .


در این شرایط نه تنها معنویات رشد نمی کند بلکه مادیات به بدترین شکل ممکن معنی می گردد به گونه ای که مردمانی معنوی گرا در نبود مادیات ، به هویت واقعی آن گروه پی برده به مورور زمان آنها را نفی می کنند و برای بدست آوردن نیازی که مدتها لذت آن را نچشیده اند بدون آگاهی و آشنایی با دنیای مادیات ، با خلق و خوی حیوانی برای به دست آوردنش با یکدیگر به رقابتی دست می زنند که هیچ جایگاهی دز زندگی مادی ندارد به گونه ای که نه تعریفی برای مادیات و نه آرامش خاطری را در معنویات را دارا می باشد .

بنظر من با قرار دادن مادیات در جایگا هی از زندگی بنام صحنه ی رقابت برای زندگی بهتر ،تحت شرایط انسانی و انتخاب معنویات بطور آزادانه برای تسکین انسان در خلوت انسانی خود می توان درک بهتری از مادیات و معنویات را در معنای زندگی گنجاند . درکی که برداشت ما را ، برداشتی روشن و آگاهانه از مادیات و معنویات در خود گنجانده باشد برداشتی که به ما به درستی بفهماند که مادیات و معنویات مگمل همدیگر هستند و در تمام زندگی همدیگر را کامل می کنند . درکی که به ما بفهماند که جدایی مادیات و معنویات باعث سوء استفاده و به کار گیری ابزار دروغ و کاربرد خلاف آن در معنویات به منظور فریب بکار خواهد گرفته شد ، که همانا این نشانه ها ، نشانه هایی از یک جامعه ی آلوده می باشد جامعه ای که نه مادیاتش در سر جای خودش می باشد و نه معنویاتش ، بطوری که نه معنای واقعی مادیات را می فهمیم و نه معنویات یا به زبان ساده هیچ گونه آگاهی برای مواجه شدن با شرایط برآمده از مادیات و معنویات که بتواند مارا به درستی در تاریک ترین شرایط مادی و معنوی هدایت کند . زیرا به درستی این مادیات و معنویات است که به زندگی ما معنی می بخشد . آیا باید آنقدر معنوی بود که به هنگام مواجه شدن با مادیات ، چون از طرفی به آن نیازمندیم ولی تعریفی دقیق و آگاهانه از آن نداریم همچون شخصی کور در شهر که به کمک دیگران مسیر های دشوار را پشت سر می گذارد آن را در آغوش بگیریم و یا اینکه آنقدر مادی گرا شویم که در مقابل معنویات با قلبی از جنس سنگ و جسمی نابینا و نا شنوا با حرص و طمع بسوی آن قدم برداریم .

به راستی می توان گفت که هر انسان زنده از مادیات و معنویات با شرایطی که در آن زندگی می کنند برداشتی همخوان با همان شرایط را برای خود وقف می دهند اما با اطمینان می توان گفت مادیات و معنویات اگر بطور شفاف و روشن در شرایطی آزاد مورد آگاهی و آموزش قرار نگیرد انسان را با هر شرایط زندگی به انتهای مسیر انسانی هدایت می کند اگر سایه ی مادیات بر معنویات گسترده گردد و به همان شکل اگر معنویات سایه ی خود را بر روی مادیات بگستراند هر دو یکدیگر را نفی می کنند یعنی اینکه گستردگی این سایه در زمانی زیباست سایه ی هر دو بر روی زندگی گسترده گردد . سایه ای که انسان را در پناه آرامش مادی و معنوی خود قرار داده و به او قدرت فکر برتر را عطا کرده تا با برداشتی عقلانی در هر شرایطی از زندگی برداشتی مناسب از مادیات و معنویات برای خود تعبیر کند . تعبیری که او را آماده برای قرار گرفتن در شرایط مادی و معنوی به رفتاری انسان گونه و انسانی به دور از انسان نمایی رهسپار کند .

که این امر نیازمند برقراری تعادلی میان مادیات و معنویات است که این تعادل فقط با آگاهی و روشن بینی هر فرد در فضایی کاملا آزاد و به دور از تجویز افکاری که هیچ ارتباطی به واقعیت زندگی ، مادی و معنوی انسانها ندارد باید انجام گیرید . افکاری که طبق آینی کهنه و برداشتی تاریخ مصرف گذشته توسط عده یا گروهی در نگاه و تعبیری از مادیات و معنویات برای مردمان تجویز می گردد .

حال اگر این تجویز در چهار چوبی از دروغ و نیرنگ و ریا انجام گیرد نه تنها مادیات و معنویات معنایی پیدا نمی کند بلکه فضایی از گنگی و نا مفهومی برای ما در بر خواهد داشت فضایی که مارا در بین مادیات و معنویات معلق خواهد گذاشت . ودستاورد آن چه خواهد بود گروهی می گویند : گر خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو و گروهی دیگر هنوز به دنبال تعبیری جدا از تعیبیر گروه اول هستند تا معنایی زیبا تر از گروه اول را به زندگی انسانی عرضه کنند آیا هستند چنین گروههایی این همان سوال بدون پاسخ من است .


کارها

اطلاعات

یک پاسخ

26 01 2009
رویا

خوب بود مرسی.
پاسخ
خواهش می کنم رویا جان
ممنون از اظهار نظر شما مرسی که به ما سری زدی .

دیدگاه‌تان را بنویسید: