
مریم و رضا دو حیوان انسان نما
زنی که در پی یک ارتباط شیطانی با جوان 27 ساله ای ، زمینه های ارتکاب قتل فرزند دو ساله اش را ، فراهم کرده بود ، دستگیر شد .
زن جوان سراسیمه فرزندش را به اورژانس بیمارستان منتقل کرد و با خواهش و التماس از آنها می خواست تا فرزندش را نجات دهند .
وقتی پزشک اورژانس در خصوص علت شرایط وخیم کودک دو ساله سوال کرد ، زن جوان گفت : دچار یک لحظه غفلت شده و فرزندش از بالکن خانه سقوط کرده است .
به دنبال اظهارات اولیه ی زن جوان ، پزشک اورژانس با معاینه و مشاهده ی آثار ضرب در بدن این کودک ، موضوع را به پلیس گزارش داد و در این هنگام تلاش برای نجات کودک دوساله که از ناحیه ای سر و صورت به شدت آسیب دیده بود ، بی نتیجه ماند و وی جان خود را از دست داد .
بدنبال تماس با مرکز فوریتهای پلیسی 110 و عزیمت ماموران انتظامی بجنورد در محل ، تحقیق از زن جوان آغاز شد و در پی اظهارات ضد ونقیض وی با دستور بازپرس ویژه ی قتل بجنورد بازداشت شد .
((اعتراف))
با آغاز مرحله ی دیگری از تحقیقات ، زن جوان اعتراف کرد : از چند ماه پیش به صورت اتفاقی با جوانی بنام رضا در خیابان آشنا شده و قصد داشته پس از جدایی از همسرش ، با این فرد ازدواج کند .
وی اضافه کرد : روز حادثه به خانه ی رضا رفتم و فرزندم را به او سپردم و برای خرید ، بیرون رفتم وقتی به خانه ی رضا برگشتم ، با بدن نیمه جان پسر دو ساله ام روبه رو شدم که در شرایط بدی به سر می برد .
بدنبال این اعترافات ، ماموران با نشانی های ارائه شده از سوی زن متهم ، رضا را دستگیر و تحقیق از وی را آغاز کردند .
متهم در تحقیقات گفت : از چندی پیش با مادر کودک دو ساله ارتباط داشتم و می خواستیم با هم ازدواج کنیم ، اما کودک دو ساله مانعی جدی برای این ازدواج بود ، زیرا احساس می کردم مریم نمی تواند فرزند دو ساله ی خود را رها کند و از همسرش طلاق بگیرد ، به همین دلیل روز حادثه وقتی او فرزندش را به من سپرد ، در یک لحظه به سوی کودک دو ساله حمله ور شده و او را به شدت زیر ضربات مشت و لگد قرار دادم .
با اعتراف صریح متهم به قتل کودک دو ساله و اعترافات زن و مرد متهم که کودک خردسال را قربانی رابطه ی شیطانی خود کرده بودند باز پرس ویژه ی قتل بجنورد دستور قضایی را در ارتباط با آنها صادر کرد تا پس از تحقیقات و بازسازی صحنه ی جنایت ، پرونده برای صدور حکم به دادگاه ارسال شود .
((منبع : روزنامه ی جام جم صفحه ی حوادث به تاریخ شنبه 7 دی 1387 ))
برداشتی شخصی :
با خواندن این خبر آدمی نمی داند سر خود را در کدام چاه فرو کند و فریاد وا مصیبتا را سر دهد خدای من انسان باید در چه شرایطی دست به چنین اقدامی بزند . روزی دوستی در تبادل نظری دوستانه به ما گفت : به نظر من هشتاد درصد وجود انسانی هر انسانی را مسائل جنسی به خود اختصاص می دهد . تا یک انسان را در شرایط روحی و روانی مناسبی قرار دهد اما روزی بزرگواری در حین ورود به میهن فریادی سرداد با این مضمون: ما آمده ایم تا زندگی معنوی و اقتصادی شما را به گونه ای دیگر رقم بزنیم .
ولی افسوس که امروز جای او خالی است تا چنین رخدادهای تاریخی و انسانی را نظاره گر باشد تا شاید درباره ی سخنی که آن روز در باب امتی به راه و اهل برای راهکاری انسانی مورد خطاب قرار می داد تا شاید در اظهار نظر خود امروز تجدید نظر می کرد ولی افسوس که جای آن بزرگوار امروز به مانند گویی درخشان خالی از لطف و الطاف الهی و معنوی می باشد که بازهم جای صد افسوس دارد .
روزی جوانی با صداقت کلامی شیوا و روان بدون ادعا به من گفت : آقا جوانی که کار ندارد ، پول ندارد ، اعتبار ندارد ، قدرت ندارد چگونه باید تشکیل خانواده دهد . و از طرفی نیاز جنسی دارد که هدیه ی خداوندی است که از طرف خداوند به او به طور ژنتیک هدیه داده شده شدیدا فکر او را مشغول کرده چه باید کند ؟ کاری که امروز آقا رضا بجنوردی کرده او صد درصد در شرایطی نا متعادل از لحاظ روحی و روانی در شرایطی غیر انسانی ، شرایطی شبیه به جنون حیوانی و آنی دست به چنین اقدامی می زند و نام خود را در جدول حیوان صفتان برای رقابت با دیگر حیوان صفتانی به مانند (بیجه و خفاش شبها و …) به ثبت تاریخی می رساند .
اما نقش مادر این کودک :
حیف از نام مادر و زن که نامی بسیار بزرگ و مقدس است که هر بی لیاقتی نمی تواند این نام مقدس را پشت سر خود یدک بکشد . زیرا زمانی مادر ، مادر می باشد که آموخته باشد چگونه تعریفی متفاوت از تعهد و اصول زندگی مشترک را ارائه دهد تا به این راحتی نام مادر و زن را به نقد و چالش نگیرد .
ننگ بر زنی که برای پر کردن خلاء محبت در دوران زندگی مشترک فیلش یاد هندوستان کرده و به یاد دوران مجردی چنین حوادث غیر انسانی را رقم بزنند اما نباید یک طرفه به قاضی رفت و باید شرایط زندگی مشترک این گونه زوجها را هم در نظر گرفت که از بحث ما بعلت عدم آگاهی خارج می باشد اما در جمله ای خلاصه می توان گفت : نبود آگاهی و آزادی جنسی ، شریط تحمیل شده بر زنان در طول تاریخ با تعریفی خاص از مادر بودن داده هایی مشخص در یک خط به نام تو یک زن هستی باید بشویی و بسابی و وضع حمل کنی و مادر باشی با تعریفی هم مسیر و هم خط یک مرد همین و بس .
نظر شما چیست دوستان عزیز ؟
شبهایتان به شادی روزهایتان در پناه آزادی
12-10-1387
مربوط به موضوع های: اجتماعی, عمومی | بر چسب ها: مردان و خشونت جنسی, خشونت جنسی
سللم و وقت بخیر
من واقعا نمی دونم الان چه احساسی دارم نسبت به این نوشته
ولی باید بگم با اون قسمت از حرفاتون موافقم که گفتین نباید یک طرفه به قاضی رفت
خب من فکر میکنم که اون کسی که 80%وجودش را غرایز جنسی تشکیل داده دیگه انسان نیست
چون از اون 20%باقی مانده بخشی به خواب و خوراک و بخشی هم به تعیین قلمرو و از دست رفتارها تعلق داره
انسان نئاندرتال هم در 4000 سال پیش از تاریخ مسیح بخشی از وجودش را صرف فکر کردن کرد و مفهومی حتی خیلی کم و محدود را از شمارش بدست آورد
حتی باید بگم در ازمایشات اخیر ثابت شده که حیوانات هم مفهومی از شمارش را دارند
جوانی هم که کار نداره پول نداره اعتبار نداره و فکر میکنه که غریزه جنسی یک موهبت الهی هست هم دست کمی از همان انسان نئاندرتال نداره چون قبل از این که غریزه جنسی
برای یک انسان موهبت الهی باشه قدرت تصمیم گیری_ قدرت اختیار_ شعور_عقل_
حتی زور بازو یک موهبت الهی براش هست در هیچ کجای عالم پول و اعتبار نریخته رو زمین
غریزه جنسی قبل از اینکه برای انسان یک موهبت باشه برای حیوانات و گیاهان چند سلولی
یک موهبت الهی بوده است
و اما اون زن گناهش این بوده که گول خورده گول یک شیطان را
خواسته خودش را از چاله نجات بده افتاده تو چاه
چه اون مردی که پدر این فرشته 2 ساله بوده چه این زن که مادر این فرشته 2 ساله بوده
هیچ کدوم لایق لقب های پدر و مادر نیستن
الان همه مادر را مقصر میدونن ولی مخوام بدونم
مگر نه اینکه این زن شوهر که چی بگم اقا بالا سر داشته
چرا باید زنی از همسرش از پدر فرزندش بیزار باشه
و در جایی دیگر به دنبال این محبت بگردد بجز این بوده که شوهرش
درکش نمی کرده آخه به اون موجود هم میگن مرد میگن پدر
آدمی که همسرش را درک نکنه نیاز هاش نفهمه
کسی را که مادر فرزندش هست را …
میدونی وقتی ابن گونه اخبار را میخونم یا میشنوم احساس میکنم دارم
دارم راز بقا نگاه می کنم
دو تا کفتار نر یه ماده و یه بچه
حتی دیگه با داد زدن و وا مصیبتا گفتن هم خالی نمیشم .
پاسخ
الیکا جون سلام وقت بخیر
واقعا ممنون از اظهار و نظر شما
مرسی از بابت کامنت پر از احساس و قشنگت
دوباره به ما سری بزن
سلام.
اما من گرفتاری را از جاهای دیگر میبینم.مگر ما حکم طلاق دراسلام نداریم؟
اینگونه اعمال در بعضی ازفرقه های مسیحیت اتفاق میافتد.
چون دو راه دارند1- یا ازدواج نمیکنند(سالها باهم روابط نا مشروع دارند تاببینند با هم تفاهم دارند یا نه) 2- یا اگر باهم ازدواج کردند و به بن بست رسیدند ،چاره ای ندارند جز این که یا همدیگر را از میان بردارند، یا همدیگر را رها کنندوبروند.وباز هر کدام بطور نامشروع با کسی دیگر زندگی کنند.
پس گرفتاری ما از این جاست، که وقتی زنی تقاضای طلاق میکند، بقدری برایش گرفتاری درست میکنند، که یا پشیمان شود، یا دست باینگونه اعمال بزند.والا بچه مشکلی نداشته ، میتوانست بچه را بپدرش بدهد و برود.
*********************************************************
پاسخ
زیبا اشاره کردید
درد بر شما
مشکل میدونید از کجاست ؟!
مشکل دید جامعه و مردم نسبت به این قضایاست. همونطوری که خودتون گفتید طلاق راه خوبیه ولی این قسمت روهم بخونید: ” زیرا احساس می کردم مریم نمی تواند فرزند دو ساله ی خود را رها کند و از همسرش طلاق بگیرد…. ”
بچه یکی از عواملیه که مادرها و پدرها مخصوصاً در ایران نمی تونن از هم طلاق بگیرن. اونا هم دلایل خاص خودشون رو دارن و اگه هر کس دیگه ای جای اون ها باشه ممکنه عکس العملشون فرق داشته باشه.
خودتون همونطوری که می دونید یه زن مطلقه در ایران از وضعیت خوبی برخوردار نیست و دید جامعه و اطرافیان و فامیل به این زن نسبت به یه زن شوهر دار و یا یه دختر کاملاً فرق داره. این دیدگاه تا حدودی به اسلام هم ربط داره.
البته من نمی خوام در مورد اسلام بحث کنم ولی اگه مثلاً ما هم مسیحی بودیم و همون روابط نامشروع رو داشتیم باز بهتر از این بود و حداقل کم تر کشته می دادیم.
************************************************************
پاسخ
اینم یه نوع نگاهه که منم موافقم
سلام به پسر دیوونه.
آره حق با شماست،ولی من قسمت آخرشو گفتم.یعنی جائیکه مادر حاضر است فرزندش را بکشد،پس دراین موقیعیت دیگر مسئله آبرو ودیگر مسائل تحت الشعاع قرار میگیرد.و بهترین کار جداشدن است.بنظر شما این کار بیشتر آبروریزی داشت ،یا حالا؟؟
************************************************************
پاسخ
ما فقط داریم گوش می کنیم
سلام آزاد اندیش.
تا حالا خودتون رو جای یکی از این زن ها گذاشتید؟! من هم نمی تونم این کارو بکنم ولی چون زیاد دیدم حداقل میتونم بفهمم که چه احساسی رو دارن بروز میدن و گرنه احساسات داخلیشون رو که هیچکسی غیر از خودشون درک نمی کنه.
یه زن شوهر دار یه حقوقی داره ولی یه زن مطلقه چه حقوقی داره توی این مملکت؟! و توی این جمهوری اسلامی.
حقوق یه زن شوه دار اگر خوب بود و بهش احترام گذاشته میشد که این خانم هم همچین کاری نمی کردن منظورم اینه که نمی رفتن از شوهرشون طلاق بگیرن تا با یه مرد دیگه ازدواج کنن. مسایل و مشکلات به همین جا ختم نمی شه چون در هر قسمتی که بگردی و تحقیق کنی مطمئناً ببشتر از صد تا مشکل پیدا می کنی. دلیلش رو هم هیچکسی نمی دونه! هر کسی یه دلیلی می گه یه نفر میگه فقر فرهنگی یه نفر میگه تهاجم فرهنگی یه نفر میگه بی بند و باری یکی دیگه میگه به دین ربط داره یکی دیگه مشکلات جنسی در ایرانه و خلاصه هر کسی یه نظری داره که هر کدوم هم به نوبه ی خودشون میتونن درست یا غلط باشن.
مشکل اصلی به نظر من تو ریشه است. ما هزاران سال پیش که زرتشت بودیم و هنوز اعراب یا مغول ها بهمون حمله نکرده بودند هیچ مشکلی شبیه این مشکلات نداشتیم . ولی معلوم نیست چرا بعد از این حمله ها دچار این مشکلات شدیم. بر میگرده به همون تهاجم فرهنگی چیزی که فقط ربطی به غرب نداره چون اگه فقط مشکل از فرهنگ غرب بود اون ها هم سالانه مشکلات زیادی شبیه این داشتند ولی خیلی کمتر از ما این مشکلات رو دارند. به نظر من تهاجم فرهنگی ای که ما از عرب ها گرفتیم کمتر از فقر فرهنگی یا تباه شدن چند هزار سال تمدنمون نیست! بحث حقوق زن و حقوق شهروندی یا حقوق های دیگه ای که توی هر جامعه ی بشری لازمه با ورود اعراب وحشی به ایران و یا حتی مغول های خونخوار و خیلی حمله های دیگه ، باعث ایجاد نقص ها و کمبود هایی در حقوق این قشرهای مختلف مردم شد و این تضاد طبقاتی چیزیه که ما قبلاً نداشتیم ولی حالا خیلی زیاد داریم. متاسفانه ما فک می کنیم مشکل از دین ماست یا از دین غربی ها ولی در حقیقت مشکل این نیست مشکل فراتر از این هاست . سید جمال الدین اسد آبادی میگه: در ممالک خارجی اسلام را نیافتم ولی مسلمانان را یافتم. در ممالک مسلمان اسلام را یافتم ولی مسلمان را نه.
در مورد آبرو ریزی که پرسیدید هم باید بگم اگه حال و روز زنی که یکبار طلاق گرفته رو ببینید دیگه این حرف رو نمی زنید.
مشکل ما فراتز از این هاست . مشکلات ما از خودمونه. از طرز فکر و دیدگاهمون نسبت به این قضایا.
***********************************************************
پاسخ
ما که داریم استفاده می کنیم
سلام.
منوشما اختلافی در مورد نداریم.فقط من موضوعات را بطور کلی یبان میکنم ،ووارد جزئیات نمیشم،چون اگر بخوایم بگیم موارد زیاده.
درمورد این زن وامثالهم هم بهمین صورت است،که یا نباید این اعمال را انجام بدن،واگرانجام دادند حداقل گناه وضرر کمتر را انتخاب کنند.
درجامعه ما بزنی که طلاق گرفته بدتر نگاه میکنند،یا بزنی که رفیق گرفته؟
یا یه زنی که بچه اش را کشته؟
**********************************************************
پاسخ
یه جورایی جفت شما دارید زیبا می گید
ما هم که طبق روال معمول داریم استفاده می کنیم
سلام آزاداندیش.
اره درست می گید ما اختلافی نداریم من فقط به خاطر این یه جمله ی شما این بحثو شروع کردم : “مگر ما حکم طلاق دراسلام نداریم؟” .
در جواب سوالتون باید بگم که هر گزینه ای تا حدودی بدترین نوع نگاه رو داره. ولی خداییش آخرین گزینه خیلی بدتره.
اسلامی که حالا داریم اون اسلامی نیست که 1400 سال پیش محمد و علی داشتند. ما فقط نام اسلام رو یدک می کشیم درست مثل مردی که چند صد کیلومتر رو با یه کفش راه بره ، خب معلومه که کفش دیگه اون کفش اولی نیست و ساییده می شه.
بهتره به دلیل طلاق فکر کنیم. دلیلش ازدواج نا درسته و دلیل ازدواج نادرست خیلی چیزهاست. با خودتون فکر کنید که ما اگر قبل از ازدواج آشنایی کامل با طرف مقابلمون داشته باشیم؛ منظورم در تمام جوانبه حتی جوانب جنسی ، به نظر شما ازدواج نادرست اتفاق می افتاد؟!
مسلماً نه.
به نظر خودتون دقت کنید: ” ازدواج نمیکنند(سالها باهم روابط نا مشروع دارند تاببینند با هم تفاهم دارند یا نه) ”
چند سال روابط نامشروع داشتن و بعد ازدواج و تا پایان عمر زندگی مشترک بهتره تا ازدواج بدون آشنایی قبلی و بعد از چند سال و یا حتی داشتن یک یا چند بچه طلاق.
منظورم این نیست که باید قبل از ازدواج روابط نامشروع داشت بلکه منظورم اینه که اشنایی قبلی مهم ترین چیز در ازدواجه نه انتخاب همسری که تا حالا اونو ندیدین و خانواده اونو انتخاب کردن و بعد از یک ماه کار به ازدواج کشیده بشه. مسلماً اینجور ازدواج جز در چند مورد خاص به طلاق کشیده میشه.
آمار طلاق روز به روز در کشور داره بالا میره ولی ما و دولت ما چیکار می کنیم که جلوی اونو بگیریم؟ شاید به صراحت مییشه گفت هیچی . در کشورهای مسیحی و یهودی و حتی کمونیست آمار روز به روز داره کمتر میشه ولی ما نه. دلیل چیه ؟ شاید بشه گفت مخلوط شدن دین و سیاست در کشور. مهمترین دلیل برای پسرفت کشور.
**********************************************************
پاسخ
سلام بر شما امین عزیز و آزاد اندیش عزیز
درود بر هر دوی شما
از دوستی با روشنفکرانی به مانند شما خیلی خوشحالم
درود بر شما
سلام آقا کوروش.
ممنون از اظهار لطفتون.
در محضر شما ما شاگردی بیش نیستیم.
*************************************************************
پاسخ
بازم داری پر گاز می ری داداش ها ؟
سلام.بآقا کوروش گل.
خیلی ممنون که وسط را گرفتیین،والا داشت دعوامون میشد.!!!!!!!!
**************************************************************
پاسخ
ارادت دارم عزیزم
سلام اقا کوروش.
ببخشید ها ولی بازم متوجه نشدم:D
من پر گاز می زنم؟! یعنی چی؟!
***********************************************************
پاسخ
یعنی اینکه داری با سرعت خیلی زیادی نسبت به ما اظهار لطف می کنی
افتاد ؟
والا دروغ چرا تا حدودی افتاد.
*********************************************************
پاسخ
خوب خدا رو شکر
آقا کوروش یه سری به این لینک بزن: از اون خنده داراست:
http://obama.parnevis.com/myposts.php?post=1155
*************************************************************
پاسخ
چشمممممممممممممم عزیزم ممنون که همیشه تو شادی هاتم به یاد من هستی
مرسی امین عزیز
بالاخره من معاونم و شما کلانتر دیگه.:D
اخلاق من اینجوریه. خوشحال شدم که خوشحال شدید.
***********************************************************
پاسخ
درود بر شما