دین و حکومت از نگاه و تعریف فردریش ویلهلم نیچه ؟

فردریش ویلهلم نیچه

فردریش ویلهلم نیچه

((دین و حکومت ))

مادامی که دولت یا واضح تر بگوییم ، حکومت خود را قیم توده ی نابالغ مردم می داند و به این مسئله می اندیشد که ایا دین را باید حفظ کند یا از بین ببرد ، به احتمال قریب به یقین در نهایت تصمیم خواهد گرفت که دین را حفظ کند . زیرا دین در درون افراد و به هنگام کمبود ، بی هویتی ، هراس ، عدم اعتماد و خلاصه هر جا که حکومت از اقدامی مستقیم برای کاستن از درد و رنج خصوصی انسانها ناتوان است ، این نیازها را ارضاء می کند و حت در نابسامانی های عمومی ، غیر قابل اجتناب و در ابتدا غیر قابل تغییر (گرسنگی ، بحرانهای مالی ، جنگ ) دین سبب رفتار آرامتر ، شکیباتر و قابل اعتماد تری در توده ها می شود .

هر جا که کاستی ها ی ضرورت و اتفاقی حکومت یا نتایج خطر ناک منافع حاکمان برای روشنگران مشخص می گردد و خلاف میل آنان است ، افراد غیر روشن نگر دست پروردگار را می بینند و با شکیبایی تقدیری را که از آسمان نازل شده (و در آن مفهوم شیوه ی حکومت الهی و انسانی به گونه ای معمول با هم در آمیخته است ) می پذیرند . این چنین آرامش درونی مدتی و تداوم و تکامل حفظ می شود .

قدرتی را که در وحدت احساس مردم در عقاید و اهداف مشابه نهفته است ، دین حفظ و تایید می کند ، البته صرف نظر از موارد نادری که کشیشی نمی تواند با حکومت در بهای امری توافق کند و به همین دلیل به مبارزه با آن می پردازد . معمولا دولتها می دانند که باید کشیشان را با خویشتن هم رای سازند ، زیرا دولت برای تربیت خصوصی و پنهان مردم به آنها نیاز دارد و از آن خدمتگزاران تمجید می کند که در ظاهر علایقی کاملا متفاوت را مطرح می سازد .

بدون یاری کشیشان در حال حاضر هیچ قدرتی جنبه ی قانونی نخواهد یافت. این نکته را ناپلون نیز دریافته بود . از این رو حکومت قیم گونه ی مطلق و حفظ آن امری ضروری است . در عین حال نیز باید به این شرط نیز توجه کرد که حاکمان و طبقه ی آنان باید از فایده های دین برای خویش آگاه شوند و به این ترتیب تا حدودی در جهت اهداف خویش بر آن احساس برتری کنند و آزاده جانی نیز درست از همین نکته سرچشمه می گیرد .

فردریش ویلهلم نیچه

فردریش ویلهلم نیچه

اما چگونه آن آراء کاملا متفاوت در باب حکومت ، همان گونه که در دولتهای مردم سالار آن را مطرح می سازند ، شروع به مطرح شدن می کند ؟ اگر این حکومتها را جزء ابزار دین برای تحقق اراده ی ملت و بدون مفهوم مافوق ندانیم ، بلکه صرفا یکی از نقش های مردم بدانیم ، چه خواهد شد ؟ در این حالت حکومت آن جایگاهی را می یابد که مردم در برابر دین در نظر می آورند .

هر نوع گسترش روشن نگری بر پیروان آن بی شک تاثیر خواهد نهاد و بدیهی است که بهره گیری و یکار جستن از تسلیهای دینی برای اهداف دولتی چندان آسان نیست. ( مگر آنکه رهبر قدرتنمد حزب گاهی چنان تاثیری بر دیگران بر جا نهد که همچون تاثیر مستبدی روشن نگر باشد .)

اما اگر دولت نتواند هیچ استفاده ای از دین کند یا ملت در باب مسائل دینی انیشه های بسیار متفاوتی داشته باشد و اینچنین دولت نتواند با مسائل دینی یکنواخت و واحد برخورد کند ، به ضرورت این راه حل مطرح خواهد شد که دین به عنوان امری خصوصی در نظر گرفته شود و وجدان و عادتهای هر فرد در قبال دین مسئول دانسته شود .

ابتدا نتیجه آن خواهد شد که احساس دینی در مواقعی که دولت به صورت غیر ارادی و غیر امر از تحریکات پنهانی جلو گیری می کند ، یکباره همچون سیلی جاری می شود و شدت می یابد . بعدها مشخص می شود که دین را فرقه هایی پنهان می دارند و آن زمان که دین را امری خصوصی تلقی می کنند ، تخم کینه در همه جا پاشیده خواهد شد. مشاهده خواهد شد، رسوایی خصمانه ی تمامی ضعفهای اندیشه ی دیگر چاره ای جزء این باقی نمی گذارد تا هر فرد بهتر یا با استعداد تری مسئله ی عدم تدین را امری خصوصی بداند و اینچنین همین اندیشه بر حاکمان نیز سیطره یابد و خلاف خاص و معیار های آنان ، باعث ویژگی ضد دینی در ایشان شود .

با پیدایش چنین حالتی ، حالتهای عاطفی انسانهای متحول شده در اثر دین نیز دگرگون می شود و این افراد که در گذشته دولت را مقدس یا نیمه مقدس می پنداشتند ، مبدل به مخلفان دولت می شوند . آنان در کمین قانون های حکومتی می نشینند ، می کوشند تا مانع اجراء آنها شوند و تا آن حد که ممکن باشد ، نا آرامی اجرا می کنند و به این ترتیب حزب مخالفی را پدید می آورند که غیر دینی است به دلیل گرمای حاصل از این تضاد شور و شعفی خشکباورانه در مورد دولت پدید می آید .

در عین حال در سکوت هنوز عده ای در همین محافل از زمان جدایی دین خدایی را احساس می کنند و اغلب با تسلیم شدن به دولت می کوشند

جایگزینی برای آن بیافرینند . شاید پس از کشمکش های طولانی این مرحله ی گذر مشخص شود که آیا احزاب دینی به اندازه ی کافی قدرت دارند که وضعیت گذشته را دوباره پدید آورند و این گردونه ی زمان را به عقب بازگردانند یا خیر .

در این صورت استبداد همراه با روشن نگری شاید با روشن نگری و ترس بیش از گذشته دولت را به دست خواهد گرفت و یا احزاب دینی وارد عمل می شوند و ادامه ی حیات خویش را طی چندین نسل ، مثلا از طریق مدرسه و تربیت برسی می کنند و در نهایت بروز چنین امری را نا ممکن می سازد . اما بعد در آنان نیز آن شور و شعف برای دولت فروکش می کند و مشخص تر می شود که با آن گرامیداشت دینی یعنی همان رمز و راز نهادی آن جهانی ، رابطه ی ناشی از ترس با دولت نیز از بین می رود .

منافع حکومت قیم گونه و منافع دین چنان در هم عجین می شود که اگر دین رو به انقراض رود پایه های دولت نیز به لرزه در می آید . ایمان به نظم الهی در امور سیاسی و رمز و راز در وجود دولت ، سر منشاء دینی دارد و اگر دین از بین برود دیگر هیچ کس احترامی به آن نخواهد گذاشت . استقلال مردم اگر از نزدیک به آن بنگریم در این جهت است که آخرین سحر و جادو و خرافت در حوزه ی حسی را از آنجا براند . زیرا مردم سالاری جدید قالب تاریخی نابودی دولت است . اما چشم انداز نهایی حاصل از نابودی حتمی از هر دیدگاهی چندان به دور از نیک بختی نیست .


برداشتی شخصی :

متن فوق به قدری جامع و کامل است که جای هیچ گونه اظهار نظری را برای من نوعی باقی نمی گذارد و فقط تنها نتیجه ای که می توانم از این متن ارائه دهم هر چیز در جایگاه خود تعریف شده دین در جایگاهش و حکومت در جایگاهش این دو را نمی توان در یک ظرف در هم آمیخت .

جنگ افکار بین دینداران و روشن گران دینی

جنگ افکار بین دینداران و روشن گران دین

شبهایتان به شادی روزهایتان در پناه آزادی .

13-10-1387

3 نظر

  1. سلام دوست عزیز
    از آشنایی با شما بی نهایت خرسندم

    وبلاگم به لینک شما مزین شد

    امیدوارم که از این به بعد بیشتر از مطالب مفیدتان استفاده کنم
    پاسخ
    دوست عزیز از لطف شما بی نهایت سپاسگذارم .
    از آشنایی با شما خوشحالم .

  2. از مطالبتان استفاده کردم

    این مطلب آخر “دین و حکومت از نگاه و تعریف فردریش ویلهلم نیچه” فوق العاده بود

    خسته نباشید
    پاسخ
    ممنون از اظهار نظر شما دوست عزیز .
    قربان شما .

  3. خیلی ممنون که به وبلاگ من سر زدی امیدوارم مطالبی که می‌نویسم بیش از همیشه مورد سود و کاربردت باشد.
    ببخش که دیر شد جواب دادن کامنتت و بنده هم با با اجازه‌ات لینکیدمت
    موفق باشی .
    پاسخ
    مرسی شیدا خانم ممنون از لطف و بزرگواری شما . شما هم پیوند به هم اندیشان شدید .

يك پاسخ برايش بگذاريد