تصاویر ارسال شده ی فوق توسط دوست اینترنتی من الیکا ارسال شده تصاویر جالبی به نظر می رسد که خود تصاویر گویای تصاویر را به دنبال خود یدک می کشد در هر صورت جای تامل و اندیشیدن را دارد دوست دارم نظر شما را هم بدانم ؟
شبهایتان به شادی روزهایتان در پناه آزادی .
24-11-1387
این یعنی آزادی مذهب
این یعنی آزادی مذهب
این یعنی آزادی مذهب
این یعنی آزادی مذهب
این یعنی آزادی مذهب
این یعنی آزادی مذهب
این یعنی آزادی مذهب
مربوط به موضوع های: اجتماعی, سیاسی, عمومی, مذهبی | بر چسب ها: مذهب, نماز, آزادی, آزادی فکر, آزادی مذهبی, آزادی انسان, دمکراسی مذهبی







با سلام به رایمند عزیز .
برادر من شما چه گیر سه پیچی به اینها دادی . مگر نمیدونی ایران آزاد ترین کشور از نظر مذهب هست !!!!
حکومت ایران اون قدر این مذهب های دیگه رو دوست داره و دلش میخواد تو کار کشور بازیشون بده تمام سعیشو میکنی . میگی مثال . باشه مثال میزنم
شنیدی 7 تا بهایی رو به اتهام جاسوسی گرفتن . فقط مسلمونا که جاسوسی نمی کنند بهایی ها هم همینزطورند و مشارکت دارند این یعنی شرکت دادن سایر اقلیت ها در جامعه .
یا همون دراویش گنابادی . مگر همیشه باید این دانشجویان دانشگاهها کتک بخورند . کمی هم اونها باید طعم خشونت رو بچشند تا در مساله تقسیم درد با دانشجویان سهیم بشند .
نمونه ها کم نیستند . خودتون که بهتر میدونید
به هر حال . حکاپیت همچنان باقیست .
پاسخ
سلام معمار بابا خیلی جالب مثال زدی ممنون از اظهار نظر شما
اما می خوام یه داستان رو برات تعریف کنم با فاکتوری که از بهایت زدی بذار اول بگم که بابا بهایت یه باور مثل باورهای دیگر مذهبی همین و بس به قول شما جاسوسی و آدم فروشی دیگه بهایت و اهل تسنن و … نمی شناسه آدم فروشی در ذات خودش آدم فروش و جاسوسه اما ادامه داستان : یه روز از یه اینگلیسی می پرسن آقا شما که می گین نقشه ی جغرافیای دنیا رو ترسیم کردین اکثر ابرقدرتهای امروز دنیای قرن بیست و یکم از زیر پرچم شما گذشتن مثل آمریکا و چین و استرالیا و هند و … چرا ایرلندی که بغل گوشتونه رو نتونستین حریف بشین آقای اینگلیسی بر می گرده و می گه به خاطر اینکه ما اونجا آدم فروشی پیدا نکردیم .
آره معمار بابا آدم فروشی دشمن مقابل هویت ناسیونالیستسی و عرق ملی نه به نظر من مارک زدن بر روی بهایت و دراویش گنابادی در هرصورت باید دید این هفت بهایی و اون دراویش گنابادی بویی از عرق ملی و هویت ناسیونالیستی بردن یا نه
مرسی به خاطر کامنتت روزها و شبها بر کامت خوش باد .
مرگ بر شما کقار زنده باد حسن عباسی
http://www.tarafdarane-abbasi.persianblog.ir/
**********************************************************
پاسخ
شما که راست می گی جوجه متدین بزرگ
اونجارم نگاه کردیم یکی بود مثل تو واپسگرای مذهبی همچین آش دهن سوزی نبود
زیاد سنگشو به سینه نزن که از نفس می افتی خوش نفس
درود بر دوست عزيزم
از دشمنان برند شكايت به دوستان
گردوست دشمن است شكايت كجا بريم
دوست عزيز اين ملت ستمكرده بر خود به كجا پناه ببرد
سلسله اشتباهات همچنان ادامه دارد تا كجا خدا ميداند
از ابراز لطف و عنايت شما سپاسگذارم
پاسخ
ارادت دارم سیاوش جان مطالب روی وب شما کاملا بیانگر این مطلب می باشد
در هر صورت سیاوش عزیز از ماست که بر ماست
ممنون از اظهار نظر و لطف شما
خدا شما رو لخت به دنیا آورده، اما یک مغز هم به آدم داده که تصمیم بگیری هر جایی چی بپوشی، وگرنه همه لخت میگشتن.
هر وقت شما شب عروسیت با شرت و عرق گیر رفتی جشن، اون وقت میتونی هر طور که دلت خواست در مراسم عبادت پروردگارت شرکت کنی.
********************************************************************************
پینو سلام و عرض ادب
ممنون از اظهار نظر شما
پینو اسم قشنگی داری فکر می کنم مخفف اسم ….. باشه ، باری این نظر شخصی شماست و به خود شما ارتباط دارد . اما گفتی اگه شب عروسیت با شرت و عرق گیر بری تو مجلس اگه می شد چی می شد یادم یه روز یه اتوبوس مسافرتی اسکانیا رو دیدم که رانندش از اون بعنوان ماشین عروس استفاده کرده بود یادم خیلیا اونو با ماشینشو عروسش با انگشت سبابه به هم نشون می دادن و در گوش هم از داستان یه کلاغ و چهل کلاغ پیروی می کردند و در پوست خود برای ذهن کوچک و گنجشک وار سنتی خود نمی گنجیدند .
در هر صورت ممنون از حضور پربارت
من همیشه از خودم می پرسم وقتی خدا تمام روز ما رو اینجوری می بینه چرا می خواد که اینجوری عبادتش کنیم!چرا؟
پاسخ
نانانوش سلام ممنون از اظهار نظر شما
نانانوش آیا واقعا این حرف و با ایمان و باوری درونی می گی اگه اینطوره با همون ایمان و باور درونی بگو خدایا چرا با من و ما اینگونه رفتار می کنی .
سلام من نمیدونم شما واقعا پی اثبات چی هستید اما قشنگم شما پاسخ تمام پرسش هاتونو (اگه واقعا دنبالشی)در کتاب های استاد مطهری پیدا میکنی.
سلام قشنگم زهرا خانم ممنون از اظهار نظر شما
عزیز دلم قوربونت برم بقول حاجی آقا رضا مارمولک راههای رسیدن بخدا زیاد است و هر کسی به گونه ای به خدا وصل می شود زهرا خانم من به دنبال خدای راستی هستم
شما به دنبال چی هستی ؟؟؟؟؟
در هر صورت ممنون از اظهار نظر شما اگه به ما دوباره سری زدی لطف کن و در کامنتی جدید بگو شما به دنبال چی هستی فقط خواهشن از طرف خودت صحبت کن نه به عنوان وکیل و وصیع آقای مطهری مرسی منتظرم .
در پاسخ به این دوست عزیز باید بگم که من جوابهای خودم را در کتابهای مطهری پیدا کردم و فهمیدم که کلا مذهب را کنار بگزارم و به عقل رجوع کنم. از اون موقع هم خیلی بهتر دارم زندگی می کنم. از استاد مطهری هم که با استدلالهای آبکی و بی ربطش منو آگاه کرد که پشت دین هیچ منطقی نیست تشکر می کنم.
************************************************************
پاسخ
آقا مهدی سلام و عرض ادب
وقت شما بخیر
ممنون از صداقت و صراحت کلام شما
مرسی
salam
faghat mitunam begam in sathitarin negahi bude ke az azadi mazhabi didampls aval mafhoome azadi mazhabo dar asnade beynolmelali mesle elamiye emha kolie ashkale tabeez va nabordbari mazhabi ye niga konim bad nist!!!!!!
پاسخ
نیلوفر جون ممنون از اظهار نظر و بلند نظری شما مرسی
راستی من از عمق نگاه شما چیزی ندیدم
من واقعا تعجب میکنم از اینکه این تصاویر به عنوان سمبل آزادی در مذهب به نمایش در میاد.
اینکه یک خانم با تاپ بیاسته تو صف نمازگزاران یعنی آزادی مذهب ؟
اینکه شما در حالیکه میخواهید خدای خدتون رو پرستش کنید به خودتون اجازه بدید بدون داشتن پوشش مناسب و مهمتر از همه متناقض با بقیه نمازگزاران عبادت کنید یعنی آزادی مذهب ؟
مثل اینه که شما در یک گروه موسیقی ساده عضو باشید و بدون توجه به نوت و قوانین ساز خودتون رو بزنید و قوانین اون گروه و یکپارچگیش رو نادیده بگیرید.
به نظر من این فقط یک بی احترامی به پروردگار تلقی میشه و سمبل درک بسیار ضعیف از دین هست نه آزادی.
***********************************************************************
پاسخ
در پاسخ شما اشاره ای به یکی از اشاره های اشو اکتفا می کنم
(( حلاج زنده ترین انسان روزگار ماست . ))
انسان موجودی است بر سر دو راهی .
او می تواندزندگی ای را برگزیند
که از همه سو بسته است
میلیونها نفر این راه را برگزیده اند
زیرا این راه امن و دنج است
اینان نمی دانند که با انتخاب این راه
چیزی بسیار ارزشمند را از دست می دهند
آنها از شرکت در ماجرای شگفت انگیز هستی
باز می مانند
آنها از موهبت و کشف و خلق حقیقت
محروم می شوند
آنها از ذات الوهی خویش جدا می افتند
و طعم عشق را نمی چشند
آنها روشنایی را از کف می دهند
و در ظلمه پر ملال وجود خویش زندانی می شوند
جام وجود آنها در همه ی ایام زهر دارد
و آغوش رنج
در همه ی احوال به رویشان گشوده است
در واقع آنها همه چیز را از دست می دهند و تنها
چیزی که گیرشان می آید مرگی راحت است .
زندگی آنها به حیات ساکت گورستان شبیه است .
بدیهی است در گورستان
خطری مرده ها را تهدید نمی کند
مرده را دوبار نمی توان کشت
گورستان امن ترین جای دنیاست
اما گرچه گورستان امن است
اما از زندگی تهی ست .
تحقق ذات الهی انسان هنگامی ممکن می شود
که آدمی راه دوم زندگی را برگزیند .
راه اول بسته است .
این راه ، انتخاب میلیونها نفری ست که
تابوت خویش را در کوچه و خیابان می گردانند .
آنها به ظاهر زنده اند .
زندگی آنها زندگی گیاهی ست
آنها روح ندارند زندگی هنگامی آغاز می شود که
انسان راه پر مخاطره را برمی گزیند
(( حلاج زنده ترین انسان روزگار ماست . ))
دینداری اگر از خنده تهی باشد
دلمردگی ست
هنگامی کامل است
که خنده ی تمام عیار را در دل خود داشته باشد
خنده ای پر شور و از ته دل
خنده ای که در تک تک سلول های وجود تو
به رقص درآید و در تمام هستی ات موج بردارد .
آنگاه خنده ی تو از تو هم فراتر می رود
و تو در برابرش کوچک و کوچکتر می شوی
خنده ای که همچون رایحه ، تو را در بر می گیرد
و تو در آن ناپدید می شوی
این معجزه ای ست که در خنده اتفاق می افتد
نفس تو ناپدید می شود
نیایش تو باید به خنده های پر شور تو مدد برساند
نیایش تو با خنده قدسی تر می شود
این خداوند است که می خنداند
نفسانیت از خنده ی حقیقی گریزان است
گاهی برای یک لحظه
نفخه ای از عالم بالا بر تو می وزد .
در این لحظه ی مغتنم درنگ نکن
و پنجره را باز کن .
بگذار نفس از اتاق دلت بیرون برود
و تو را برای همیشه آسوده بگذارد .
تو وقتی هستی
که نفس نباشد ، وقتی نفس باشد
تو نیز نیستی
در ره منزل لیلی خطرها کمین کرده است .
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی .
(( برگرفته از متن عشق پرنده ای آزاد و رها کاری از اشو به ترجمه ی مسیحا برزگر ))
شبهایت به شادی روزهایت در پناه آزادی .
با سلام و احترام
من هم با پینو موافقم – هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد – این آزادی که شما تایید میکنید مثل پوشیدن پالتو در ظهر تابستان در کنار خلیج فارس یا با مایو بیرون اومدن در وسط زمستان اونم بالای کوه سبلان هست! پینو مثال خوبی زد “هر وقت شما شب عروسیت با شرت و عرق گیر رفتی جشن، اون وقت میتونی هر طور که دلت خواست در مراسم عبادت پروردگارت شرکت کنی” – نکته آخر این که اگر شما به خدا اعتقاد دارید و اگر عظمتش را قبول دارید و باز هم اگر نماز و عبادت را حضور در درگاهش میدانید باید بدانید که در زمان حضور در برابرش باید شرایطی را در خود ایجاد کنید که لباس مناسب یکی از آن شرایط است
ولی شما بجای این که بقول خودتان که به زهرا ش گفته اید “از طرف خودت صحبت کن نه به عنوان وکیل و وصیع ” از خودتان پاسخ بدهید یا از دادن پاسخ طفره رفتید یا از دیگران مطالبی نامربوط نقل کردید یا به تخریب پیام دهنده پرداخته اید .
***********************************************************
پاسخ
استاد محمودی سلام و عرض ادب
وقت شما بخیر
فکر می کنم جوابی که برای پینو گذاشتم نیز برای شما کفایت کند
لطفا در انتهای همان اظهار نظر ابراز شده همان پاسخ را برای خود در نظر بگیرد .
ممنون از اظهار نظر شما .
سران رژيم: هراس از سقوط
مصاحبه کاظم نيکخواه با حميد تقوائي
کاظم نيکخواه: با سلام به شما گفتگويي داريم باحميد تقوايي در مورد وضعيت جمهوري اسلامي و اعترافات سران حکومت که ببينيم جايگاه آنها در اوضاع سياسي ايران چگونه است و نظري داشته باشيم به بحثهايي که در اين رابطه مطرح است.
با تشکر از شما حميد تقوايي که به اين برنامه آمديد، در رابطه با وضعيت سياسي، انقلاب و جنبش و مبارزات مردم که وجود دارد سوال اصلي يا يکي از سوالاتي که مطرح ميشود اين است که جمهوري اسلامي الان خودش را چگونه ارزيابي ميکند، خودش را چگونه ميبيند، و جايگاه حکومت را سران آن چگونه ميبينند؟ در صحبتهاي که خامنه اي داشت با نخبگان رژيم نکتهٔ مهمي را مطرح کرد و بحث اش سر اين بود که شماها بايد امتحانتان را خوب پس بدهيد! حرفهايي را که بايد بزنيد اگر نزنيد و همچنين حرفهايي که بايد نزنيد اگر بزنيد رد خواهيد شد و نکته اش اين بود که اگر در امتحان رد بشويد اينطور نيست که يک سال عقب بيفتيد بلکه به قول از خامنه اي “حرف از سقوط است”. اينکه خامنه اي صحبت از سقوط رژيم را مطرح ميکند ارزيابي شما چيست و آنرا چگونه ميبينيد؟
حميد تقوايي: بنظر من اين صحبت از سقوط کردن اعتراف مهمي بود. چون قاعدتاٌ بعد از نماز جمعه رفسنجاني که باب ميل خامنه اي نبود – که البته راجع آن بعداٌ ميتوان صحبت کرد- به هر حال انتظار ميرفت خامنه اي درعکس العمل به آن لاقل يک گوشمالي به جناح مقابل بدهد و باز شاخ و شانه اي بکشد، خط و نشاني بکشد، مثل همان صحبتهاي قبليش، مثل همان نماز جمعه که بعد از ۲۲ خرداد داشت و گفت مسئول شماييد، اينها آشوبگرند و خلاصه ميزنيم و ميبنديم و اگر ادامه بدهيد اعلام ميکنم درپس پرده چه ميگذرد- که منظورش را همه ميفهميدند کسي که پشت پرده است رفسنجاني است – طبعاٌ در ادامه همان خط و موضع گيري بايد بجاي نماز جمعه رفسنجاني ايشان ميامد و ميگفت بله الان ديگر بايد افشا کنم و شما داريد عليه نظام صحبت ميکنيد و باز همان تئوري براندازي نرم و غيره و غيره. ولي نه تنها از آن حرفها هيچ خبري نبود بلکه بنظر من از يک موضع خيلي مفلوکي صحبت کرد. ظاهراً اينطور بود که منظورش از نخبگان همان رفسنجاني و جناح اوست که بايد مواظب حرف زدنمان باشيم و همانطور که گفتيد اگر حرفهايي که بايد بزنيم نزنيم، و اگر حرفهايي که بايد بزنيم نزنيم، خلاصه اينها اشتباه است و مردود ميشويم و اگر هم مردود بشويم سقوط ميکنيم. صحبت از سقوط است. اين بنظر من نشان ميدهد که آن کشمکش جناحها به آن شکلي که تا قبل از اين صحبتها ما ميديديم وارد فاز ديگري شده است و ديگر نميشود از کشمکش جناحها صحبت کرد بلکه بايد ازاين صحبت کرد که هر جناحي، هر کدام از اين دسته ها کاملاٌ خطر سقوط کل نظام را احساس کردند و از اين صحبت ميکنند و به همديگر اين را هشدار ميدهند و دارند به يکديگر ميگويند هر کاري ميکنيد مواظب باشيد که سقوط نکنيم. حرف خامنه اي به زبان آدميزاد اين است که حتي اگر حرف را کمي اينور يا آنور بزنيد سقوط ميکنيم مواظب حرف زدنتان باشيد.
کاظم نيکخواه: در تاييد حرف شما صحبت رفسنجاني هم در نماز جمعه اين بود که بحران سياسي هست و کل حکومت در بحران هست و راهکاريي براي حال بحران مطرح ميکند. و از طرف ديگرخاتمي هم ميگويد کل مشروعيت اين دولت زير سوال است و بايد رفراندوم بکنيم. امام جمعهها هم باز جور ديگري حرفهايي در همين چهارچوب ميزنند.
حميد تقوايي: بله مجموعه همهٔ اين صحبتها به وضع وخيم رژيم اشاره دارد. همانطور که اشاره کردم مهمترين و صريح ترين حرف در اين زمينه همين اعتراف خامنه اي به سقوط بود. بخاطر اينکه ايشان هنوز روي کاغذ لااقل خيلي قدرتمند است؛ بالاخره ايشان ولي فقيه است، ايشان بالاخره جناح غالب است، پاي رئيس جمهورش ايستاده، ظاهراً نيروهاي انتظامي در دست ايشان است، و ايشان بايد ميامد و يک گوشمالي اي به جناح مخالف ميداد. بخصوص بعد از آن نماز جمعه و آن حرفهايي که رفسنجاني زد و اين اتفاقاتي که کلا در اين دوره افتاده است. اين اظهار نظر خامنه اي مهمترين و صريح تري ابراز هراس از ساقط شدن حکومت بود. گرچه صريحا اسم رژيم و حکومت را نبرد ولي خوب اصطلاح سقوط را براي يک جناح يا فرد بکار نميبرند. مثلا اگر موسوي ميگفت صحبت از سقوط است ميشد آنرا به سقوط خامنه اي يا احمدي نژاد تعبير کرد، ولي وقتي خود جناح غالب صحبت از سقوط ميکند يعني دارد ميگويد همه باهم داريم ميرويم. بنظرم اين صريحترين اعتراف به سقوط رژيم بود.
ولي در عين حال صحبتهاي بقيه سران حکومت هم در همين خط است. بخصوص وقتي کسي مثل رفسنجاني که خودش يکي از ستونهاي اين حکومت است بگويد بحران داريم و راهکاري بدهد که گر چه يک هزارم شعارهايي که مردم در همان روز در خيابانها ميدهند نيست و همه هم ميدانند که آن راهکارها فايده اي ندارد، ولي ايشان بالاخره ميگويد بياييد يک تقلايي بکنيم و يک دست و پايي بزنيم که از اين باتلاق خودمان را بيرون بکشيم و اين بحران را يک جور حل کنيم. و بعد از آن خاتمي که هميشه آدم بسيار با احتياط و محافظه کاري بود ميگويد بياييد بر سر وضعيت موجود يک همه پرسي بگذريم ببينيم مردم اصلا قبول دارند يا نه و اگر مردم قبول کردند ما هم حرفي نداريم. همه اينها يعني رژيم بدجوري به سراشيب سقوط افتاده است. من قبلا هم گفتم و در بررسي صحبتهاي اخير اين سران حکومت هم روشن ميشود که دعوا و جنگ بين اين جناحها به جايي رسيده است که همه اولا به فکر اين افتادند که نظامشان دارد از دست ميرود و دوما همه به اين نتيجه رسيده اند که براي حفظ نظام بايد جناح مخالف را کنار زد. خامنه اي وقتي از سقوط صحبت ميکند در اصل دارد ميگويد مسئول آن شما هستيد با آن حرفهايي که ميزند و طرف مقابل هم ميگويد اگر اين نظام ساقط شود مسئول آن احمدي نژاد و اين خامنه ايست که دمش را به دم او بسته است و وقتي حکومتي به اينجا ميرسد و هر جناحي فکر ميکند براي حفظ کل سيستم بايد نصف حکومت را بيرون بيندازد ديگر حکم مرگش را امضا کرده است.
کاظم نيکخواه: به نظر شما جناح خامنه اي فکر ميکند اگر جناح مخالف را نابود کند ميتواند جمهوري اسلامي را حفظ کند؟ اصلا ميتواند چنين چيزي را تصور کند؟
حميد تقوايي: بنظر من جناح خامنه اي الان اين قدرت را ندارد که جناح مقابل را نابود کند. اين کار را ديگر نميتوانند بکند. البته مي خواست اين کار را بکند، خط و نشانهايش را هم کشيد و براي طرف مقابل پرونده هايش را هم ساخت. اگر يادتان باشد از همان قبل از انتخابات شروع شد و بعد از انتخابات شديدتر شد و به طرف مقابل گفتند مفسد اقتصادي و بعد گفتند مفسد في الارض و ۱۵۰ نفرشان را خود احمدي نژاد ميخواست در خيابان ها بگرداند، حتي اسامي آنها مشخص بود، تهمت شان را زدند و گفتند اينها براندازي نرم ميخواهند بکنند، گفتند با انگليس و آمريکا و غيره رابطه داريد، رسانه هاي بيگانه به شما کمک ميکنند، کسانيکه در خيابانند اغتشاشگر هستند، حتي گفتند ندا را انگليسيها کشتند، همهٔ اين زمينه ها را چيدند و بعد مثل توپ تو خالي ديديم که هيچ خبري نشد، هيچ کاري نتوانستند بکنند. زمينههاي سياسي، تبليغاتي آنرا کردند ولي اين توپ را شليک نکردند. چون نميتوانند، و زمان آن گذشت. شما وقتي يکي از سران حکمتي را مفسد اقتصادي و و مفسد في الارض مي ناميد، خب بايد برويد دستگيرش کنيد! اگر اين اتفاق نيافتاد و تازه آن شخص به نماز جمعه مي آيد و ميگويد بحران داريم و اسمي هم از شما نمي برد، يعني اينکه کلاهت پشم ندارد، يعني شاه سلطان حسين هستي. بنظر من آن جناحي که انتظار ميرفت قدر قدرت اين حکومت باشد، نيروهاي انتظامي در دست آن است، رئيس جمهور مال آن است و با آن هارت و پورت گفت که حتي يک تقلب هم نشده و اين انتخابت يک حماسه بو،د جمهوري اسلامي قوي تر شد، مردم با ما هستند و اين خزعبلات، الان در واقع دارد به نخبگان ميگويد لطفا مواظب باشيد چگونه حرف ميزنيد، صحبت از سقوط است، ساقط ميشويم، مردم ما را سرنگون ميکنند. به نظر من اين نشان دهنده آن است که اگر هم قرار بود بگير و ببندي شود وقت آن گذشته و ديگر نميتوانند، امکانش را ندارند و مجبورند با هم سر کنند و از طرف ديگر يکديگر را هم نمي توانند تحمل کنند! رژيم دچار يک بنبست، استيصال و درماندگي کاملي شده است.
کاظم نيکخواه: من همين سوال را ميخواستم مطرح کم، چه سناريوها و يا روندهايي در مقابل حکومت است و چه کاري مي توانند بکنند؟ خود اينکه هر دو جناح مقابل هم ميگويند سقوط حکومت مطرح است، مثلا عبداله نوري نوشته است که اواسط دههٔ ۵۰ هم کسي فکر نميکرد رژيم شاه سقوط کند، يعني آن هم صحبت از انقلاب و سقوط جمهوري اسلامي ميکند و رفسنجاني و خاتمي و موسوي و خامنه اي هم اين را ميبينند، آيا اين ميتواند زمينه اي براي سازش بين آنها باشد؟ مثلا قبل از نماز جمعه رفسنجاني با مجلس خبرگان توافقي کردند که او برود و کمي اوضاع را آرام کند؟ ميخواهم بپرسم احتمال سازش براي حفظ نظام چقدر ميتواند باشد؟
حميد تقوايي: سازش عملي نيست. اگر به مشاهدات دقت کنيد خيلي روشن است که سازشي در کار نيست. صحبتهاي رفسنجاني در نماز جمعه به هيچ وجه حول سازش نبود، اسم خامنه اي را نبرد حتي با ايما و اشاره هم حمايت الکني از خامنه اي نکرد. بعد از آن حسين شريعتمداري درروزنامه کيهان نوشت اقلا خامنه اي در نماز جمعه اسمي از شما برد، يک دفاعي کرد، ولي رفسنجاني اين دفاع نيم بند را هم نکرد. و اينکه خامنه اي در حرفهايش رجوع ميکند به اين که حرف هايي بايد زد و نزدنش غلط است، بنظر من يک نکته اش اين است، دارد به رفسنجاني مي گويد بالاخره بايد اسمي از ما مي بردي يک جوري جناح مقابل را هم قبول ميکردي. اينها درباره نظام صحبت مي کنند. رفسنجاني هم گفت بحران داريم، ولي وقتي از بحران صحبت ميکنند يعني در واقع مسئول را طرف مقابل ميبينند. رفسنجاني هم اينطور صحبت کرد، موسوي هم دفاع از نظام ميکند، همه شان از نظام دفاعي ميکنند اما وضع طوري شده است که يک بخشي از حکومت که خيلي هم مقابل خامنه اي ايستاده است و مي خواهد رنگش را هم به حرکت مردم بزند و اينجا و آنجا به مردم هم رجوع ميکند، خودش درون همين نظام است يک پايه اي از همين حکومتي ست که مردم به خيابان امده اند که اتفاقا آنرا هم بيندازند و اساس بنبست اينجاست. جنبش خياباني دست هيچکدام از اينها نيست اگر بود که تا بحال صد بار مساله را حل و فصل کرده بودند. جنبش مردم دست هيچ کدام از اينها نيست و وقتي ميگويند سقوط يعني اين جنبش به حرف هيچ کدام مان گوش نميدهد. شما در مورد سازش گفتيد، من ميگويم از نقطه نظر سياسي تحليلي، سازش وقتي ممکن است که فکر کنند با آن سازش مردم را به خانه باز ميگردانند و اين سازش معلوم است که بايد با امتيازات خيلي بالايي باشد که خامنه اي به جناح مقابل ميدهد چون فکر ميکنند فقط جناح موسوي بالقوه ميتواند، اگر اميدي داشته باشند، مردم را به خانه بفرستد. جناح خامنه اي که نميتواند کاري بکند چون شعار مرگ بر خامنه اي و مرگ بر احمدي نژاد شعار روز مردم است. به همين خاطر اگر هم فرض کنيم سر ميز سازش نشستند رفسنجاني يا موسوي به اينها خواهند گفت چه امتيازي به ما ميدهيد؟ چون قرار است سازش کنيم که نظام از خطر سقوط خلاص بشود. چند نمونه از آن را رفسنجاني گفته است: زندانيان سياسي را آزاد کنيد، بعد حتما ميگويند احمدي نژاد ديگر ماندني نيست اين اولين شرط سياسي آنها خواهد بود که احمدي نژاد را کنار بگذاريد. بدون اين شرايط چرا رفسنجاني و غيره بايد سازش کنند؟
کاظم نيکخواه: اگر همين امتيازات را بدهند چه؟
حميد تقوايي: اگر امتياز بدهند وضعشان بدتر ميشود چون همه شان با هم رفته اند. ما مدتهاست که ميگوئيم مردم حکومت را بين انتخاب بد و بدتر گذاشته اند. حقيقت اين است که اينها راه فرار ندارند، اينجا آخر قضيه است. اينها چه نصايح خامنه اي را گوش کنند و حرف بيجا نزنند و حرف با جا بزنند ساقط ميشوند، چه گوش نکنند ساقط مي شوند. اگر رفسنجاني در نماز جمعه ميگفت زنده باد خامنه اي وضعشان خرابتر ميشد، امروز گفته است بحران داريم مردم جور ديگر به خيابانها مي آيند. يعني ميخواهم بگويم حکومت به باتلاق افتاده است. ديده ايد حيوان هايي را که در باتلاق ميافتند هر چه دست و پا ميزنند بيشتر فرو ميروند؟ اينها اينطور شده اند. هرچه بيشتر موضع بگيرند، در نماز جمعه ها به نفع يا عليه خامنه اي حرف بزنند، تند يا کند عليه خامنه اي صحبت کنند، انعکاس آن در جامعه اين است که مردم به خيابانها ميريزند و با استفاده از هر فرصت و مناسبتي شعارهايي تندتر و رديکالتر ميدهند. آن چيزي که بطور مداوم قوي شد و پيشرفت کرد مبارزات مردم در خيابانها بوده است، از نقطه نظر مضموني، از نظر خواست ها، شعار ها، از نظر تيزي سياسي، مثلا در نماز جمعه رفسنجاني شعارهاي مردم نشان داد مردم چقدر تيز، هدفمند و هشيار دارند کار ميکنند. اين حرکت مدام جلو رفته است يعني در عرضه اين پنج هفته که نگاه کنيد حرکت مردم بالنده بود، رشد کرده، سياسي تر شده، شعارها تيزتر و تعرضي تر شده و کل حکومت از موسوي گرفته تا خامنه اي و احمدي نژاد مدام در اين باتلاق بيشتر فرو رفته اند.
اين اظهار نظرات و موضع گيريها و صحبتهاي اينها درست مانند تقلاهاي همان حيواني است که در باتلاق افتاده و دست و پا ميزند و مدام بيشتر فرو مي رود. حکومتي که روند ساقط شدنش شروع شد راه خلاصي ندارد. بنظر من اينها رفتني هستند همانطور که الان گفتم حداقل سازش يعني کنار گذاشتن احمدي نژاد چون ديگر همه هم ميدانند تا احمدي نژاد هست سازش وجود نخواهد داشت. با اينگونه سازش همه شان سريعترساقط مي شوند. شعار مرگ بر خامنه اي فردا تبديل ميشود به مرگ بر رفسنجاني و موسوي که سازش کردند. در نماز جمعه مردم به رفسنجاني گفتند سازش کني خائن هستي، سکوت کني خائني. فرمول سازش که احمدي نژاد سر جايش باشد به معني اين است که مردم ديگر با مرگ بر همه شان به خيابان مي آيند و ديگر از هيچکدامشان کاري ساخته نيست. از آنطرف هم بايد درنظر گرفت جناح رفسنجاني ميداند که اگر مردم آرام بشوند و احمدي نژاد و ولي فقيه هم سرجايشان بمانند جناحشان نابود مي شود. اينها را ميگيرند به جرم براندازي نرم و توطئه عليه اسلام و ولي فقيه و غيره حتي اگر دارشان نزنند حيثيتي برايشان باقي نميگذارند و از منتظري هم بدترشان ميکنند. بنابرين چه از نظر منافع خود آن جناح که بالاخره در قدرت بماند و حيثيت و موقعيت سياسي شان در جامعه از بين نرود، چه در چشم اندازي بزرگتر، از اين نظر که سازش معنايي بدهد، سازش بايد جوري انجام بشود که مردم آرام شوند، دعوا آنجاست و درد همه شان اعترضات مردم است پس چگونه و در مقابل کدام امتيازت ميخواهند سازش کنند؟
کاظم نيکخواه: بطور واقعي چيزي را که شاهد آن هستيم اين است که جمهوري اسلامي هنوز نيروي سرکوب و جناياتش را همه جانبه در مقابل مردم بکار نگرفته است اگر وضعيت همينطور ادامه پيدا کند آيا امکان اين وجود دارد که کشتارهاي وسيع راه بيندازند و اينطور وضعيت را بدست بگيرند بعد به سراغ جناح مخالف بيايند؟
حميد تقوايي: از نظر عملي امکان دارد خوب جمهوري اسلامي يک روز به خيابان ميايد و به جاي تک تير انداز با مسلسل مردم را به رگبار ميبندد، ولي اين خودکشي حکومت است.
کاظم نيکخواه:چرا؟
حميد تقوايي: من فکر نميکنم اينها مانند ديکتاتورهاي ديگر حتي مانند شاه ميتوانند يک ميدان ژاله ديگري بوجود بياورند – کساني که آن انقلاب يادشان است يکي از کشتارهاي حکومت شاه تيراندازي به مردم در ميدان ژاله بود. من نميتوانم اين را بپذيرم که اينها تا به حال دست نگاه داشته اند و به مردم هجوم نياورده اند. در يک ماه اخير يگانه ويژه، بسيجيها، لباس شخصي ها و غيره و غيره را به جان مردم انداخته اند، و اگر دقت کنيد مي بينيد که در هفتهٔ اول بسيار شديدتر بود، آمار بيشترين کشته ها و دستگيريها مال آن دوره است، و بتدريج ديديد کم شد و آنها ضعيف تر شدند، چرا؟ نه به خاطر اينکه در جنگ نظامي با مردم باختند، بلکه بخاطر اينکه در جنگ سياسي با مردم باختند. الان طوري شده است که حتي وقتي کشته شدگان را به خانواده ها ميدهند از آنها امضا ميگيرند که صدايشان در نيايد و حرفش را نزنند، چرا؟ چون متوجه اين شدند که هر ندا، سهراب و هر کدام از اينها که کشته ميشوند به يک نماد و نيروي محرکه اي براي انقلاب و به انگيزه ايي براي تعرض و خشم بيشتر و تداوم اين وضعيت تبديل ميشوند. يکي از رهبران نيروي انتظامي چند روز پيش گفت چماق ديگر فايده اي ندارد و يک اشاره اش اين بود که همه چيز علني است. الان فيلم کسي که شليک کرده است را مردم ميبينند و ما داريم از همين کانال نشان ميدهيم. قاتل ندا، اسم و رسمش و موقعيتش در سپاه پاسداران را بر روي سايتها و تلويزيون ما دارند نشان ميدهند. اگر يادتان باشد احمدينژاد هفتهٔ پيش ژست اينرا گرفت که بله کار انگيليسي ها بود يا توطئه بود و به قاضي مرتضوي گفت دنبالش را بگيريد و غيره. در مقابل عکس قاتل را مردم رو کردند و گفتند اين قاتل است! بي خود شلوغش نکنيد، قاتل ندا مشخص است! در اين وضعيت چطور ممکن است اين حکومت يک ميدان ژاله اي درست کند و فکر کند دو روز ديگر ميماند، فقط دو روز ديگر. بالاخره هر جانوري هم کنج ديوار گير بيفتد به در و ديوار چنگ مياندازد ولي يک بار است و تمام ميشود. از درون بهم ميريزند و از بيرون هم مردم جاروشان ميکنند اين حکومت حکومتي نيست که بتواند اين کار را بکند.
يک بحث ديگر من ساختمان خود جمهوري اسلاميست. نحوه اي که اين جمهوري اسلامي اصلا درست شد. ناگزير شد به اسم انقلاب، انقلاب را بکوبد (منظورم انقلاب ۵۷ است) و نه تنها بصورت انقلاب بلکه با گفتن اينکه ما طرفدار مستضعفين هستيم، ضد آمريکا شيطان بزرگ هستيم، ما نماينده ملت مسلمان و امت اسلامي هستيم، نمايندهٔ مردم فلسطين عليه اسرائيل هستيم، به روي کار آمد و با تاکتيک هاي پوپوليستي، با اين تاکتيک که از روي تعصبات مردم آنهارا جمع کند، روز قدس به خيابانها بياورد، هر هفته به نماز جمعه ببرد، همهجا حرف از اين بزند که من آه دل مردم مسلمان هستم عليه آمريکا، غيره و غيره. اين فرم مناسب ديکتاتوري براي طبقهٔ سرمايهدار، طبقهٔ حاکمه ايران، نيست. انقلاب ۵۷ اين شکل سرکوب را به اينها تحميل کرد و اگر شما دقت کنيد ميبينيد جمهوري اسلامي هيچ وقت نتوانست آن گورستان آريامهري که من و شما خوب يادمان است که چه وضعيت بود را در ايران درست کند. در زمان شاه کسي نميتوانست بگويد بالاي چشم اعليحضرت ابروست بدون اينکه پنج بار اطرافش را نگاه کند که ببيند نامحرمي در اطراف نباشد. جمهوري اسلامي هيچوقت نتوانست اين فضا را ايجاد کند. خيلي بيشتر از حکومت شاه کشت، خيلي بيشتر دستگير کرد، خيلي وحشي تر بود، خيلي بيشتر سرکوب کرد ولي جامعه حتي براي يک روز هم در آن فضاي مختنق، تمکين کرده و وحشت زده اي که در دههٔ پنجاه در ايران داشتيم فرو نرفت. چرا اينطور نشد؟ باز بخاطر اينکه انقلاب عظيم پنجاه هفت بود که ضد انقلاب را ناگزير کرد که به اسم انقلاب برروي کار بيايد و ناگزير کرد با پرچم مستضعف پناهي، با پرچم مردم را به خيابان مياورم و در خيابان نگاه ميدارم و کلا پرچم تکيه به مردم به جلو بيايد، و امروز اين شيوه تا آنجايي که به طبقهٔ حاکمه مربوط است به يک نقطه ضعف اين حکومت تبديل شده است. بخاطر اينکه نميتواند يک سرلشکر چکمه برق زده محکمي بيايد و تمام نيروهاي مسلح پشت آن باشند و بگويد حکومت نظامي ميکنم. اين کار را که بکند پس فردا سه تا آيتالله از قًم کفن ميپوشند و به خيابانها ميريزند که واويلا! در صف دروني خودش سپاه پاسدارنش معلوم نيست چند شقه ميشود، ارتش شان هم که اصلا از اول با اينها نبوده و زياد تره برايشان خورد نميکرده است. نميتوانند! اين حکومت نه ميتواند از نوع پينوشه شود نه ميتواند از نوع حکومت شاه بشود. اين حکومتيست که مادرزاد بحران زده بود، مادرزاد نتوانست خودش را جمع کند، فقط اقتصاد نبود که اينها نتوانستند سر و سامان بدهند، اينها نتوانستند يک ارتش يکدستي مثل ترکيه و مراکش و يا تونس درست کنند. دولت تونس اگر با يک انقلاب ربرو شود چون ايدئولوژي آن مثل رضا شاه است ميگويد انقلاب بد است، انقلاب شورش کور است، انقلاب خشونت است، در انقلاب بي سرو پاها به خيابانها ميريزند، جاي سياست که در خيابان نيست. جمهوري اسلامي که بطور مداوم سياست ارتجاعي خودش را از طريق همين خيابان به جلو رانده است ديگر نميتواند اين حرف را بزند. اگر اين حرف را بزند خودکشي سياسي کرده است و بنظر من بسيار بعيد ميدانم که اين حکومت حتي اگر مستاصل هم بشود از سر ناچاري هم اين کار را انجام دهد.
کاظم نيکخواه: سناريوهايي که در هر حال ممکن است اينها به آن دست بزنند، سازش را ميگوييد نميشود، اگر دست به جنگ و تهاجم وسيع به مردم بزنند باعث سقوطشان ميشود، بر روي اينترنت يک سناريوي ديگري هست که نميدانم تا چه حد موثق است ميگويد احمدي نژاد را ترور کنند و به گردن جناح مقابل بيندازند و بعد فضاي عزاداري راه بيندازند و براي لشکر کشي به آن جناح به خيابانها بريزند و شروع کنند حمله کردن به مردم، فکر ميکنيد چنين چيزي چقدر واقعي بنظر بيايد؟
حميد تقوايي: من فکر ميکنم اگر از ديد جناح خامنه اي بگوييم اين بهترين راه در رفتن از اوضاع است چون بالاخره موضوع مورد دعوا يعني احمدي نژاد حذف ميشود و از آن طرف هم کسي را به تلويزيون مياورند که اقرر کند که با جنبش سبز و موسوي ارتباط داشته آنها را هم ميگيرند و از سوي ديگر اميد واراند جمعي که شوکه شده است در مقابل اين حرکت آرام شود و تمکين کند، اينها را که گرفتند بعد ميريزند و مردم را مي گيرند مي زنند، چون يکي از موانع اصلي که نميتوانند مردم را بزنند اين است که اول بايد اينها (موسوي- رفسنجاني) را جمع کنند. حکومتي که بطور جنايتکارانه اي مي خواهد در حد صدها کشته مردم را بزند از درون خودش نبايد کسي بلند شود و بگويد چرا زدي غلط کردي زدي! که هنوز از همين اول کسي مثل هادي غفاري به خامنه اي گفت است مرده شور ترکيبت را ببرد. حالا اگر حکومت بخواهد يک ميدان ژاله راه بيندازد صد تا بيشتر از اين حرف ها بهش زده ميشود و از درون به هم ميريزد. بنابراين اينها اميدوار هستند با کشتن احمدي نژاد و به گردن آن جناح ديگر انداختن هم آنها را جمع ميکنند و بعد از پس مردم هم بر مي آيند. که در ليست بد بختي ها شان شايد اين بهترين راه حليست که جناح خامنه اي دارد که بنظر من اين هم به سرعت برميگردد، قبل از هر چيز بخاطر اينکه اين سناريو رو شده و ما درحال صحبت کردن درباره آن هستيم و روي سايتها هم هست، پس مردم اين را نميخرند و هيچ کس قبول نميکند جناح موسوي رفت و احمدي نژاد را ترور کرد، همه ميگويند قاتل احمدينژاد هم خودت هستي، قاتل مردم هم خودت هستي، اين توطئه و کلک است. بنظر من دستشان فوري رو ميشود يا بعبارت بهتر از همين الان رو شده. بنابرين اين راه حل هم به جايي نخواهد رسيد. يک سناريوي ديگري هم هست که مدتهاست صحبت آن است آنهم اينکه رفسنجاني پشت پرده به مشهد ميرود و عده اي از خبرگان را ملاقات مي کند که مجلس خبرگان بطور قانوني ولي فقيه را عزل کند چون طبق قانون فقط آن مجلس است که ميتواند ولي فقيه را عزل و نصب کند و اين بهترين راه حل است براي جناح رفسنجاني. اگر اين سناريو موفق بشود و يک روز صبح بگويند مجلس خبرگان جلسه گذاشته است و با عذر موجهي ايشان را به علت ناراحتي عزل کند و حالا آيت الله فلاني، که زياد زير تيغ مردم نبوده است و خيلي هم شناخته شده نيست ولي فقيه است. اگر اينکار را بکنند ديگر خامنه اي و احمدينژاد ميشوند خارج از قانون چون اينها قانوني عمل کردند، ميگويند شما ديگر ولي فقيه نيستيد بنابر اين رهبر نيروهاي انتظامي، فرمانده کل قوا و نمايندهٔ امام زمان هم ديگر نيستيد، لطف امام زمان ديگر شامل يک آيت الله ديگر شده است!
کاظم نيکخواه: بالاخره آنها هم در راس يک جناح بزرگ رژيم هستند همانطور که خود شما گفتيد و آنها هم ميتوانند شورش ميکنند.
حميد تقوايي: الان جناح خامنه اي و احمدي نژاد به جناح مخالف ميگويد خارج از قانون آنوقت آنها به اينها خواهند گفت خارج از قانون! حداکثر شکايت جناح خامنه اي ميتواند اين باشد که براندازي نرم موسوي – رفسنجاني به نتيجه رسيد. من از اول هم گفتم در تمام اين سناريوهايي که از آنها صحبت ميکنيم عامل اصلي آن مردم اند که ما فعلا وارد آن نميشويم. اگر آن را در تصوير بگذريم ميبينيم اينها همان دست و پا زدن هاي در باتلاق است. بنظر من يک راه هم اينست که همين جور کج دار و مريز پيش بروند تظاهرات و غيره باشد و اين پيش برود تا ببينند چه ميشود.
کاظم نيکخواه: خوب ميتوانند اميدوار باشند مردم خسته شوند و از مبارزه دست بکشند.
حميد تقوايي: تا به حال که بر عکس بوده است، نيروهاي انتظامي خسته شدند. اينرا هم فرمانده سياسي نيروي سپاه پاسداران گفته بود، قبل از ۱۸ تير ليستي داده بود، که ۱۸ تير هست، بعد مراسم تحليف است، بعد ۱۶ آذر هست، يادبود ندا هست، کنکور هست و چهلم ندا هست و غيره بعد گفته بود يک سري اتفاقاتي پيش ميايد که آنها هم در ليست نيست ، پس اين رشته سر دراز دارد و مردم خسته نميشود بلکه نيروهاي انتظامي خسته ميشوند.
مردم با شعار “تا احمدي نژاده هر روز همين بساطه” گفتند که ما داريم چکار ميکنيم و بطور واقعي هم در اين پنج هفته که ديديم آثاري از خستگي در مردم نميبينيم که مثلا بگويند خوب ديگر عادي شده، يا خسته شديم، يا بيتفاوت شديم، حالا برويم سر خانه و زندگي مان! فکر نميکنم در ايران يک نفر هم پيدا شود که اينرا بگويد. مردم در مبارزه شان تفنن که نميکنند، مخير که نيستند که بگويند خوب ديگر مبارزه نميکنم. الان جامعه بسيار عصبي ترو با عزم جزم تر و بسيار تعرضي تر از سه هفته پيش است. جامعه هر هفته از هفتهٔ پيش با قدرت بيشتري به خيابان ميايد، بخاطر اينکه انقلاب مکانيزمهاي خودش را دارد، انقلاب با خودش مسائل خودش را مطرح ميکند و از خودش نيرو ميگيرد و جلو ميرود و مي بينيم الان هفتم سهراب در پيش است، چهلم نداست، مساله آزادي زندانيان سياسي است و مساله اعتراض به جناياتي است که در اعترضات قبلي پيش آمده و هر مانوري که اينها ميدهند جامعه در مقابلش شعار ميدهد. نمونهٔ بارز آنرا در نماز جمعه که هفتهٔ پيش رفسنجاني برگزار کرد ديديم که جامعه شعارهايي داد در آن روز که از نظر من نشان داد بسيار سياسي تر و معطوف تر به قدرت دارد شعار ميدهند. مثلا مرگ بر ديکتاتور شعار عمومي تريست بالاخره با دو واسطه به حکومت ميرسد يا حتي آزادي زندانيان سياسي يا شعارهايي که قبلا ميدادند. ولي در آن روز مردم آمدند در مقابل تمام شعارهاي هويتي حکومت که در تمام نماز جمعهها و هر روز ميگفت شعار خودشان را ميدادند.وزير شعارشان هر چه گفت مردم فوري جوابش را دادند. در باره فلسطين شعار حکومتي داد و مردم در مقابل گفتند مردم چرا نشستيد ايران شده فلسطين، گفتند ما اهل کوفه نيستيم رهبر – يا حتي عده اي گفتند حسين (موسوي را ميگفتند)- تنها بماند، مردم جواب ميدادند “ما اهل کوفه نيستيم، پول بگيريم بايستيم”! و در جواب “خوني که در رگ ما است هديه به رهبر ماست” جواب دادند هديه به ملت ما است! يا آنها گفتند مرگ بر آمريکا مردم گفتند مرگ بر روسيه! ميخواهم بگويم جامعه نه تنها آن روز در نماز جمعه به رفسنجاني جواب داد بلکه به يک سري سياستها و پروپاگاندا و تبليغات استراتژيک حکومت در رابطه با اسرائيل، در رابطه با آمريکا، در رابطه با روسيه، در رابطه با وفاداري به رهبر پاسخ داد و از اين به بعد در همه نماز جمعه ها حتي اگر دار و دسته خود بسيجي ها را جمع کنند و اين شعارها را بدهند مردم پاي تلويزين بهشان ميخندند که جوابتان را داديم. جواب جامعه به مرگ بر آمريکا، به اهل کوفه نيستيم، به سنگ براي فلسطين به سينه زدن معلوم است. اين را در اين زمينه گفتم که جامعه و مردم خسته نمي شوند، دارند سياسي تر و تعرضي تر ميشوند، دارند هشيارتر ميشوند و مبارزه شان هدفمندتر ميشود.
کاظم نيکخواه: در همين رابطه که مردم خسته نميشوند و مبارزه شان سياسيتر ميشود شما بطور خلاصه ادامه تحولات اين مبارزه را چطور ميبينيد؟ اشکال مبارزهٔ مردم، شرکت وسيع تر مردم در جنبش و اعتراض؟ چيزي که هست مرکز تظاهرات و تجمعات تهران است. در اصفهان شيراز و تبريز و مشهد ديروز تجمعات بود ولي تمرکز اصلي در تهران است و جمهوري اسلامي هم نيرويش را در تهران متمرکز کرده است. هنوز شاهد اعتصابات نبوده ايم. فکر ميکنيد چطور ميتواند اين مبارزه و جنبش مردم ادامه پيدا کند با توجه به وضعيتي که از رژيم گفتيد؟
حميد تقوايي: يک بحث بر سر ادامهٔ و گسترش جنبش است، يک بحث سر اين است که اين جنبش چگونه جنبشي ست و چکار ميکند. من فکر ميکنم اين يک انقلاب است که مثل هر انقلاب ديگري هدفش سرنگوني اين حکومت است. همهٔ انقلاب ها هدف شان سرنگوني حکومتي ست که مردم عليه آن بلند شده اند. ما از روز اول گفتيم که اين انقلاب است و مثل انقلاب به اين حرکت رجوع کرديم، گفتيم اينها پس لرزه هاي انتخاباتي نيست، اينها رعشه مرگ حکومت است، انقلاب است. اما خيلي ها با ما شريک نبودند. وقتي ما اين تبليغات را ميکرديم، مجموعه رسانه ها و دولتها در سراسر دنيا، انديشمندان و روشنفکران و دوي خردادي هاي قديم و جديد و کسانيکه بالاخره مخالف فقيه بودند و غيره، همه موضوع را در چهارچوب انتخابات محدود ميکردند. خوشبختانه امروز ديگر شما همه جا ميبينيد حتي کسي از انقلاب مخملي – که اين هم مدتي سر زبان ها بود – صحبت نميکند. الان همه قبول کرده اند اين يک انقلاب است. اين يک جامعه است که عليه حکومت اسلامي بلند شده، دعواي جناحي يا حکومتي نيست. نه تنها همه کساني که خارج از حکومت هستند بلکه حتي خود حکومتي ها، کسي مثل عبدالله نوري ياد شاه افتاده است و گفته در اوايل دهه پنجاه شمسي واقعا کسي فکرش را نميکرد شاه رفتني باشد و چند سال بعد شاه رفت. البته تفاوت امروز با سالهاي پنجاه اينست که همه فکر ميکنند اينها رفتني هستند. اول بايد اينرا روشن کرد، تثبيت کرد که ما با يک انقلاب روبرو هستيم که اين حکومت را هدف گرفته و مي خواهد اين حکومت را سرنگون کند. در اين ترديدي نيست. صحبت بر سر اينستکه اين انقلاب چطور پيروز ميشود، چطور بايد جلو برود، چه اشکالي بايد پيدا کند، چطور بايد گسترده تر شود. من در تلفن هايي که بينندگان به برنامه هاي کانال جديد ميزنند و يا همين طور در بحث هايي که با برخي رفقا داريم مي بينم وقتي که به ادامه اين جنبش انقلابي فکر ميکنند معمولا شکل مبارزه را ميبينند که بايد وسيعتر بشود، به شهرهاي ديگر بايد سرايت کند، کارگران بايد به ميدان بيايند، و اشکال ديگري مانند تظاهرات، اعتصاب، تحصن و ميتينگ را هم بايد داشته باشيم. اينها همه درست است ولي من فکر ميکنم يک شرط مهم تر و پايه اي تر اين هست که انقلاب از نظر مضمون تعميق شود. انقلاب از نظر تعين بيشتر پيدا کردن، شفافيت بيشتر پيدا کردن، به اهداف خودش آگاه تر شدن و بدين معنا راديکاليزه تر و تعرضي تر شدن هنوز خيلي جا دارد پيشرفت کند. فاکتور مهمي که باعث ميشود متوجه شويم انقلابي در کار است به خيابان آمدن توده هاي ميليوني يا هزاران نفر مردم به خيابانها است ولي اين به هيچ وجه کافي نيست، اين حرکت در ادامهٔ خودش لزوما گسترش کمي به همه شهرها با همين کيفيت و با همين مضمون و همين شکل نيست يا به کارخانه ها يا به ادارات که دست از کار بکشند يا تحصن کنند. وقتي به مضمون نگاه کنيم معني آن اين ميشود که قبل از هر چيز جامعه انقلابي به شکل بيانيه ها، به شکل قطعنامه ها، بشکل فراميني که مردم ميدهند، احکامي که مردم صادر ميکنند، حرفش را بزند. يعني انقلاب زبان پيدا کند. منظورم اين نيست که مردم مانند سياستمداران بگويند بعد از جمهوري اسلامي چه بايد بشود و چه نبايد بشود. بايد به اعتراض خودش و به اين حرکتي که براي زير و رو کردن براه اندخته است گوشت و پست دهد و مشخص کند. من قبلا هم مثالي در اين باره زدم. مثلا مردم ميگويند مرگ بر ديکتاتور! اولا معني آن روشن است ميگويند مرگ بر ديکتاتوري، اين سيستم ديکتاتوري نبايد باشد چون فکر نميکنم کسي در ايران باشد که فکر کند فقط احمدينژاد ديکتاتور است و مثلا رفسنجاني خيلي آدم ليبرال و دمکراتي ست و يا هر کدام ديگرشان! پس وقتي ميگوئيم مرگ بر ديکتاتور يک سيستم ديکتاتوري را داريم ميزنيم. و ثانيا نفي ديکتاتور يعني نفي چه چيزهايي؟ ديکتاتور يا ديکتاتوري نباشد يعني چه چيزهايي نباشد؟ مرگ بر ديکتاتور يعني اصلا زندان سياسي نباشد. زنداني براي آدم هاي سياسي اصلا وجود نداشته باشد و در نتيجه زنداني سياسي اصلا معني نداشته باشد. کسي به جرم عقيده و يا بخاطر موضع سياسي و مخالفتش با دولت دستگير نشود. مرگ بر ديکتاتور يعني اسلحه ديکتاتور را از دستش بگيريم. مثلا اعدام نباشد، نيروهاي سرکوبگر نداشته باشيم، – حالا ارتش را ميگويند که براي چنگ با دشمن است که آنهم البته بحث خودش را دارد و در اين چهار چوب نمي گنجد ولي حکومتي ميتواند ديکتاتوري نباشد و ارتش خودش را داشته باشد- اما نيروهاي انتظامي رنگارنگ، بسيج، سپاه، بسيجي، يگان ويژه، اينها ديگر چيست و از کجا آورديد؟ چرا بايد نيروهايي به چماق و گاز اشک آور و سلاحهاي ويژه جنگ خياباني مجهز بشوند؟ اگر مردم با شما جنگ دارند بايد برويد ديگر. دولت که نميتواند مردمش را عوض کند! مردم بايد دولت را عوض کنند. اگر جنگ است کسي که بايد تسليم بشود دولت است نه مردم! اين نيروها را سازمان داده اند که اعتراضات مردم را بخون بکشند. ميخواهم بگويم خيلي ساده و روشن وقتي ميگويم مرگ بر ديکتاتور يعني نيروهاي انتظامي و سرکوبگر بايد منحل شود. نه اينکه فقط نوع اسلامي اش خوب نيست ولي غير اسلامي آن خوب است! بايد منحل بشوند. اعدام نبايد وجود داشته باشد. ديکتاتوري در جمهوري اسلامي يعني تحکم به جوانان که نزنند و نرقصند و شاد نباشند، نخندند، دوست دختر و پسر به خيابان ها نيايند؛ يعني تحکم به زنان که لباسي که دوست داري نپوش، حتما حجاب سرت باشد، و غيره. ما آن ده فرمان انقلاب را که اعلام کرديم معني مشخص اين خواستها يعني مرگ بر ديکتاتور! جامعه بايد آگاه باشد و بدانند شاخص هاي رفتن ديکتاتوري چيست؟ وقتي که ميگويند مرگ بر ديکتاتور يعني مرگ بر چه چيزهايي و چه چيزهايي را نمي خواهيم. اين در رابطه با اين شعارهاست و بنظر من درباره همه عرصه هاي ديگر همٔ، بايد مردم بطور روشن بدانند که چه ميخواهند وعليه چه داريم ميجنگيم. مثال ديگري ميزنم، سرنگوني! رژيم بايد برود، خوب به چي ميگوئيم رژيم؟ عده اي ممکن است – تا وقتي که انقلاب مبهم باشد- اينطور فکر کنند وقتي رژيم رفته است که آخوندها بروند و مکلا ها بيايند. يا فقيه رفت و يکي ديگر آمد. مثلا همين الان محسن کديور گفته است فقيه را از قانون اساسي ايران ميگذاريم کنار! مساله مردم با اين نوع تغييرات حل نميشود. وقتي ما ميگوييم رژيم بايد برود يعني يک دستگاه، يک سيستم و نظامي که سه دهه است دارد پدر مردم را در مي آورد بايد برود. فقط اين يک ماه و يا چهار سال احمدينژاد که نبود. اين زندانها را از همان زمان خميني ساختند، آدمکشي ها از همان دوره شروع شد، نيروهاي انتظامي شان را از همان دوره سازمان دادند. اگر به قانون اساسي جمهوري اسلامي نگاه کنيد ميبينيد پر از بي حقوقي است. اصلا ابتداييترين مباني جامعه مدني در قانون اساسي جمهوري اسلامي نقض ميشود. بنابراين يک نظام و يک سيستم است که به آن ميگوييم رژيم، که به آن ميگويم حکومت جمهوري اسلامي. دورهٔ آقاي خاتمي هم همين نظام بود که تازه در آن قتل هاي زنجيره اي داشتيم و ۱۸ تير را داشتيم و روزنامه ها را بستند و غيره. در دورهٔ جناب رفسنجاني هم همين بود. دورهٔ خميني هم همين بود. دوره احمدي نژاد هم همين بود. بنابرين مرگ بر رژيم و حکومت اسلامي نمي خواهيم که شعار مردم هم هست بايد تدقيق بشود، بايد تعميق بشود، و مردم بدانند چه نمي خواهند. انقلاب سر نخواستن هاست، انقلاب سر نفي يک وضعيتي است ولي بايد بدانيم وضعيت چيست. يک سيستم حکومتي را يک نظام را شما بايد نفي کنيد. در غير اين صورت هر گوشهٔ آن که بماند، هر بخشي از آن که از ريشه قطع نشود دوباره رشد ميکند و مثل سرطان همه جامعه را ميگيرد و باز همين آش و همين کاسه خواهد بود. به همين خاطر ميخواهم بگويم وقتي از پيشرفت انقلاب صحبت ميکنيم در اشکال، يک بحث است که بايد وسيعتر شود، اعتصاب شود، شهرهاي ديگر به مبارزه کشيده شوند و بحث ديگر اين است که انقلاب بايد عميق شود، اهدافش را روشن تر بشناسد، شعارها را مردم آگاهانه تر بگويند و بفهمند چه چيزهايي را نمي خواهند و حول آنها متشکل بشوند. تشکل خود نيز يکي از نکات مهم است. الان تظاهرات هاي شبانه داريم، بايد تشکل داشته باشند، انواع تشکلات کارگري بايد به ميدان بيايند. متشکل بشوند، بايد تشکل هاي تازه بوجود بيايد حول همين شعارها مثلا حکومت کودتا استعفا. وقتي تشکل داشته باشيد شعار ها را فقط از خيابان ها نميشنويم، بلکه کارگران فلان صنعت و کارگران فعلا کارخانه و دانشجويان فلان دانشگاه و کارمندان فلان اداره، مادران عزادار، سازمان آزادي زن و غيره و غيره. از اين گونه تشکلات غير دولتي نهادها و کانون ها و انديشمندان ارباب جرايد نويسندگان روشنفکران شاعران بايد بيايند و در بيانيه ها شان بگويند اين دولت قبول نيست بايد استعفا بدهد. اينکه جمعيت به خيابان ها ميريزد و شعار مي دهد، از اين نظر که توده مردم ميايند و اين شکل اصلي انقلاب است بايد باشد ولي اين انقلاب بايد استخوان بندي ش، پشت جبهه اش، ساختار دروني اش معلوم باشد. يعني وقتي حتي مردم شب در خانه ها خوابيده اند همه ميدانند که اين شعارها، اين خواستها، اين قطعنامه ها، اين بيانيه ها از طرف جامعه صادر شده است. مردم از زبان ده ها تشکل، ده ها هنرمند، ده ها نويسنده، ده ها رهبر کارگري، ده ها رهبر جنبش دانشجويي، قطعنامه و بيانيه دادهاند و در آن گفته شده که اين حکومت بايد برود، ولي فقيه نمي خواهيم، زنداني سياسي بايد آزاد بشود، قانون اساسي را نمي خواهيم، ما نمي خواهيم برگرديم به اين قانون اساسي، نمي خواهيم برگرديم به دوره خميني! موسوي از برگشت به دوران خميني حرف ميزند. براي خنثي کردن اين تلاشها که در واقع براي نجات نظام جمهوري اسلامي است جامعه بايد متعين بشود. زبان انقلاب نبايد لکنت داشته باشد، نبايد ابهام داشته باشد. انقلاب را روي ابهاماتش هم درهم مي کوبند، فقط از روبرو و با شليک بمردم نيست. انقلاب بايد شفاف و روشن عميفا بداند چه چيزي را نمي خواهد و بگويد دست به ريشه ميبرم، مردم بايد بگويند اين تبر را برداشتيم که ريشهٔ حکومت را بزنيم و براي اينکه اينکار را بکند بايد متشکل شود و رهبران خياباني يکديگر را پيدا کنند و دست در دست هم بگذارند. بخصوص بايد حزبشان را بشناسند. حزب انقلاب. اين حزبي ست که وقتي ميگفت انقلاب، همه مخالفت مي کردند. ميگفت تنها راه انقلاب است، انساني ترين و ممکن ترين راه انقلاب است و امروز که انقلاب دارد اتفاق ميافتد اين رهبر حاضر و آماده است! رهبر کسي است که قبل از اينکه مردم به يک صفي و دستاوردي برسند و قدم جلو بگذارند، قدم را جلو گذشته است و پيشاپيش مردم پرچم را بلند کرده و ميگويد از اين طرف! حزب ما در اين موقعيت است و اين انقلاب بايد حزب رهبر خودش را باز بشناسد. اينها همه فاکتورهايي ست که بايد به آن دقت شود.
کاظم نيکخواه: با تشکر از شما اميدوارم اين بحث ادامه داشته باشد.
ساخت کوکتل مولوتف
همانطور که میدانید کوکتـل مولوتـف یک بطری حاوی ماده آتش زا است که در صورت پرتاب و شکسته شدن باعث ایجاد حجم وسیعی آتش غیر قابل مهار میشود و از آن در درگیری های خیابانی برای ایجاد رعب و وحشت و سردرگمی در بین نیروهای دشمن (مثل گارد ضدشورش) و متفرق کردن آنها استفاده میشود.
ساخت کوکتـل مولوتـف بسیار آسان است.
به صورت کلی, کوکتـل مولوتـف از یک بطری شیشه ای, مقداری ماده سوختی (مثل بنزین) و یک پارچه کتان ( نخی )آغشته به سوخت به عنوان فتیله تشکیل میشود
روش ساخت یک کوکتل مولوتف قدرتمند:
1- یک بطری شیشه ای (بهترین بطری شیشه ماء الشعیر ایستک هست چون حجم مناسبی از مواد آتش زا در آن جا می شود و در دست خوب جا می گیرد و در زمان پرتاب کردن می توانید آن را به مسافت های دور پرتاب کنید و این خیلی مهم هست و از همه مهمتر این بطری، چون یک بطری یک بار مصرف هست بدنه نازکی دارد و این بسیار مهم است برای خوب شکسته شدن ) را بردارید.
2- داخل آن 80 درصد بنزین و 20 درصد گازوئیل ( برای دوام آتش) و یک قاشق چای خوری پودر صابون بریزید.
3- حال یک پارچه کتان ( نخی به ابعاد 4 در 25 سانتیمتر ) آغشته به بنزین داخل بطری قرار دهید به طوری که 15 سا نت داخل و 10 سانتیمتر آن خارج بطری قرار گیرد و مقدار کمی پنبه که با فشار در دهنه بطری جا می دهید تا مواد سوختی قبل از زمین خوردن بطری بیرون نریزند.
کوکتـل مولوتـف شما آماده است. کافی است تا سر پارچه را با فندک آتش زده و به سمت دشمن روی زمین یا به دیوار پرتاب کنید تا بطری متلاشی شود. در نتیجه این پرتاب, مواد سوختی آتش گرفته و به اطراف پراکنده میشود و همراه با آن حجم زیادی آتش تولید میشود که مهار آن بسیار سخت و ناممکن خواهد بود
man tajikam , va daram yak taraneh va avaze bara jonba josh sabzeh shoma, va an ra beh hameh ham kalamanam hedia makonem. Arezo ma konam ke hama adamha ham bara in jonbojosh sabz maya konin , zenda basha mamlekate to.
http://www.youtube.com/watch?v=og86fv9Kq94
***********************************************************************
پاسخ
دوست عزیز ممنون از اظهار نظر شما
و از راهکاری که دادید
منتظر نظرات زیبای شما هستم
سلام به همه
شما عبادت رو به چی میدونید ؟ اصلا معنی عبادت یا بندگی یعنی چی ؟
بندگی و عبادت یعنی اطاعت محض و بی چونو چرا در مقابل خدا . خدا هر گونه عبادت کردنو دوست داره و قبول میکنه . حالا یکی در حال پشتک زدن . یکی در حال دویدن . یکی سرپا . یک نشسته . یکی لخت . یکی پتو پیچیده و …. همه اینها عبادته . خلاصه هر موقع که واقعا به یاد خدا باشی عبادت محسوب میشه .اینجا یک ولی هم در کاره
خدا میگه تو هر جور دوست داری عبادت کن ( مثه همون نمون هایی که اون بالا نوشتم . D: ) اما یکیشو من بهت میگمو انجام بده . با تمام قوانینی که من براش وضع کردم . با تمام روشهایی که من بهت گفتم ، اینجا دیگه تنها عبادت ملاک نیست بلکه اطاعت هم مهمه . خب اگر هر وقت انسان هر جور خواست و هرکاری بکنه و هر چی عشقش کشید انجام بده . پس دیگه خدا از جایگاه خودش بیاد پایین و بره جای خدا بشینه و به خدا دستور بده که خدا من دوست دارم فلان جور عبادت کنم و تو گوش بده
خلاصه اونی که داره با استین حلقه ایی نماز میخونه خدا براش یک نوع عبادت حساب میکنه ولی اون عبادتی که اون خواسته نیست .
زمانی عبادت مفهوم واقعی خودشو پیدا میکنه که عینه اون چیزی که خدا گفته رو انجام بدیم . نه اینکه ما مثل اومانیسما بشینیم جای خدا و برای خدا تصمیم گیری کنیم که من دلم میخواد فلان جور عبادت کنم
اگر قراره هر جور که ما میخواییم و هر روشی که میخواهیم داشته باشیم دیگه دین نیازی نیست که ازادی مذهب هم گفته بشه . آزادی مذهب زمانی معنی داره که مذهبی در کار باشه و اون مذهب رو هم خدا فرستاده . پس به اونچیزی که خدا گفته خوب گوش بده
اینایی که من گفتم کلی بود . یکی ممکنه زرتشتی باشه یکی مسلمان یکی مسیحی و … خلاصه هر کدوم باید تمام قوانین دین خودشونو اجرا کنن و اونجوری که دینوشن گفته
یا علی خداحافظ
ای دی = iman_iran2ost
وبلاگ = http://www.iman-iran2ost.blogfa.com
*********************************************************************
پاسخ
ایمان عزیز سلام و عرض ادب
وقت شما بخیر ممنون از اظهار نظر شما
اما بقول خودم : به قول زنده یاد دکتر مرتضی راوندی نویسنده ی 10 جلد تاریخ اجتماعی ایران در جلد اول فصل پیدایش انسان و تکاملش می گوید : انسان از بدو پبدایش و تکامل بطور ژنتیک وار به مانند لاک پشتی که از تخم بیرون زده به سوی آب می رود ، انسان نیز از همان ابتدای عصر نوسنگی نسبت به مقامی آفریینده و والاتر از خود ، خود را به نقطه ای بلند رسانده و نسبت به چیزی که از طریق رابطه ای با تعریف انسان و خالق نسبت به او ساحت مقدس خداوند عرض ادب می کرده است .
اما همین بشر تکامل یافته بعد از پیمودن راه تکامل به خود این جسارت را می دهد که خود را نماینده ی خداوند بر روی زمین ، رهبری روحانی ، رهبری معنوی ، مرد خدا که با خدا و پیامبرانش در ارتباط است و… از این قبیل دسته بندی ها معرفی کند . و خود را مقدس ، تقدس یافته و پاک و مطهر کسی که به تنهایی به درگاه و حیات خلوت رابطه با خداوند محرم است جلوه دهد .
جالب تر از همه آنکه آدم همان فرشته ی برتر خداوند که دیگر فرشتگان به غیر از شیطان در مقابل او سر تعظیم فرود آوردند طبق گفته ی تقریبا تمام کتب معتبر مذهبی در ادیان مختلف مرتکب گناه شده و از درگاه خداوند بعلت میل کردن میوه ی ممنوعه رانده شده ، بله این رهبران روحانی از کلیمی و مسیحی و زرتشتی و مسلمان گرفته تا غیره هر کدام با منطقی خاص خود ، خود را در حاله ای از ابهام برده و به طوری معنوی به حیات حکومت مذهبی خود ادامه می دهند و خود را نسبت به هر گونه جواب و سوال تا مرز نابودی مبرا می دانند با ذکر چند نمونه به این ادعا جامعه ی عمل می پوشانم .
ابتدا از تاریخ ایران باستان شروع می کنم و فاکتوری از پادشاه گشتاسپ کسی که مذهب اشو زرتشت را پذیرفت و شخص دوم یزدگرد سوم آخرین پادشاه سلسله ی ساسانیان که با عملکردش تاج و تخت پر افتخار ایران زمین با آن باورهای ابتدایی پاک یکجا به جماعتی بیابانگرد واگزارد و با چه خفتی آخرین ورق تاریخ ایران باستان را با ورقی جدید بنام تاریخ ایران بعد از اسلام آشنا کرد . علت چه بود ؟
پادشاه گشتاسپ زرتشت را به علت راستی سخن و نیکی افکار پذیرفت و به او که رانده شده از شمال غرب ایران به سمت شرق ایران بود را نه تنها پذیرفت بلکه به آیین او نیز گروید و آیین آن مرد راستی را به عنوان مذهب رسمی کشور اعلام کرد اما فرق بین گشتاسپ و یزگرد در چیست ؟ به تاریخ ساسانیان و علل سقوط آنان که نگاهی می اندازیم می بینیم نفوذ بی حد و اندازه ی موبدان زرتشتی در امور شخصی مردم و بی کفایتی یزدگرد از مهمترین عوامل سقوط ایران باستان بود نفوذ رهبران زرتشتی به اندازه ای بود که مردم ایران با آن آیینی که محور اصول آن بر پایه ی گفتار نیک و کردار نیک و پندار نیک بود روزی به بن بست حقیقت گویی حقیقت اندیشی و حقیقت کرداری رسید تا جایی که همان مردم با همان باورهای اهورایی به علت افراط بیش از حد رهبران روحانی حاضر به پذیرش اسلام ناب محمدی در عدم حمایت از پادشاه و رهبران مرتیط با خدای خود شدند و میدان را به نفع رهبرانی جدید و شاخه ی جدید الهایات گشودند البته لازم به ذکر می باشد که این مردم در دویست سال حکومت اعراب بازهم به علت بی کفایتی و جنگ قدرت بین رهبران معنوی جدید توسط بابک خرمدین استقلال مجدد خود را به دست گرفتند ولی افسوس که نوش داروی بعد از مرگ سهراب بود و بعد از گذشت 1400 سال از این حکومت مذهب و روحانی بازهم همان رهبران معنوی دچار چالشهایی هستند که خود مسبب این گرفتاریها هستند زیرا رهبران مذهبی به قول نیچه خود را قیم مردم می دانند و آنانند که تشخیص می دهند چه چیز صحیح است و چه چیز غلط .
اما می خواهم به این نویسنده ی مذهبی کاتولیک مسیحی بگویم : که تمام رهبران مذهبی به مانند ما انسانند و از حس انسانیت و بشریت استفاده می کنند این استفاده می تواند شخصی باشد یا با ایمانی درونی همراه گردد و این قانون مشمول حال مسلمان و یهودی و مسیحی و… نمی گردد . همه ی رهبران مذهبی هم می توانند اشتباه های بزرگ و تاریخی را انجام دهند که هیچ گاه با هیچ منطقی از ذهن های بدون معنویات پاک نگردد . به مانند بهشت فروشی و جهنم فروشی رهبران کاتولیک در دوران حکومت کلیسا و هم جنس گرایی رهبران کاتولیک واتیکان و کودک آزاری های جنسی رهبران مذهبی در آمریکا نظر شما چیست دوستان ؟ البته باید قبلا گفته باشم تا گزیده ای از متن نویسنده که در زیر آمده را نخوانید لطفا اظهار نظر نکنید .
((( بقول دوستی : انسان در عین واحد ده ها خدا می سازد اما از ساختن یک کرم وامانده است . )))
حلاج زنده ترین انسان روزگار ماست . در باب رابطه ی انسان و مذهب ؟
انسان موجودی است بر سر دو راهی .
او می تواندزندگی ای را برگزیند
که از همه سو بسته است
میلیونها نفر این راه را برگزیده اند
زیرا این راه امن و دنج است
اینان نمی دانند که با انتخاب این راه
چیزی بسیار ارزشمند را از دست می دهند
آنها از شرکت در ماجرای شگفت انگیز هستی
باز می مانند
آنها از موهبت و کشف و خلق حقیقت
محروم می شوند
آنها از ذات الوهی خویش جدا می افتند
و طعم عشق را نمی چشند
آنها روشنایی را از کف می دهند
و در ظلمه پر ملال وجود خویش زندانی می شوند
جام وجود آنها در همه ی ایام زهر دارد
و آغوش رنج
در همه ی احوال به رویشان گشوده است
در واقع آنها همه چیز را از دست می دهند و تنها
چیزی که گیرشان می آید مرگی راحت است .
زندگی آنها به حیات ساکت گورستان شبیه است .
بدیهی است در گورستان
خطری مرده ها را تهدید نمی کند
مرده را دوبار نمی توان کشت
گورستان امن ترین جای دنیاست
اما گرچه گورستان امن است
اما از زندگی تهی ست .
تحقق ذات الهی انسان هنگامی ممکن می شود
که آدمی راه دوم زندگی را برگزیند .
راه اول بسته است .
این راه ، انتخاب میلیونها نفری ست که
تابوت خویش را در کوچه و خیابان می گردانند .
آنها به ظاهر زنده اند .
زندگی آنها زندگی گیاهی ست
آنها روح ندارند زندگی هنگامی آغاز می شود که
انسان راه پر مخاطره را برمی گزیند
(( حلاج زنده ترین انسان روزگار ماست . ))
دینداری اگر از خنده تهی باشد
دلمردگی ست
هنگامی کامل است
که خنده ی تمام عیار را در دل خود داشته باشد
خنده ای پر شور و از ته دل
خنده ای که در تک تک سلول های وجود تو
به رقص درآید و در تمام هستی ات موج بردارد .
آنگاه خنده ی تو از تو هم فراتر می رود
و تو در برابرش کوچک و کوچکتر می شوی
خنده ای که همچون رایحه ، تو را در بر می گیرد
و تو در آن ناپدید می شوی
این معجزه ای ست که در خنده اتفاق می افتد
نفس تو ناپدید می شود
نیایش تو باید به خنده های پر شور تو مدد برساند
نیایش تو با خنده قدسی تر می شود
این خداوند است که می خنداند
نفسانیت از خنده ی حقیقی گریزان است
گاهی برای یک لحظه
نفخه ای از عالم بالا بر تو می وزد .
در این لحظه ی مغتنم درنگ نکن
و پنجره را باز کن .
بگذار نفس از اتاق دلت بیرون برود
و تو را برای همیشه آسوده بگذارد .
تو وقتی هستی
که نفس نباشد ، وقتی نفس باشد
تو نیز نیستی
در ره منزل لیلی خطرها کمین کرده است .
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
شبهایت به شادی روزهایت در پناه آزادی
http://www.youtube.com/watch?v=0N1vsm1GCro
آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
حضرت امام خميني ميفرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازميدارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار ميدهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد ميكند و ولايت را از حاكمي كه ميخواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط ميسازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط ميگردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».
***************************************************************************
پاسخ
سلام ندای دوم انقلاب
بقول فردوسی
بنام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد .
درود بر کوروش عزیز و مهربان
عکس ها بسیار جالب توجه بودند
ممنون از مطلب خوبی که گذاشتید .
******************************************************************************
پاسخ
سلام میثم عزیز وقت شما بخیر
ممنون از اظهار لطف شما مرسی
داداش سایه تون خیلی سنگین شده کجا تشریف دارین
چرا دیر به دیر به ما سر می زنید .
کاش دست از تعصبات ذاتی برداریم
کاش ضمیر ناخوداگاه خود را از هر انچه دیگران با تلقینات پیاپی در ان نهاده اند پاک کنیم و..
بدانیم خدا در درون خود ماست
باقی همه هیچ…
ممنون از عکسا و مطالب خوبت
ادامه بده
پیروز هستی و باشی .
****************************************************************************************
پاسخ
درود بر شما علیرضای پاک ضمیر
ممنون از اظهار نظر زیبای شما مرسی
شبهایت به شادی روزهایت در پناه آزادی
در مورد چی می خواستم بگم؟! آها یادم اومد
آزادی مذهب در ایران
بر منکرش لعنت !
********************************************************************
پاسخ
آشیطون آشیطون پسر دیونه باری کلا به در می گی دیوار بشنوه ؟
در و دیوارش مهم نیست مهم اینه که آزادی اینجا توی یه چارچوبه.
و این به هیچ وجه خوب نیست .
************************************************************************
پاسخ
سلام پسر دیونه
می دونی جدیدا چقدر حرفای خوب و آموزنده می زنی
درود بر شما
اشکال نداره از دهنم در می ره.
********************************************************************************
پاسخ
پسر دیونه عیبی نداره داداش تموم شد رفت
حرف هایی هستن از جنس گفتن که اگر گوشی نبود نمی گوییم و حرف هایی هست برای نگفتن ، حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند، و سرمایه ماورایی هر کس حرف هایی است که برای نگفتن دارد، حرف هایی که پاره های بودن آدمی اند و بیان نمی شوند مگر انکه مخاطب خویش را بیابند .
**********************************************************************
پاسخ
داداش گلم هرچه دل تنگت می خواهد بگو
خواستم به دوستایی که نظر مخالف دادن این جمله رو که یه جا خوندم عرض کنم:
امید روزی رو دارم که کسی مجبور نباشه مثل من باشه و یا من مجبور نباشم مثل کسی دیگه باشم. آزادی برای همه. نه آزادی فقط برای ما. وقتی فقط ما آزاد باشیم، ما دیکتاتور هستیم .
**********************************************************************
پاسخ
سلام فرید عزیز
درود بر شما
خدایش با جملت خیلی حال کردم
یک پا سخ یا دست سخ یا حالا هرچی : یعنی چی که داره سر تاق یا سرتاغ (یعنی بی حجاب ) نماز میخونه ؟ این مثل اینه که بخوای تار رو با مضرابای سنتور بزنی ( البته من زدم:-) ولی ربطی نداره ، به نظرم هر چه میخواهد دل تنگت بزن ولی بی ربط نزن چون قانون داره ، هر چیزی تو دنیا قانون داره . (عجب نظر تیمیززی دادم:-)
**************************************************************************
پاسخ
لازم جان سلام
خوشوم اومد از اظهار نظرت خودت گفتی و خودت هم تائید کردی عزیز دلم چشم بسته غیب گفتی باشه عیبی نداره هرچی گفتی یعنی اساسا هرچه دل تنگت می خواهد بگو
می بینم که باز دنبال این صهیونیست های مثل خودت از خوک کثیف تر افتادی آشغال اونایی که اون وسط واستادن خواهر مادر خودتن که وسط نامحرمان دارن اقامه نماز می کنن
مرگ بر اسلام آمریکایی و طرفداران اسلام آمریکایی .
***********************************************************************
پاسخ
واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند
طرفداران اسلام آمریکایی چه کسانی هستند همان هایی که در پوشش ولایت فقیه مشغول نامه بازی با باراک حسین اوباما هستند چشمان کورت را باز کن و بهتر ببین یا بقول سهراب سپهری چشمانت را بشور و جور دیگر ببین
احمق
عالی بود.ممنون. متاسفم که حد مدارای مردم ما در مورد مذهب اینقدر کمه.
*********************************************************************
پاسخ
شاپرک عزیز سلام و عرض ادب
ممنون از اظهار نظر و کامنت گرم شما
بی نهایت سپاسگذارم
ممنون از حضور گرمت
این رو اگر مسلمونهای واقعی(!) ببینند که کفن پوش میشن که.
یک ضعیفه(!) پیش نماز شده؟ وای بر ما مردا(!). غیرتمون کجا رفته؟ دینمون رو به باد دادن
ای علمای اسلام٬ بداد اسلامبرسید. از دست رفت اسلام
:دی
*******************************************************************************
پاسخ
سلام یاسر عزیز
ممنون از اظهار نظر شما
آره خدایش یاسر جان روی با غیرت ما مردای غیرتمند سفید بشه از سیاهی علما که دیگه روشون دیده نمی شه
از شرمندگی طفلیا زبونشونم بند اومده دیگه نمی تونن فتوی بدن یا بقول همون جکه از زبان و ویزیت همون دکتره دیگه نمی تونن گ …. بخورن چه برسه به گوشت مرغو ماهی و و….. باری
در هر صورت ممنون از حضور پر بارت
مرسی
پوستر های اعتراض به احمدی نژاد تروریست ومتجاوز در نیویورک جهت پرینت واستفاده در راهپیمایی بزرگ نیویورک http://www.avatarix.com/Iran/ .
**************************************************************
پاسخ
ایرانی عزیز بازم سلام
چشممممممممم عزیزم ممنون از اطلاع رسانی شما چشم می رم و می بینم و درود بر شما می فرستم
مرسی
یکی بود یکی نبود، دوتا قلعه شهربود که مردمشون از طریق یه پل در رفت و آمد بودن. سال ها گذشت و حاکم ازین یکنواختی حوصلش سر رفت. به توصیه ی مشاوران دستور داد یه ایست بازرسی سر راه مردم بزارن که تنوعی بشه، این ایست بازرسی به پنج تا به پنجاه وحتی صد تا رسید اما مردم همونجور آروم و بیصدا میرفتن ومیومدن تا بالاخره حاکم کفرش درومد وکاربه گذاشتن پست هایی رسید که مردم روترتیب میدادن. بتدریج مردم مجبور بودن صف بکشن تا یه دورهم ترتیبشون داده بشه تا بتونن عبور کنن. بازم افاقه نکرد و مردم بی سر و صدا ایست بازرسی ها رو رد میکردن یه دور هم میدادن ومیرفتن. تا اینکه سرانجام حاکم خشمگین خون خونشو میخورد که این دیگه یعنی چی، دستور داد جار بزنن و مردمو توی میدان شهر جمع کنن، حاکم اومد و با عصبانیت از مردم پرسید: من بیشتر از اینکه ازسکوت شما خشمگین باشم شگفت زده هستم، یعنی شما هیچ اعتراضی حرفی درخواستی ندارید؟؟!! بین مردم همهمه ای افتاد و یه نفر از وسط جمعیت فریاد زد: سر حاکم به سلامت باد، تنهای چیزی که ما مردم میخوایم اینه که تعداد پست هایی رو که ترتیب ما رو میدن بیشتر کنید که زیاد توی صف معطل نشیم!!! ه
***********************************************************
پاسخ
ایرانی عزیز سلام
این داستان رو شنیده بودم
ولی یه جورایی راست می گی وضعیت امروز ایرانرو می شه با این مثال مصداق دونست
ممنون از اظهار نظر شما
مرسی
خیلی وقتها خیلی چیزها میشنوی دلت میخواهد داد بزنی فحش بدهی یا حتی چنگ به صورت طرف بکشی! ولی در انتها خیلی مودبانه یک مشت تعریف و تمجید تحویل هم میدهید! البته مساله این نبود این فقط حاشیه بود! راستش خیلی دوست داشتم به بعضیها که برای خدا پرستی حصار میکشند درد دل هایی بگویم، کاش این فرصت به همه ما دست میداد تا به تک تک مکانهای مذهبی دنیا سر بزنیم، آنوقت بهتر میفهمیدیم که خدا خیلی خیلی بزرگتر از عقل و فهم ماست! و هر انسانی خدایش بزرگترین و بهترین است! و این چه خودخواهانه است که دیگران را به بی خدایی محکوم کنیم که چرا مثل ما فکر نمیکنند! یا به شیوهٔ مورد علاقهٔ ما خدا پرستی نمیکنند! یک لحظه به یک بودایی، مسیحی یا هندو فکر کنید! همانقدر که شما خالصانه خدا پرستی میکنید آنها هم خالص و بی ریا خدایشان را ستایش میکنند! میدونی دوستم خدا پرستی به ظاهر نیست به قلب و اندیشهٔ پاک است وگرنه بسیاری کسان را میشناسم که نمازشان دیر نمیشود اما هزاران حرام و ناپاکی در زندگیشان موج میزند! هیچ وقتی فکر کردید که همین دختر که به نظر خیلی از شماها بدترین کار دنیا را انجام داده عبادتش مقبول تر از شما باشد! و خالصانه تر از شما خدا را بپرستد چرا که هیچ کسی مجبورش نکرده و خودش این را انتخاب کرده! کاش برای حصار کشیدن به دور خدا سعی در برداشتن این حصارها میکردیم! شاید این کار عبادتی بالاتر از تمام عبادت هایی باشد که یک عمر از ترس جهنم انجام داده ایم! خدا بسیار بخشنده تر از این حرفهاست! بیایید به جای مخالفت با همدیگر به دیگری احترام بگذاریم و به عقاید هم با دید مثبت بنگریم چرا که هدفمان این است که چراغی در اندیشهٔ دیگری بر افرزیم نه چراغی را خاموش کنیم!
**********************************************************
پاسخ
یه کسی سلام و عرض ادب
ممنون از اظهار نظر شما
خدایش ریشه ی زیبای قلم شما در افکار ما ریشه دواند به زیبایی هرچه تمام ما را در کامنتت به فکر وادار کردی مخصوصا این قسمت آخر اضهار نظر شما :بیایید به جای مخالفت با همدیگر به دیگری احترام بگذاریم و به عقاید هم با دید مثبت بنگریم چرا که هدفمان این است که چراغی در اندیشهٔ دیگری بر افرزیم نه چراغی را خاموش کنیم!
شبهایتان به شادی روزهایتان در پناه آزادی
خداوند به شما صبر و عنایت و مثقالی عقل بدهد که تدبر کنید.
اگر شما نگرلن مذهب هستید چرا به خود مذهب رجوع نمی فرمائید و درون خود ان تحقیق نمی کنید. رفتید و چند تا عکس گذاشته اید اینجا بعد یکهو متوجه شدید که ای وای چه کشفی از خطای مذهبو مذهبیون گرفته ام من.
به جای تحقیق در مذهب رفته اید مذهبیون را دید زده اید.
خدواند متعال همه ی مارا قرین توفیق خود قرار بدهد.
م.م
***********************************************************
پاسخ
( م . م ) سلام
ممنون از اظهار نظر شما
عزیزم چرا ناراحت شدی یه بار نگاه کردن که از نظر همون اسلام ایرادی نداره ایشاالله که دعای شما هم که ایشالله ختم به خیر بشه بقول شما یه عقلی به ما بده و تا بهتر تدبیر کنیم .
salam
khaste nabashid
bahsatoon kheili jaleb va mofid hast
************************************************************
پاسخ
میسی عزیز سلام
ممنون از اظهار نظر و لطف شما
مرسی
هومم جالب بود.اما فکر کردم منظورت از آزادی مذهبی ادیان دیگه هم هست.
امیدوارم روزی توی ایران مسیحی ها هم آزاد باشند.
************************************************************
پاسخ
دوست عزیز ( ی – ع ) ممنون از اظهار نظر شما
برای عقاید و افکار شما نهایت احترام را قائلم و سر تعظیم و ادب در مقابل شما فرود خواهم آورد به امید آن روز که آن جشن شادی و آزادی را در کنار هم شاد باش کنیم
شبهایت به شادی روزهایت در پناه آزادی
salam. kodai ke niyaz be namaze ma dashte bashe khoda nist.inaro az bachegi kardan toye kalleye ma ke dogane din forushishon ravaj dashte bashe.khodai ke man ghbol daram daram inghadr bi niyaze ke niyaz be namazo rozeye ma nadare.
**************************************************************
پاسخ
کامران عزیز سلام
آره خدایش راست می گی و زیبا هیچ چیز بدتر از استعمار مذهبی نیست فوق وحشتناکه
ممنون از اظهار نظر زیبای شما کامران عزیز
مرسی
آزادی مذهب یعنی هرکی مذهب خودشو داشته باشه اما این کار اینا اسمش آزادی مذهب نیست
یا مسخره کردن اسلامه
یا هم کاره بیهوده اونایی که اومدا نماز میخونن
اگه کسی میخواد نماز بخونه ببینه چی جوریه باید نماز بخونه نه شبیه نماز باشه
**********************************************************
پاسخ
حامد جان بازهم سلام
راستی می دونی فرانسیس بیکن کسی که مذهب رو از فلسفه جدا کرد چی می گه :
فرانسیس بیکن فیلسوف بریتانیایی در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم زندگی می کرد . او به عنوان منادی زمان خود ، تئوری نوین را پایه گذاری کرد . بیکن فلسفه را از مذهب به طور کامل جدا کرد . او می گفت عقاید مذهبی با تفکرات فلسفی قابل اثبات نیست .
روش مورد نظر بیکن همان روشی بود که اصطلاحا به آن (( استقراء )) می گویند او بر این عقیده بود که با مشاهده ی دقیق ، شباهت ها و اختلافات اشیاء و موجودات ، آدمی می تواند قوانین ، علل یا صور جهان را کشف کند و به فهم آن نائل گردد . از نظر بیکن هیچ چیز جز اجسام منفرد در جهان وجود ندارد . او همچنین معتقد بود که این اشیاء و موجودات بر طبق قوانین معینی کار می کنند که اگر کشف شوند کلید و اهرمهایی در دسترس آدمی قرار می دهند که با آنها اسرار جهان فهمیدنی و کنترل آن امکان پذیر خواهد بود . بیکن با قدمهایی استوار به سوی جهانی حرکت کرد که ما امروزه با آن سر و کار داریم . جهان اشیاء و قوانین ، جهانی خارج از جهل و خرافات مذهبی ، جهانی بر پایه ی استدلال و منطق و فلسفه ، جهانی بر پایه ی آگاهی و روشنایی .
جوااب های خوبی به این نظرات نمیدی
می خوام باهات صحبت کنم
آی دی منhamedtvtvtv_19
ارتباط با خدا هزاران راه داره
ولی نماز فقط ارتباط با خدا نیست و هزاران چیز دیگه است
که اثار متافیزیکی جالب برا بدن هم داره
حتما کار دارم باهات
اینم نمازاشون باطله و فقط ثواب خوندن سوره هاو وذکر ها رو میبرن چه فایده
*************************************************************
پاسخ
حامد جان سلام مجدد
داداش به این پاسخ ها یه جوابی بده
چرا خداوند به زبان جمع صحبت می کند ؟
چرا خداوند به زبان جمع صحبت می کند ،چرابه جای بسازم ، بسازیم را به کار می برد ، وچرا او می گوید ما و نه من ؟ زیرا به نظر می رسد که یک نفر مانند خدای یگانه باید به جای فعلهای جمع ، ازفعلهای مفرد استفاده کند .
پسران خدا ؟
در این زمان که تعداد انسانها روی زمین زیاد می شد . پسران خدا مجذوب دختران زیبا روی انسانها شدند و هر کدام را که پسندیدند برای خود به زنی گرفتند (پیدایش ، فصل شش ، آیات یک و دو ). حال چه کسی می تواند بگوید که چرا پسران خدا ، دختران انسانها را به زنی می گرفتند ؟ بنی اسراییل تنها یک خدای بزرگ داشت پس پسران خدا از کجا آمدند؟
پس از آن پسران خداودختران انسانها باهم وصلت نمودند ، که مردانی غول آسا از آنان به وجود آمدند.
مردانی که در تمامی افسانه های شرق و غرب که اغلب صفحه های کتابهای قدیمی مملو از داستا نهای آنهاست.
پس مسلما آنها وجود داشته اند حال این مردان غول آسا چه موجوداتی بوده اند آیا آنان همان اجداد ما که این آثار بزرگ و معبد های عظیم را به وجود آوردند و شاید فضا نوردانی بودند که از ستارگان دیگر آمدند و معلومات علمی بسیاری از معلومات علمی ما داشته اند؟
منتظرم
سلام.باید خدمت شما عرض کنم،شما کل فلسفه ختقت را در یک کامنت پرسیدید.این یکی ازمسایلی است که دانشمندان هم ازحل آن عاجزمانده اند.
یاهمان حلقه گمشده داروین.
البته قرآن برای متدبرانش این مسائل را بیان فرموده.(هرچندشما اعتقاد ندارید)
ولی چنانچه مایل بودید ،برایتان شرح خواهم داد.
شب وروزتان خوش
**********************************************************
پاسخ
درود بر شما آزاد اندیش عزیز
چطوری عزیزیم خسته نباشید
مثل اینکه بحث ، بحثه فلسفی و زیاد جایی برای اظهار نظر ما نیست
پس وظیفه ی ماست فقط بشنویم و بیاموزیم .
سلام.البته بحث فلسفی نیست،چون خودم هم اهل فلسفه نیستم.
وبقول عطار ،فای کفررا بحق ا لمعرفه دوستردارم زفای فلسفه
شادوکامکار باشید.
*******************************************************
پاسخ
ولی من به شما پیشنهاد می کنم اراده ی معطوف به قدرت نیچه رو بخونی
حتما عاشق فلسفه می شی
ایران بیشتر از این حرفا که فکرش رو بکنی جاهل و نادون داره…
اینا اسلام رو با کتک سر نماز وایسوندن مردم میدونن نه به دلخواه خود و با تیپ و قیافه ی دلخواه خود…
وقتی انقدر یارو هالو تشیف داره که میگه اسلام آمریکایی…ببین دیگه تو مخش چیه ؟؟؟!
آخه مردک این توئه عقده ای هستی که گند زدی به جلوه ی اسلام…اسلام مگه یخچال فریزر هست که آمریکایی و ایرانی داشته باشه ؟؟
چشم ها ی کثیفت رو بشوی و جور دیگر بین
**************************************************************
پاسخ
محمد جان سلام
خوبی داداش ممنون از اظهار نظر شما
آره خدایش خیلی زیبا گفتی
چشم هایت را بشوی و جور دیگر ببین
مرسی از حضورت
لطفا خرده نگيريد بر اظهار نظرات اين جمع .اين چيز هايي است كه سالها در مغز مون كردن و به اين راحتي بيرون نميايد. ودر ضمن اگه ما بخواهيم اينجور بشيم آخوند ها بيكار ميشن و انوقت جمعيت بيكار ها هزاران برابر ميشه.راستي چرا اينقدر دين را سخت گرفتيم و فقط عده اي انجامش ميدن اگه سخت گرفته نميشد فكر كن چه جمعيتي براي نماز مي ايستاد.
***********************************************************
پاسخ
مژگان جون سلام وقت شما بخیر
ممنون از اظهار نظر شما مرسی
آره خدایش خیلی زیبا گفتی و به جمعیت بیکاران زیبا افزودی
مرسی از حضور باحالت
با درود
وافعاْ جالب و شگفتانگیز بود! خدا را شکر میکنم که دنیای ما دارد کمکم به سمتی میرود که افراد مختلف با افکار مختلف بتوانند تفاوتهای یکدیگر را درک کنند و دست از جنگ و لج و لجبازی بکشند.
خداوند همراهتان
**************************************************************
پاسخ
نیروی جوان عزیز سلام
وقت شما بخیر
خیلی دوست دارم از خدا اونقدر عمر بگیرم که یه روز درک بین تفاوت های مذهبی در ایران رو ببینم اون روز روزیه که دیگه هیچکس نمی تونه ادعاهای عجیب و غریب مذهبی بکنه ممنون از اظهار نظر شما مرسی .
لعنت بر دین اسلام که دین عربهای تازیست .
*************************************************************
پاسخ
مکث عزیز سلام
ممنون از اظهار نظر شما
چی بگم والا ! این نظر شماست .
صحنه هایی بسیار جالب بود…
مشکل ما آدما اینه مه خدا رو یه موجودی می بینیم که وایساده سر راه بهمون اخم می کنه و می زنه تو سرمون…
من می گم این خدا وجود نداره…
خدا رو باید در درون جست نه در بیرون…
این تفکرات قرون وسطایی یه جور مریضیه…
**************************************************************
پاسخ
سلام آقا رضا ممنون از اظهار نظر شما
من خودم شخصا می گم خدای تک تک آدما باهم فرق می کنه
خدای اخمو ! جالب بود ممنون از اظهار نظر شما
ماشاالله بعضی از دوستان ظاهرا با خداوند در ارتباطند و تشخیص دادند که عکس ها مناسب نیست و خداوند را فقط به روش خودشان باید دید و عبادت کرد!
حرف هایشان دست کمی از “هاله ی نور” دیدن ا.ن. ندارد!
یک سوال از آقایان و خانم هایی که نظر مخالف دادند: شما و یا حتی علمای اسلامتان چه کاره ی دین و خدا هستید که با مغز و فکر بسته ی خود برای خدا و عبادت مردم قانون وضع می کنید؟!!
البته چندان عجیب هم نیست! در کشوری زندگی می کنیم که رهبرش از جانب خداوند انتخاب شده و رئیس جمهورش هم با امام زمان رابطه دارد و هاله ی نور می بیند و رئیس مجلس خبرگانش از امام زمان لیست می گیرد !!! مردم مومنش هم در چاه جمکران برای امام زمانشان پول می ریزند و…!!!
پاسخ خشک مغزان پیرو ولایت با مولوی:
ديد موسي يك شباني رابه راه
كوهمي گفت اي خدا واي اله
توكجايي تا شوم من چاكرت
چارقت دوزم كنم شانه سرت
دستك بوسم بمالم پايكت
وقت خواب آيد بروبم جايكت
اي فداي توهمه بزهاي من
اي به يادت هي هي وهي هاي من
زين نمط بيهوده مي گفت آن شبان
گفت موسي باكه هستت اي فلان
گفت باآن كس كه مارا آفريد
اين زمين وچرخ ازاو آمد پديد
گفت موسي هاي خيره سرشدي
خود مسلمان ناشده كافر شدي
اين چه ژاژاست وچه كفراست وفشار
پنبه اي اندر دهان خود فشار
گرنبندي زين سخن توحلق را
آتشي آيد بسوزدخلق را
گفت اي موسي دهانم دوختي
وزپشيماني توجانم سوختي
جامه رابدريد وآهي كردو تفت
پافتاد اندر بيابان وبرفت
وحي آمد سوي موسي ازخدا
بنده ي مارازما كردي جدا
توبراي وصل كردن آمدي
ني براي فصل كردن آمدي
درحق اومدح ودرحق تو ذم
درحق اوشهد ودرحق تو سم
مابري ازپاك وناپاكي همه
ازگران جاني وچالاكي همه
من نكردم خلق تاسودي كنم
بلكه تابربندگان جودي كنم
خون شهيدان رازآب اولي تراست
اين خطاازصدثواب اولي تراست
لعل راگرمهرنبودباك نيست
عشق رادرياي غم غمناك نيست
دردل موسي سخن ها ريختند
ديدن وگفتن به هم آميختند
چون كه موسي اين خطاب ازحق شنيد
دربيابن درپي چوپان دويد
عاقبت دريافت او را و ُبديد
گفت مژده ده كه دستوري رسيد
هيچ آدابي وترتيبي مجوي
هرچه مي خواهد دل تنگت بگوي
***********************************************************
پاسخ
آریوک بختیاری سلام دوست عزیز من
خدایش اینقدر زیبا و کامل اظهار نظر کردی
که من وظیفه ی خودم می دونم سر تعظیم فرود بیارم
ممنون از اظهار نظر شما
مرسی
salam
be nazare man khodavand aslan niyazi be namaze ma nadare.khodai ke man shenakhtam bi niyaz az hame chize.al baghiram ye seri adama az khodeshon dar ovrdan ke betonan avamo estesmar konan .
**************************************************************
پاسخ
کامران عزیز سلام
آره خدایش راست می گی و زیبا هیچ چیز بدتر از استعمار مذهبی نیست فوق وحشتناکه
ممنون از اظهار نظر زیبای شما کامران عزیز
مرسی
نابود باد اسلام پليد که ريشه همه بدبختی های ايران است. تا زمانی که اسلام در ايران است بهتر از اين نخواهد شد. ما هيچ چاره ديگری نداريم مگر اينکه به دين خودمان دين زرتشت برگرديم که پايه اش بر راستی نهاده شده است. زمانی که پای اسلام پليد به اين سرزمين باز شد، بدبختی ما هم آغاز شد .
**************************************************************
پاسخ
چیز عزیز سلام وقت بخیر
ممنون از اظهار نظر شما مرسی
دوست عزیز من احساسات شما را درک می کنم ولی نه اونو تائید می کنم و نه تکذیب ولی زیرا هیچ دینی در فنا به نابودی نخواهد رفت درست همانطور که عمر اسلام به 1400 رسیده ولی من نابدی را برای جهل ماردزاد آرزومندم جهلی که علم افلاطون حریفش نمی گردد .
ممنون از حضور پربار شما
مرسی
سلام علیکم جمیعا
به همه شما به عنوان برادرکوچک ، کتاب تلبیس ابلیس نوشته علامه ابوالفرج ابن الجوزی ترجمه آقای علیرضاذکاوتی قراگزلو رو توصیه میکنم .
**************************************************************
پاسخ
یاسین عزیز سلام و عرض ادب
من که این کتاب رو نخوندم ولی چشمممممممم اگه قسمت شده و پیداش کردم از مطالبش استفاده می کنم
ممنون از اظهار نظر شما
دوست عزیز این عکسها چه ربطی به مقوله آزادی دین و مذهب داشت!؟
چون آزادی مذهب برای خودش تعریفی داره و باید از طرف حاکمیت اجرا بشه.
نه اینکه حالا جای چند تا چیز رو توی یک مذهب عوض کنید بعد اون مذهب آزاد بشه.!
**************************************************************
پاسخ
امیر رضا دوست عزیز ممنون از اظهار نظر شما
داداش گلم می دنی نیچه در مورد دین حکومتی چی می گه گوش بده :
((دین و حکومت ))
مادامی که دولت یا واضح تر بگوییم ، حکومت خود را قیم توده ی نابالغ مردم می داند و به این مسئله می اندیشد که ایا دین را باید حفظ کند یا از بین ببرد ، به احتمال قریب به یقین در نهایت تصمیم خواهد گرفت که دین را حفظ کند . زیرا دین در درون افراد و به هنگام کمبود ، بی هویتی ، هراس ، عدم اعتماد و خلاصه هر جا که حکومت از اقدامی مستقیم برای کاستن از درد و رنج خصوصی انسانها ناتوان است ، این نیازها را ارضاء می کند و حت در نابسامانی های عمومی ، غیر قابل اجتناب و در ابتدا غیر قابل تغییر (گرسنگی ، بحرانهای مالی ، جنگ ) دین سبب رفتار آرامتر ، شکیباتر و قابل اعتماد تری در توده ها می شود .
هر جا که کاستی ها ی ضرورت و اتفاقی حکومت یا نتایج خطر ناک منافع حاکمان برای روشنگران مشخص می گردد و خلاف میل آنان است ، افراد غیر روشن نگر دست پروردگار را می بینند و با شکیبایی تقدیری را که از آسمان نازل شده (و در آن مفهوم شیوه ی حکومت الهی و انسانی به گونه ای معمول با هم در آمیخته است ) می پذیرند . این چنین آرامش درونی مدتی و تداوم و تکامل حفظ می شود .
قدرتی را که در وحدت احساس مردم در عقاید و اهداف مشابه نهفته است ، دین حفظ و تایید می کند ، البته صرف نظر از موارد نادری که کشیشی نمی تواند با حکومت در بهای امری توافق کند و به همین دلیل به مبارزه با آن می پردازد . معمولا دولتها می دانند که باید کشیشان را با خویشتن هم رای سازند ، زیرا دولت برای تربیت خصوصی و پنهان مردم به آنها نیاز دارد و از آن خدمتگزاران تمجید می کند که در ظاهر علایقی کاملا متفاوت را مطرح می سازد .
بدون یاری کشیشان در حال حاضر هیچ قدرتی جنبه ی قانونی نخواهد یافت. این نکته را ناپلون نیز دریافته بود . از این رو حکومت قیم گونه ی مطلق و حفظ آن امری ضروری است . در عین حال نیز باید به این شرط نیز توجه کرد که حاکمان و طبقه ی آنان باید از فایده های دین برای خویش آگاه شوند و به این ترتیب تا حدودی در جهت اهداف خویش بر آن احساس برتری کنند و آزاده جانی نیز درست از همین نکته سرچشمه می گیرد .
امیدوارم یه جورایی قانع شده باشی
شبهایت به شادی روزهایت در پناه آزادی
سلام.ابتدامن مایلم نام عنوانرا عوض کنیدو بگذارید (اینهم یک نوع مذهب)تابکسی برنخورد.2-کسانیکه درحال نماز میباشند .یکی ازفرقه های اهل سنت هستند.3-اینهم یک مذهب مثل شما(12امامی-اسماعیلی-حنفی-حنبلی-زیدی ووووو ووو).
*************************************************************
پاسخ
آزاد اندیش عزیز سلام
چطوره یه مجموعه از اسامی رو طبق همون ووووووو که گذاشتی برای تمام اون ووووو بذاریم تا به کسی بر نخوره
خوبه
سلام. منظورم بشمانبود. روی سخنم باکسانیکه خودشان را نمیبینند ومنتظرند تاهرچه را که بمزاجشان سازگار نبود بکوبند.شادباشید .
*************************************************************
پاسخ
سلام آزاد اندیش عزیز
مثل اینگه من دچار سوء برداشت شدم
ببخشید
معذرت می خوام .
سلام. خواهش میکنم.شما ببخشید که منظورمو خوب نرسوندم.
**************************************************************
پاسخ
درود بر شما آزاد اندیش عزیز
سلام.من هروقت اعتراضات وانکارهای مخالفان مذهب را میبینم ،هم خوشحال میشم هم ناراحت .چون مبینم حتی دین را هم میکوبند(دین با مذاهب دو مقوله جداگانه است).البته تاحدودی هم حق را بآنها میدهم،اما راه چاره چیست؟ آیا با اقرارویاانکار ما حقیقت فرق میکند؟
بنظرمن فقط کسانیکه طالب حقیقت باشند،وبهای تلخی آنرا بپردازند،خداهم هدایتشان میکند.
پایدار باشید .
*********************************************************
پاسخ
درود بر شما آزاد اندیش عزیز
زیبا اظهار نظر فرمودید با شما کاملا موافقم
سلام اقا کوروش.
نمی دونم چرا خواستم دوباره نظر بدم!!
در مورد چی می خواستم بگم؟! آها یادم اومد
آزادی مذهب در ایران
بر منکرش لعنت !
************************************************************
پاسخ
درود بر شما امین عزیز
آره راست می گی بر منکرش لعنت ؟