ایران و ترکیه دو قطب مخالف آهن ربا
برداشتی شخصی :
دقیقا بیست و دو هفته می باشد که فیلمی را با عنوان (( آشیک ممنوع )) محصولی از کشور ترکیه و در حال پخش از شبکه D ) ) این کشور را دنبال می کنم فیلمی از طبقه ی اعیان ترکیه با باوری لایک و اما باطنی مسلمان فیلمی که به زیبایی هر چه تمام اختلاف بین سنت و مدرنیته را به تصویر می کشد فیلمی که بنظر من دستاورد آتاترک را بر روی ورق در وضعیت فعلی بین المللی ترکیه بر روی ورق را به رخ جامعه ی بین المللی می کشد .
در بعضی از صحبت ها و تبادل نظرهای دوستانه با برخی از دگر اندیشان و دوستان همیشه بر سر اینکه ما چرا باید خود را با کشورهایی مقایسه کنیم که هیچ داده ی فرهنگی مشابهی بین ما وجود ندارد به بحث هایی متفاوت و پر از اختلاف نظر می رسیم مثلا در برخی از صحبت ها همیشه از کشورهای غربی و حقوق بشر فرانسوی و کانادایی و آمریکایی و دادگاه لاهه و …. صحبت می کنیم و کشور خود را با معیارهای اینچنینی با یکدیگر مقایسه می کنیم و متاسفانه همان جوامع غربی و بین المللی که ما سنگشان را به سینه می زنیم با جای صد تعجب همیشه از ما بعنوان بزرگترین ناقضان حقوق بشر و محور شرارت و …. هزاران مورد بین المللی دیگر انتقاده می کنند و ما را به عنوان آینه ی عبرت دیگر جوامع بین المللی در رسانه های خبری خود به مردمان خود معرفی می کنند در صورتی که کشوری به مانند ترکیه ( عثمانی ) از رقیبهای دیرینه و سنتی ماست به گونه ای دیگر تعریفی از ماهیت خود ارائه داده آری من می گویم بجای اینکه ما از الگوهایی که خیلی با داده های فرهنگی ما فاصله دارند الگو برداری کنیم بیایم از الگوی کشور ترکیه استفاده کنیم زیرا بنظر من ترکیه الگویی است بسیار شفاف و زنده که از لحاظ تاریخی با فاکتوری از جنگ چالدران تا پیمان پایه گذاری ترکیه ی نوین و ایران نوین بین رضا خان و آتا ترک و باورهایی مسلمان با جمعیتی 99 درصد مسلمان و همسایه ی دیوار به دیوار ما امروز در آوریل 2009 با 82 میلیون جمعیت و 12 میلیون کرد دگر اندیش مخالف با قسمت اعظم ساختار سیاسی و با نداشتن یک قطره نفت و یک متر مکعب گاز ، اما با داشتن ؟؟؟ از ما چهره ی برتری در جوامع بین المللی از خود نشان داده اند
آری ترکیه ی نوین امروز با یک صنعت گردشگری 40 میلیارد دلاری در سال ساپورت پوشاک کل اتحادیه ی اروپا داشتن صنعتی رو به رشد و خواهان عضویت در اتحادیه ی اروپا و حکومتی لایک و جدایی دین از سیاست ، دارای بهترین رابطه با همان کشورهای غربی و حامی صهیونیست و همان جوامع حقوقی بین المللی است که ایران با اصل و نصب و پر افتخار تر و دارای تاریخی چند هزار ساله و داشتن مملکتی ثروتمند تر و غنی طبیعی خدادای ، امروز اندر خم پیچ یک کوچه تازه بعد از سی سال در گوشه ای از اجلاس ناتو در لاهه ی هلند با نماینده ای گمنام بنام محمد مهدی آخوند زاده با نماینده ای آمریکایی وزرات امور خارجه دست در دست یکدیگر می گذارند تا به گونه ای دیگر این سی سال پسرفت ایران نوین را با تعریفی دیگر ارائه کنند .
شبهایتان به شادی روزهایتان در پناه آزادی
12-1-1388
نظر شما چیست ؟
مربوط به موضوع های: اجتماعی, خانه رایمند, سیاست, سیاسی, عمومی, مذهبی | بر چسب ها: آمریکا, آتاترک, ایران ( آریایی ها ), ایران و آمریکا پس از سی سال, اتحادیه ی اروپا, ترکیه ( عثمانی ), حقوق بشر, رضا خان, سیاست


درود بر کوروش عزیز
زیبا نوشتید و ممنون از نوشته ی خوب شما .
من شخصا از معتقدین به نظام های سکولار هستم با اینکه معتقدم ادیان و مذاهب گاهی برای افراد آرامش بخش و الزامی هستند .
البته بحث عقب ماندگی ایران نسبت به سایر کشور ها اعم از ترکیه ، مالزی و … به مسائل متعددی برمی گردد که خیلی هم با عناوین مذهبی مرتبط نیستند . متین می فرمایید که ترکیه بدون هیچ نفتی پیشرفت های بیشتر داشته و به دنبال این باید از نفت به عنوان عامل عقب ماندگی ایران نام برد که جلوی پیشرفت های صنعتی ما را گرفت چون نیاز اقتصادی کشور را طوری برطرف ساخت که مسوولین نگرانی از بابت تولید و افزایش کیفیت نداشته باشند . کارخانه های ایرانی پس از باز گشایی احتمالی مرز ها محکومند به فنا شدن ولی کشوری مثل ترکیه به استناد صحبت های خودتان سال هاست که بازار لباس را در دست دارد .
حرافی نمی کنم … این بحث بسیار گسترده است .
باز هم سپاس بابت نوشته ی خوب شما
موفق باشید
پاسخ
سلام به روی ماهت آقا میثم خوبی داداش
آره خدایش به مورد خوبی اشاره کردی همیشه از خدا می خواستم که این نفت و نداشتیم یا اگه داشتیم یه لیاقت استفاده کردن از انو داشتیم ولی افسوس که این واقعیت رخ نداد و امروز باید افسوس و حسرت چیزایی رو بخوریم که داریم اما بلای جونمون شده
میثم جان ممنون از اظهار نظر شما
سلام و عرض ادب
ضمن آرزوی توفیق روزافزون برای شما و دیگر تلاشگران عرصه ی ارتباطا ت دوست مهربانم و سایت رایمند.
پایگاه اطلاع رسانی تلاطم با آزادیخواه و دگر اندیشی دیگر مصاحبه به عمل آورده
حال از دوست خوبم می خوام متن این مصاحبه را در سایت خود به انعکاس دوستان ومخاطبین خود قرار دهد .
مصاحبه اختصاصی پایگاه تلاطم با مدیر ویلاگ آیت الله بروجردی.
http://talatomzi.blogsky.com/1388/01/10/post-534/
پاسخ
دوست خوبم چیاکو سلام به روی ماهت
عزیزم ما که باید شاگردی شما را در کلاس اطلاع رسانی کنیم
ما به وجود دوستانی به مانند شما نهایت افتخار را می کنیم
از بابت تقاضای شما هم چشم اطاعت امر می کنیم
مرسی و ممنون از اظهار لطف شما
بسیار خوب بود.
پاسخ
اردات دارم مانیا جان
ممنون که با اظهار نظر های پر از انرژی ما را رو به جلو هدایت می کنی
برای دیدن کامنت بعدی شما لحظات را بهم گره می زنم
مرسی
من واقعا از دیدن وخوندن مطالب شما لذت میبرم
همیشه شادوسلامت باشین
پاسخ
سلام فاطمه خانم وقت بخیر
خیلی خوشومدی قدم رو چشمای ما گذاشتید
ممنون از اظهار لطف و نظر شما بی نهایت سپاسگذارم
مطمئنا با انرژی بالایی که از حمایت شما دوستان گل می گیرم امروز سرپا ایستاده ام
اینجا متعلق به شماست با تمام وجود
دوباره یادی از ما کنید
سلام آقا کورش عزیزم
خیلی خیلی با گفته های شما موافقم .
کشور مال به فکر نیاز داره فکر درست وتخصصی! هرچند همه ادعا میکنن با فکر پیش میرن اما نتیجه چیزی عکس رو نشون میده وما تاصد هزار سال دیگه هم همینجور درجا خواهیم زد.
راستی شرمنده ام به خدااما الان میرم آپ میکنم.
ویه سئوال من چه جوری باید اینجا نظر خصوصی بزارم؟
ممنونم.
پاسخ
سلام شیوا جون وقتت بخیر
خوبی عزیز خیلی خوشومدی
آره قوربونت برم راست می گی آب که از سرچشمه گل آلود باشه همینطور می شه که شما فرمودید
شیوا جون عزیزم شما برای تماس خصوصی با من می تونید از نوار وظیفه ی بالای تم بنام (( تماس با ما )) مراجعه فرمایید و ما در خدمت شما هستیم ایشاالله که خیره
منتظره نظر شما هستم .
كورو ش جان سلام
خيلي زحمت ميكشيد و خيلي فعال
از معدود صحبت هاي قابل تامل اقاي هاشمي رو به ياد دارم كه در باره مطلبي ميگفت: من مي ترسم با اين روال حركت فكري ملت ايران نه دنيا رو داشته باشيم و نه آخرت
يك نگاهي به مالزي بيندازيد من ميترسم روزي بشه كه به افغانستان هم به عنوان يك رويا نگاه كنيم
پاسخ
سلام سیاوش خوبی داداش وقتت بخیر
واقعا این حرف و قشنگ گفتی
می دونی چرا ما به این روز افتادیم
همین امسال آقای هاشمی نامها را به یاد دارم که در کنفراس خبری خود در دهه ی هفتاد در پرسش خبرنگار سوئیسی که از ایشان پرسید شما با پولهای که در بانکهای سوئیس دارید چه برنامه ای دارید و ایشان می فرماید ما آن پولها را برای روزمبادا روزی که اسلام در خطر باشد مورد استفاده قرار می گیرد
ممنون از اظهار نظر شما مرسی
سلام
یک دنیا ممنون از اظهار لطف شما
من هم با کمال میل شما رو لینک کردم
پاینده باشید
پاسخ
سلام به روی ماهت فاطمه جان
به خانه ی رایمند خوشامدی وکیل جوان
اصول اولیه این خانه مبنایی است که ریشه در افکار و پیروی از خواند خرد را دارد
من شخصا به دوستی جدید با شما نهایت افتخار را می کنم
مرسی از بابت لینک وکیل جوان
سلام وعرض ادب
کوروش جان نظرات شما را خوندم حاوی انتقاد بود از آقای بروجردی و خود من و برای من جای احترام است .
در مورد آقای بروجردی می توانیم بگویم یکی از سرسخترین مخالفان این نظام در سال 57 پدر ایشان بود که دیدیم به دست حاکمان این نظام کشته شد وشخص ایشان هم امروزدر زندان است، آقای بروجردی کسی نبود که در راس نظام باشد در کل ایشان مخالف اسلام سیاسی هستن و لباس آیت الله بودن خود را از تن درآورد. می بینیم که ایشان مخالف این نظام است وبه عنوان یک زندانی عقبدتی ومخالف با این رژیم در زندان جای دارد .
کوروش عزیز من یک روزنامه نگار و فعال حقوق بشر هستم و چیزهای که مغایر با کار من باشد ازجمله توهین کردن به شخص مثل آقای بروجردی وکسانی دیگر که امروزه می بینیم درسلولهای انفرادیهای این رزیم با وحشیانه ترین شکنجها روبرو هستن قابل قبول نیست . من نمی گویم که شخص ایشان فرشته نجات ملت ایران است ولی هر چه باشد امروز در زندان می باشند .
تو می توانی متن مصاحبه را بخوانی ودر چارچوب آن هر نظر یا انتقادی از شخص ایشان یا بند دارید بفرماید ومخالفت خود را در مورد سوالات یا نحوه جواب دادن ایشان ابلاغ کنید .
با آرزوی بهرین شادباشها برای دوست وهمکار مهربانم (کوروش)
پاسخ
آقا سلام به روی ماهت
ممنون از اضهار نظر شما
سلام به روی ماهت چیاکوی عزیز در ابتدا باید بگویم که من این اطمینان را به شما خواهم داد که ابتدا من این متن را خواندم و بعد اظهار نظر کردم درست همانطور که ابتدا مبلغ چکی را که می کشم می خوانم و می نویسم و بعد امضایش می کنم .
چیاکوی عزیز اگه من انتقاد کردم به دل نگیر شاید من اشتباه می کنم ولی منو قانع کن شما می گویید من روزنامه نگار هستم درود بر شرف شما عزیز دلم یکی از اصلی ترین اصول روزنامه نگاری برابرخواهی افکار یک روزنامه نگار است افکاری که ریشه در افکاری برابر با اصول انسانی و دموکراسی طلبی باشد همان اصولی که انسانیت را در چهارچوبی به انسانیت معنا کند به واقع لباس دموکراسی خواهی را به واقع برازنده ی تن خود کند من نمی گویم شما روزنامه نگاری( + یا – ) هستید یعنی اساسا در این جایگاه نمی باشم من هم یک انسان هستم که در راس امور انسانی خود از اصوله بنام خداوند جان و خرد ، کزین برتر اندیشه نگذرد . پیروی می کنم اول خرد بعدا عمل ، به یاد دارم در بلاگ خانم مریم آرامیان یک تصویری از آقای خامنه ای دیدم ایستاده در زیر تصویر کسی که ایشان را در زمان زندان شکنجه کرده بود و خانم آرامیان با توضیحی کوتاه به موردی کلیدی اشاره کردند شکنجه دیده ای که زمانی خود شکنجه گرشد . آری به قول مدیر وبلاگ آقای بروجردی ایشان در شرایطی بحرانی از شکنجه های جسمی و روحی دروی از خانواده و عذابهای جسمی و فیزیکی به سر می برند به طوریکه شرایط ایشان مرا به یاد زندانی سیاسی دهه ی شصت و هفتاد یونان بنام ( آلساندرو پاناگولیس قهرمان نهضت مقاومت یونان ) انداخت . که چگونه زیر بدترین شرایط روحی روانی بعلت آرمانی اندیشدن خود داشت ولی به قول همان مدیر وبلاگ در گفته هایش :
برگرفته از متن مصاحبه :
به نظر من یکی ار دلایل بالا رفتن هزینه های دمکراسی خواهی در کشور، نبود فضای نقادی منصفانه و کارشناسانه بر اندیشه های آیت الله بروجردی و عدم درک واقع بینانه از دیدگاههای ایشان از سوی مجموعه اپوزیسیون می باشد . البته این یکی از گرفتاریهای پروسه دمکراسی خواهی در ایران است . فعالان سیاسی باید این نکته را مد نظر قرار دهند که با وجود تخریب های صورت گرفته در حوزه دین که نتیجه سه دهه حاکمیت تز مجعول ولایت فقیه می باشد ، اکثریت جامعه فعلی ایران مسلمانند و عدم درک این واقعیت و در پاره ای اوقات بی احترامی به مقدسات جامعه تحت عناوین مختلف ، نتایج مخرب و دهشتباری را در پی داشته که جز سرگردانی و بی اعتمادی جامعه نسبت به مجموعه اپوزیسیون نتیجه ای را در برنخواهد داشت و باعث تداوم فاجعه ای بنام جمهوری اسلامی بر مقدرات و سرنوشت مردم می شود . واقعیت امر این است که اکثر انتقادات وارده بر دین اسلام از بی تجربگی منتقدین و عدم آشنایی آنها با زیر و بم این دین الهی نشأت می گیرد و تنها راه ممکن برای نقد چارچوب فعلی دین و ایجاد یک نهضت اعتراضی فراگیر بر علیه تز ولایت فقیه ، بهره گیری از توان روشنفکرانی دینی و اسلام شناسانی آزادنگر چون آیت الله بروجردی ست . در آن صورت هم خطر دین حکومتی را از خود دور خواهیم کرد و هم حمایت اکثریت جامعه مسلمان ایرانی را بدنبال خواهیم داشت . به نظر من این فکر، شاه کلید نجات ایران است . در هر حال ایشان در اظهار نظری گفته اند که من تعصب خاصی بر هیچ دینی ندارم و باید فضایی ایجاد گردد که هر کس با زبانی خدای خویش را بخواند . آیت الله بروجردی معتقد به مباحثات آزاد و نقادی کارشناسانه در حوزه های فکری ، انسانی ، علمی، اجتماعی و اعتقادی بوده و تنوّع آراء را از نشانه های یک جامعه سالم و آزاد قلمداد می نماید . ایشان که اخیرا طی پیامی از درون زندان یزد داوطلبانه خود را خلع لباس نموده اند در کتاب « رساله آزادی » خود که در آن به کالبد شکافی مبحث آزادی می پردازد می نویسد :
خداوند حق تکذیب و معارضهی قلمی و کلامی و عقیدتی و بالاتر از آن حتی حق رویگردانی علنی که نوعی تظاهرات تبلیغیِ جبهه مخالفین است را برایشان محترم دانسته ! قویاً می گویم که تاکنون سابقه نداشته یک روحانی اسلام شناس با ارائه مستندات قرآنی چنین قرائتی از دین را مطرح نماید . یقینا با بهره گیری از توانائی های منحصر به فرد آیت الله بروجردی ، مسیر دمکراسی خواهی و شکستن حصار دیکتاتوری دینی سریعتر و راحتتر طی خواهد شد .
برداشتی شخصی :
آره عزیز دلم سی سال حکومت مذهبی چنان بلایی به سر افکار این مردم آورد که ایران را به سرزمینی با نام جایی که همه چیز دروغ معنی می شود معنی کرد راستی چیاکو می دانی علت سقوط امپراطوری ساسانیان در زمان یزدگرد سوم چه چیز بود آری نفوذ بیش از اندازه موبدان زرتشتی که به انزوای فکری و بی لیاقتی یزدگرد سوم ختم شد که نمونه های تاریخی آن بی شمارند بنظر من تلاش آقای بروجردی تلاشیست که با عبارت آب در هاونگ کوبیدن معنی می گردد اگر او راست هم بگوید اما در جایی ظهور کرده که همه چیز دروغ معنا می گردد
برگرفته از متن مصاحبه :
از سوی دیگر مهمترین دغدغه ایشان رعایت حقوق بشر است . آیت الله بروجردی انسان را به عنوان نماینده خالق و مالک زمین، دارای حقوقی می داند که در تأمین آن هیچگونه منّتی نبوده و نباید از زیر احقاق آن شانه خالی کرد. حقّ حیات، در رأس آنهاست و سپس یک سری حقوق از آن جاری میگردد که بی توجّهی به آنها نفرین خدا و عاقّ همنوع را به دنبال خواهد داشت. ایشان می گوید : ادیان الهی منادی حقوق بشر بودهاند و کتب سماوی، مبشّران آن میباشند. حقوق انسانها در تمامی ضرورتهای آنها جاری بوده و هیچکس نمیتواند به وکالت از جامعه محدودیّت به این حقوق دهد. باید همواره ناظران بیطرف از تمامی ملل بر اجراء حقوق بشر در همه ممالک نظارت نمایند.
آیت الله بروجردی آزادی را موهبتی الهی می نامد که نباید تحت هیچ عنوانی آنرا مهار نمود. ایشان در تبین حدود آزادی می گوید : آنگاه که آزادی فرد، آزادیهای عمومی را خدشه دار کرد ، باید فرد مورد طغیان را با وسائل تربیتی و پرورشی آگاه ساخت ! وی اعتقاد دارد که با آزادنگری پیشرفت به دنیای ما میآید و آزاداندیشی، سبب ویروسزدائی از خمیرمایه زندگی میگردد. ایشان می گوید : جائی که از حصار دیگر موجودات نیز رنج میبریم، چگونه به محدودیّتها فکر میکنیم و برای آزادی خود ، زندان را میآفرینیم ؟ آزادی در ژن آدمی است .
برداشتی شخصی :
فقط چیاکوی عزیز یه لطفی کن و بگو مبانی فکری و اصولی حقوق بشر حاجی آقا بروجردی ریشه در کجا دارد آری درست است آزادی در ژن است اما هر گردی گردو نیست و آزادی مطابق هر فرهنگ و داده های اجتماعی یک تعریف مجزا دارد آیا حقوق بشر ایشان به مانند آقایان با مردم سالاری دینی معنا می گردد یا در چهارچوب همان اصول بین المللی که همه خواهان آنیم
برگرفته از متن بلاگ خودم :
( حسین بشیریه استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران )
(( دموکراسی بعنوان شیوه ی زندگی سیاسی در جامعه ی مدرن بر مبانی و اصولی استوار است که در طی فرآیند دراز مدت مبارزه برای ایجاد حکومت دموکراتیک ، تکوین یافته اند جوهر این اصول و مبانی را می توان در اصالت برابری انسانها ، اصالت فرد ، اصالت قانون ، اصالت حاکمیت مردم و تاکید بر حقوق طبیعی ، مدنی و سیاسی انسانها یافت . منظور از اصالت برابری این است که در دموکراسی افراد ، گروهها و طبقات مردم نسبت به یکدیگر از لحاظ حق حکومت کردن ، برتری و امتیازی ندارند . حق حکومت به هیچ فرد یا گروهی واگذار نشده و هیچ گروهی نمی تواند به عنوان برتری فکری یا ذاتی بر دیگران حکومت کند . مشروعیت قدرت تنها بر رضایت مردم در پیروی از حکومت مبتنی است . در دموکراسی فرض بر این است که مردم نه به حکم ترس و اجبار ، بلکه از روی رضایت از حکومت پیروی می کنند و ساز و کارهایی برای تضمین این رضایت وجود دارد ؟ ))
شبهایت به شادی روزهایت در پناه آزادی
سلام
کوروش جان در مورد سوال بهتر است بگویم ریشه های فکری .
اول اینکه شخص آقای بروجردی یک مسلمان است. و قوانین اسلام را قبول دارد. و این حق طبیعی ایشان می باشد . من خودم بر این باور هستم که بی دینی خود یک دین محسوب می شود. وبرای من قابل احترام است.
ریشه های فکری شخص ایشان بر گرفته از افکار های سازمان های حقوق بشری چه در داخل و بیرون می باشد. که امروزه در جامعه ما نقض حقوق بشر بخصوص در زندانها پایمال می شود .
می بینیم که بیشتر نهادهای حقوقی جهان که مشروعیت بین المللی دارند پشتیبانی خود را از شخص ایشان اعلام کردند .
راستی کوروش عزیز در قرن 15 یا 16 بود که کشبش مارتین لوترکینگ بر عیله حاکمیت کلیسا عصیان کرد . واین نشان دهنده این است هر کسی می تواند یک آزادیخوا ه باشد.
——————————
حال بحث خودمان
راستی کوروش مهربان نگران از اینم روزی مرا فراموش کنی .واسمم را برای همیشه …..
نمی خواهم چیزی مانع ارتباط ما شود.
برنامه های زیادی دارم مصاحبه های آینده من با دگر اندیشمندانی از تبار آزادیخواهی.
پاسخ
دوست من چیاکوی عزیز سلام عرض ادب
من این اطمینان را به شما می دهم هیچ چیز نمی تواند مانع ارتباط ما گردد تا زمانی که واقعا نتوانیم یکدیگر را درک کنیم زیرا هنوز هم از این اصول که یک هواپیما و کشتی در جهت مخالف باد به پرواز و حرکت در می آیند پیروی می کنند اساسا زندگی موفق اجتماعی انسانهای موفق در این دهکده ی جهانی بر اساس اختلاف نظرهای کارا و منطقی شکل می گیرد فقط یک گلگی باقی می ماند
من فقط از این تعجب می کنم چرا شما بعنوان یک روزنامه نگار از انتشار کامنتهای اول و دوم من بعنوان اظهار نظر یک بازدید کننده ، نه بازدید کننده ای که خود را علامه و واعظ دست به شفا بداند بلکه یک شهروند بعنوان انسان اشرف مخلوقات که دارای فکر و ذهنیتی است صرفه نظر می کنید بنظر من شما باید قضاوت اظهار نظر مرا به بازدید کنندگان خود واگذار می کردید تا آنها هم شاید بعنوان هیات منصفه ای خیالی در افکار خود بین من و شما قضاوت می کردند و در افکار خود حق را از باطل جدا می ساختند راستی اشخاصی به مانند گالیله نامها کسانی برتر از کشیش مارتین لوتر کینگ بودند که جاده ی اندیشه و خرد گرایی فارق از مذهب را برای آیندگان و لوتر کینگها صاف کردند و در انتها به یاد سقراط که با افکار بی دینی خود جان را به میان گذاشت اما شاگردانی به مانند افلاطون و ارسطو را به دنیای اندیشه هدیه داد شما را به خدای یگانه و حاکم مطلق می سپارم و آرزو مند آرزوهای شما هستم
در هر صورت لحظات را برای دیدن کامنتهای بعدی شما و همچنین مصاحبه های شما با آزادی خواهان دیگر بهم گره می زنم
شبهایت به شادی روزهایت در پناه آزادی
نترس نترس نترس. هر قطره خون ریخته شده تقاسش پس گرفته خواهد شد.هر جان داده شده هزارها جان دیگر را استقامت خواهد داد. در تاریخ دنیا هیچ دولتی با کشتن مردمش دوام نخواهد آورد حالا چطور این ظاهر مسلمانان دوام خواهند آورد .عزیزانم درخت آزادی با خون عزیزان و شهدا آبیاری میشود نه با آب. جنایات این قاتلان وسیلهٔ است برای آزادی مردم شجاع ایران. برای آزادی ملت ایران مقدس صد بار جان خواهم داد.
هموطنان عزیزم: حضرت محمد با کفار جنگید امام حسین با کفار جنگید، آیا مردم مسلمان ایران کافرند چرا مردم مسلمان ایران قتل عام میشوند. بسیجی،پاسدار،ارتشی،دانشجو،بازاری ما همه ایرانی و مسلمان هستیم. تاریخ نشان داده که هر دولتی که مردم خودش را به هر دلیلی کشت از کار بر خواهد افتاد و حضرت عظما،احمدینژاد،بسیج و غیره استثنا ندارند.خداوند از ظلم هیچ شخصی نخواهد گذشت. به نام اسلام جوانها کشته شدند به نام اسلام خانوادهها داغدار شدند حالا چطور میشه باور کرد که خدا وجود ندارد.بسیجیهای عزیز،پاسداران از راه بدر شده دستهاتون را آغشته به خون معصومین نکنید.آزادی کلام،آزادی فکر و بیان انسان را کافر نخواهد کرد به اسلام و مسلمانان رحم کنید تا خداوند به شما رحم نماید.چاره ای ندارم جز اینکه از ارتش مقدس بخواهم که این جنایات فقط به دست ارتش به انتها خواهد رسید.ای سرباز،ای نگهبان وطن ، به داد میهن و هموطنان برس.
نقش آیات قرانی در پیشگیری از ناهنجاریهای اجتماعی
گاهی در جامعه اتفاق می افتد که شاهدین یک امر بدون در نظر گرفتن رضایت خداوند ورعایت حق مردم از شهادت واقعی کتمان می کنند وبهانه آنها این است که اگر حق مردم هم تضییع می شود ولی آنها خودر ا به دردسر نیندازند در صورتیکه در ایات زیر اشاره شده که کتمان شهادت یک عمل طالح وزشت است :۱۴۰و۱۴۶و۲۸۳بقره و۱۰۶مائده و۳۳انعام
rooheneda@gmail.com
******************************************************************************
پاسخ
صدای ندا سلام و عرض ادب
ممنون از اظهار نظر شما مرسی
اما در پاسخ به شما در نگاهی به دین و حکومت می گویم :
((دین و حکومت ))
مادامی که دولت یا واضح تر بگوییم ، حکومت خود را قیم توده ی نابالغ مردم می داند و به این مسئله می اندیشد که ایا دین را باید حفظ کند یا از بین ببرد ، به احتمال قریب به یقین در نهایت تصمیم خواهد گرفت که دین را حفظ کند . زیرا دین در درون افراد و به هنگام کمبود ، بی هویتی ، هراس ، عدم اعتماد و خلاصه هر جا که حکومت از اقدامی مستقیم برای کاستن از درد و رنج خصوصی انسانها ناتوان است ، این نیازها را ارضاء می کند و حت در نابسامانی های عمومی ، غیر قابل اجتناب و در ابتدا غیر قابل تغییر (گرسنگی ، بحرانهای مالی ، جنگ ) دین سبب رفتار آرامتر ، شکیباتر و قابل اعتماد تری در توده ها می شود .
هر جا که کاستی ها ی ضرورت و اتفاقی حکومت یا نتایج خطر ناک منافع حاکمان برای روشنگران مشخص می گردد و خلاف میل آنان است ، افراد غیر روشن نگر دست پروردگار را می بینند و با شکیبایی تقدیری را که از آسمان نازل شده (و در آن مفهوم شیوه ی حکومت الهی و انسانی به گونه ای معمول با هم در آمیخته است ) می پذیرند . این چنین آرامش درونی مدتی و تداوم و تکامل حفظ می شود .