آ ، سد ، عبدالطیف ؟؟؟؟
امروز مسئله ی وجود سادات برای هر روشن فکری مطرح است ، و مسئله ای نژادی شده است در صورتی چنین نبود و نمی تواند باشد زیرا اعتقاد به برتری نژادی اساسا با روح اسلام و نص صریح قرآن و سنت مغایر است و پیامبری که نژاد پرستی را ریشه کن کرده است و بنام سنتی جاهلی می کوبد نمی تواند خود منشاء نژاد پرستی در جامعه ی خویش باشد .
در متن تاریخ اسلام ، و در نظامهای اجنماعی قدیم نگاه کنید که قبیله ، اساسا یک حزب نیز هست ، و گروه اعتقادی مشخصی ، و روح حاکم بر یک قبیله در چندین نسل مشخص است .
دور از مسئله نبوت و رسالت پیغمبر به دو قبیله ی بنی امیه و بنی هاشم نگاه کنید . که حتی پیش از بعثت ، بنی امیه از نظر انسانی و اخلاقی ضعیف است و از نظر ثروت ، مقتدر و برتر و بنی هاشم از نظر ثروت ، در مرتبه ای پایین تر است و از نظر کرامت انسانی برتر .
اساسا در گذشته ، قبایل شجره ی خونی و اعتقادی و اخلاقی شان را با هم حفظ می کردند . چرا که مثل امروز ، برای فرد ، محیط ، اجتماع ، شهر و مملکت نبود ، بلکه محیط اجتماعی و تربیتش خاندان بود و جامعه ی ملی سیاسی ، طبقه ی اقتصادی ، نظام آموزش و پرورش ، فرهنگ کشور کمتر از آن اثر می گذاشت . خاندان یک جامعه ی حقیقی مستقل بود ، با یک روح قوی مشترک و خصایل مشابه .
بدین ترتیب سادات ، خانواده ی بزرگی بودند که مرکزشان علی بود ، و توجه به سادات و بنی علی ، نفی بنی امیه و سپس بنی عباس ، وجود سادات خود پایگاهی بود علیه حکومتها و طبقات و رژیم حاکم . پس بی جهت نیست که بنی عباس و بنی امیه ، فرمان قتل و عام سادات را صادر می کنند و می خواهند که هر کجا نشانی از آل علی یافتند محو کنند .
برای فهم این مدعا ، در ایران و هند تا شمال آفریقا و الجزایر ، بگردید و بپرسید که چرا در هر تنگنا هر گردنه ، نقطه ی استراتژیکی و هر کوه و کمری امام زاده ای مدفون است ؟ اینها تنها به دلیل انتساب خانوادگی و کرامت نژادی مورد تعقیب حکومتها نبودند زیرا در همین ایام برخی از سادات سازشکار در دربار عزیز بود بلکه هر یک ، عضوی از حزب انقلابی علوی بودند ، که حکومتها را نمی پذیرفتند و حکام را غاصب می دانستند ، با آنان می جنگیدند و از کمک مردم عدالت خواه و مظلوم برخوردادر بودند .
این است که با آمدن ساداتی چند از حسنی ها و طالبین به شمال ایران و پشت کوههای البرز ، آنهایی که با مسلمان شدن تمام ایران تا قرن چهارم و پنجم هنوز مسلمان نشده و حکومت و خلافت را نپذیرفته اند ، به تشیع می گروند و شیعه می شوند . چون سید علوی را یک ضد خلیفه و ضد حکومت می شناسند ، و به همین دلیل پول و کمک می دهند و حکومت گرگان و شمال را به دانها وا می گذارند .
پس این همه حرمت به سید ، و کمک قانونی و شرعی و اخلاقی به سادات ، به دلیل نژادی نبود بلکه برای کمک به جبهه ی ضد دستگاه و مبارز و مجاهد بود .
سادات ، تا این اواخر نیز در کشورهای اسلامی حزب رسمی و اورگانیزاسیون داشتند ، بنام اصل نقب و نقابت . و صاحب تشکیلات منظمی بودند ، تشکیلات بخارا ، تشکیلات بلخ ، تشکیلات نیشابور ….. و نقباء مختلف با امام ارتباط داشتند ، و به منزله ی دستهای امام و دستهای تبلیغاتی ، اقتصادی ، سیاسی بودند . که از مرکز هر تشکیلات ، پول به مرکز می فرستادند و از مرکز و امام دستور مبارزه و مجاهده در محیط می گرفتند و به تشکیلاتشان می رساندند .
نقباء ، فقه و فرهنگ اهل بیت را که قاچاق و مورد تعقیب بود در اذهان و سینه های مردم پخش می کردند ، با حکومتها و تبلیغات گسترده و وسیع شان می جنگیدند .
یا علی مدد
یکی از شصت میلیون امام زاده های موجود در ایران ؟
یکی از شصت میلیون امام زاده های موجود در ایران ؟
بازهم یکی از شصت میلیون امام زاده های موجود در ایران ؟
بچرخ تا بچرخیم ؟
مربوط به موضوع های: اجتماعی, خانه رایمند, سیاست, سیاسی, عمومی, مذهبی | بر چسب ها: قبیله ی بنی هاشم, مذهب تشیع, امام زاده های ایران, دکتر علی شریعتی, سید, سادات در اهل تشیع, شیعه, شیعه گری






مهم تحسین کردن اخلاقیات و نظریات آزادی خواهانه اونا بوده نه پرستیدن سنگ و آهن و شاید طلای مقبره شون آخه این کار میشه عین بت پرستی.
من خودم آدم مسلمان شیعه دیدم که با کلی ادعا از در یکی از امام زاده ها حاجت می طلبید! خدا به خیر کنه.
پاسخ
آفرین پسر دیونه خوشم اومد از این اظهار نظر صادقانه ی شما
مرسی
سلام
سید بودن بعضی از افراد ارتباطی به نژاد پرستی ندارد
و میزان ارزش هر کسی را اعمالش تعیین می کند
اینکه سیدها هم اولاد پیغمبرند جزو واقعیات مسلم غیر قابل انکار می باشد
در وبلاگ واقعیت چیست
منتظر نظرات قشنگ شما هستم
hamiddoost.blogfa.com
*******************************************
پاسخ
حمید خان سلام و عرض ادب
دوست من ممنون از اظهار نظر شما
دوست من این مسئله ربطی به نژاد پرستی نداره بلکه ریشه یابی در یک واقعیت تاریخی که وارونه تحویل ما داده شده توسط دکتر مارکسیست علی شریعتی عنوان گردیده است من به شما پیشنهاد می کنم کتاب شیعه ی علی شریعتی را مطالعه کنید کاملا متوجه منظور نظر خواهید گردید
ارسطو معتقد بود هر وقت که ما به جهان و طبیعت می نگریم هم ماده را می بینیم و هم صورت را . از نظر او هیچ ماده ای جدای از صورت و هیچ صورتی فارق از ماده وجود ندارد . ماده و صورت هر دو سرمدی و جاویدانند . آنها نه مخلوقند و نه زوال پذیر . ارسطو اعتقاد داشت که جهان را می توان بعنوان فراشدی تبیین کرد که در آن ماده دائما می کوشد خود را در صور مختلف که برایش امکان پذیر است متحقق سازد .
در هر صورت ممنون از اظهار نظر شما حتما به وبلاگ شما سری خواهیم زد و عرض ادب خواهیم کرد .
نمیدونم ولی به نظرم ما انسانها کلا به این مدل کارها عادت داریم و جز عاداتمون محسوب میشه .
از اصل میگذریم و به فرعیات میچسبیم … چشمامون رو روی واقعیات میبندیم .
اگر واقعا قراره چیزی برامون مهم باشه باید اصل اون چیز مهم باشه …
توی این موارد باید به ارزش اولیه هم توجه کرد . به قول دوستمون الان تقریبا داره اعمال افراد شبیه بت پرستی میشه .
واقعا اگر این اشخاص برامون مهمن و اهمیت دارن باید کمی به دنبال ارزش های اونها باشیم .
گاهی این جور چیزها رو اصلا نمیفهمم .
*************************************************
پاسخ
ساحل جان سلام عرض ادب
ممنون از اظهار نظر شما به خانه ی رایمند خوش آمدی
به قول زنده یاد دکتر مرتضی راوندی نویسنده ی 10 جلد تاریخ اجتماعی ایران در جلد اول فصل پیدایش انسان و تکاملش می گوید : انسان از بدو پبدایش و تکامل بطور ژنتیک وار به مانند لاک پشتی که از تخم بیرون زده به سوی آب می رود ، انسان نیز از همان ابتدای عصر نوسنگی نسبت به مقامی آفریینده و والاتر از خود ، خود را به نقطه ای بلند رسانده و نسبت به چیزی که از طریق رابطه ای با تعریف انسان و خالق نسبت به او ساحت مقدس خداوند عرض ادب می کرده است .
اما همین بشر تکامل یافته بعد از پیمودن راه تکامل به خود این جسارت را می دهد که خود را نماینده ی خداوند بر روی زمین ، رهبری روحانی ، رهبری معنوی ، مرد خدا که با خدا و پیامبرانش در ارتباط است و… از این قبیل دسته بندی ها معرفی کند . و خود را مقدس ، تقدس یافته و پاک و مطهر کسی که به تنهایی به درگاه و حیات خلوت رابطه با خداوند محرم است جلوه دهد .
جالب تر از همه آنکه آدم همان فرشته ی برتر خداوند که دیگر فرشتگان به غیر از شیطان در مقابل او سر تعظیم فرود آوردند طبق گفته ی تقریبا تمام کتب معتبر مذهبی در ادیان مختلف مرتکب گناه شده و از درگاه خداوند بعلت میل کردن میوه ی ممنوعه رانده شده ، بله این رهبران روحانی از کلیمی و مسیحی و زرتشتی و مسلمان گرفته تا غیره هر کدام با منطقی خاص خود ، خود را در حاله ای از ابهام برده و به طوری معنوی به حیات حکومت مذهبی خود ادامه می دهند و خود را نسبت به هر گونه جواب و سوال تا مرز نابودی مبرا می دانند با ذکر چند نمونه به این ادعا جامعه ی عمل می پوشانم .
ابتدا از تاریخ ایران باستان شروع می کنم و فاکتوری از پادشاه گشتاسپ کسی که مذهب اشو زرتشت را پذیرفت و شخص دوم یزدگرد سوم آخرین پادشاه سلسله ی ساسانیان که با عملکردش تاج و تخت پر افتخار ایران زمین با آن باورهای ابتدایی پاک یکجا به جماعتی بیابانگرد واگزارد و با چه خفتی آخرین ورق تاریخ ایران باستان را با ورقی جدید بنام تاریخ ایران بعد از اسلام آشنا کرد . علت چه بود ؟
پادشاه گشتاسپ زرتشت را به علت راستی سخن و نیکی افکار پذیرفت و به او که رانده شده از شمال غرب ایران به سمت شرق ایران بود را نه تنها پذیرفت بلکه به آیین او نیز گروید و آیین آن مرد راستی را به عنوان مذهب رسمی کشور اعلام کرد اما فرق بین گشتاسپ و یزگرد در چیست ؟ به تاریخ ساسانیان و علل سقوط آنان که نگاهی می اندازیم می بینیم نفوذ بی حد و اندازه ی موبدان زرتشتی در امور شخصی مردم و بی کفایتی یزدگرد از مهمترین عوامل سقوط ایران باستان بود نفوذ رهبران زرتشتی به اندازه ای بود که مردم ایران با آن آیینی که محور اصول آن بر پایه ی گفتار نیک و کردار نیک و پندار نیک بود روزی به بن بست حقیقت گویی حقیقت اندیشی و حقیقت کرداری رسید تا جایی که همان مردم با همان باورهای اهورایی به علت افراط بیش از حد رهبران روحانی حاضر به پذیرش اسلام ناب محمدی در عدم حمایت از پادشاه و رهبران مرتیط با خدای خود شدند و میدان را به نفع رهبرانی جدید و شاخه ی جدید الهایات گشودند البته لازم به ذکر می باشد که این مردم در دویست سال حکومت اعراب بازهم به علت بی کفایتی و جنگ قدرت بین رهبران معنوی جدید توسط بابک خرمدین استقلال مجدد خود را به دست گرفتند ولی افسوس که نوش داروی بعد از مرگ سهراب بود و بعد از گذشت 1400 سال از این حکومت مذهب و روحانی بازهم همان رهبران معنوی دچار چالشهایی هستند که خود مسبب این گرفتاریها هستند زیرا رهبران مذهبی به قول نیچه خود را قیم مردم می دانند و آنانند که تشخیص می دهند چه چیز صحیح است و چه چیز غلط .
((( بقول دوستی : انسان در عین واحد ده ها خدا می سازد اما از ساختن یک کرم وامانده است . )))
آقا دست شما درد نکنه دیگه یعنی نظرات مارو هوتوتو می کنی بره دیگه نه
خب حالا اگه دوست داشتی یه سر به وبلاگ ما بزن واظهار نظر کن
hamiddoost.blogfa.com
**************************************************
پاسخ
حمید خان سلام و عرض ادب
چشم چشم چشششششششششششششششم ؟؟؟؟؟؟
خدمت می رسیم و عرض ادب می کنیم
اما به یه شرط که فونت نوشته هات و یه خورده کوچکتر کنی
سلام کوروش عزیز
واقعا معذرت میخوام که دیر به دیر میام اما هروخ که میام نت به وب شما هم سر میزنم
خیلی وخ بود مطالبتونو نخونده بودم
کل پستای صفحه اولو خوندم
واقعا معرکه ست قلم شیوا وتاثیر گذاری دارین
من وبلاگمو به روز کردم خوشحال میشم مثل همیشه کامنت شمارو ببینم
******************************************************
پاسخ
باد آمد و بوی انبر آورد بابا با ما به ازین باش که با خلق جهانی ………..
سلام به روی ماهت فاطمه خانم دیر به دیر می آیی پیش ما اما هر وقت که می آیی کلی انرژی مثبت به ما می دی پست جدید تو خوندم به یاد دوران آرمانگرایی خودمو دوستام افتادم دوران آرمانگرایی چیه آره دیگه بابا همون دوران خوشی که شما با یه تصویر سازی ذهنی برای بازدید کنندگان وبت ترسیم کردی آره خانمی همون دوران نوجوانیه همون دوران تکرار نشدنی زندگی هر انسانیه
در هر صورت ممنون از اظهار نظر شما
مرسی وکیل جوان
اولا” سلام
دوما” لازم نیست هر دفعه خودتو کامل معرفی کنی دیگه همه میدونن کوروش عزیز هستی از بلاگ خانه ی رایمند
سوما” من همیشه پی گیر مطالبت هستم اما گاهی سیستم ایراد پیدا میکنه اجازه کامنت گذاشتن نمیده.
چهارما” نو کرتیم داداش.
******************************************************
پاسخ
مانیا جون سلام ، سلام به روی ماهت خیلی خوشومدی
عزیز دلم این گونه معرفی کردن تو این دنیای مجازی مثل سلام کردنه فیس تو فیس تو دنیای واقیعه در هر صورت مبادی آداب این جوری ایجاب می کنه آخه می گن ادب از که آموختی می گویند : از با ادبان با ادبانی مثل مانیا که خاک زیر پاشون با افتخار سرمه می کنیم و می کشیم روی چشامون و از جوابای منطقی که پای اظهار نظرامون زیر پست هاش برامون می ذاره نهایت استفاده رو کرده و برای همیشه این ذکاوت و تیز بینی رو بعنوان یه راهکار سیاسی مد نظر قرار می دیم
در هر صورت ممنون از پیگیری شما مرسی با این انرژی مثبتهایی که از شما می گیرم انگیزه مون تو این دنیای مجازی به واقع به سقف هدف و موفقیت می رسه
مرسی مانیا جون اردات خاصی داریم که در کلمات تعریفی ندارد .
ممنون از اظهار لطف و ادب شما
درود رایمند عزیز
ارادتمندیم کوروش جان و سپاس از لطف و محبتی که به بنده داری. عرض شود که ای جماعت سید و سادات اگر میدونستن چه بلایی بر سر اجدادشون بدست اعراب بربر اومده اینقد افتخار پوچ و واهی نمیکردن. به هرحال ممنون از روشنگری های شما
موفق و پیروز باشی.
******************************************************
پاسخ
سلام به روی ماهت
بابا دیر به دیر یادی از ما می کنید و بنده نوازی استاد عزیز و سرور گرامی
ما که هر موقع کامنت های شما را می بینیم از شوق در پوست خود نمی گنجیم از این بابت که خدایا هزاران بار شکر که بزرگوارانی به مانند این سرور گرامی با اظهار نظرهای خود ما را در ادامه ی مسیر همچنان استوار تر و استوار تر می کنند
بی نهایت از بابت کامنت شما مچکرم
مرسی