مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد . حاجی کروبی در رقابت های دوره نهم طفلی همه اش دوساعت خوابید احمدی نژاد از لپ لپ اومد بیرون اما حالا در دوره دهم می گوید : این بار همه بیداریم .
انتخابات در ایران یعنی چه و در کجا قرار دارد ؟
بنام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
( حکیم طوس فردوسی )
واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
مشکلی دارم ، ز دانشمند مجلس باز پرس
توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند
( حافظ شیرازی )
برداشتی شخصی :
در انتخابات سوم خرداد 1384 در دوره ی دوم حاجی آقا مهدی کروبی فقط دو ساعت خوابید تا تیم دکتررر محمود احمدی نژاد انتصابات و انحصار انتخابات ریاست جمهوری نهم را به نفع خودشان رقم بزنند . اما هم اکنون در چهار خرداد دیگر یعنی خرداد 1388 بازهم روز از نو روزی از نو اما با در نظر گرفتن چند نکته ؟ به این پوستر انتخاباتی حاجی آقا کروبی نگاه کنید چه چیز با چه چیز دیگر می خواند کاسبرگی با دوازده برگ به نشانه ی دوازده ماه سال و آن دو سرباز هخامنشی و این امامه و اباء و آن ریش سفید و کله قندی از تلخ ، تلخ تر کدام به کدام ارتباط دارد را نمی دانم ؟!
به یاد سفرم در سال گذشته به مرودشت شیراز و هم کلام شدن با یکی از اهالی مرودشت افتادم مردی که با نهایت ایمان ادعا می کرد اگر این مردم شریف و خون جوش مرودشت در مقابل بولدوزرهای تیم خلخالی که کمر به تخریب تخت جمشید بسته بودند دراز به دراز رو به قبله نخوابیده بودند امروز این شیخ لره مضحک باید چگونه به تبلیغات و خرید احساسات و عرق ملی و افکار عمومی برای تامین منافع سیاسی خود دست می زد . به راستی تاریخ چراغ راه آینده است و گذشته و نیاکان ما شجره نامه ی اصیل و با اصل و نصب ماست که هنوز پرچمداری و حکمفرمایی می کند نیاکانی که به قول شجاع الدین شفاء : با ایران در چهارراه سرنوشت برای نابودیش در اتوبان نابودی با سرعت غیر مجاز خود ، با لحظه به لحظه ی آن تدریجی وار مرگ تاریخی را برایش رقم زدند .
اما بسی با جای صد خوشحالی امروز گونه هایی دیگر از این تلاشها را مشاهده می کنیم گویا این مرد روحانی خود دریافته که باید ابتدا سنگ تاریخ خود را به سینه بزند و بعد مبلغ کلام دیگری باشد گویا او به تازگی فهمیده که در ذهن همیشه زنده ی ایرانی شخصیتی تصویر سازی ذهنی می شود با نام کوروش کبیر که فرمان صدور اولین لوح حقوق بشر را صادر کرده گویا او تازه امپراطوری ایران باستان را شناخته و اینچنین شتابان از آن شکوه و عظمت در پوسترهای تبلیغاتی خود استفاده می کند یا شاید هم می دانسته و خود را به ندانستن می زده و با پیروی از اصول نان به نرخ روز خوردن برای کسب قرصی نان اینچنین بادمجان به دور قاب می چیند .
نمی دانم ، اما می دانم این کتل و متله به اصطلاح ، جنجال انتخاباتی داستان عروسک خیمه شب بازی و قصه ی حسین کرد شبستری است که از این گوش به آن گوش و از این زبان به آن زبان هر روز به گونه ای عنوان و تشریح می گردد . بقول چرچیل : صحبت ، صحبت منافع در جوامع سوم است که اصل مطلب همین است بدرستی که درست می گوید گویا رهبران و کارتلهای سیاسی پشت پرده ی سیاسی ایران خود نیز دین گریز گردیده اند تا آنجا که میر حسین موسوی رقیب حاجی کروبی می گوید : حکومت دینی که ماهیت دینی ندارد از لائیک هم بدتر است و از طرفی دیگر حاج محسن رضایی از خلیج فارس در بازیچه ی امارات و اعراب تا دریای خزر در انحصار روسیه ی ولادمیر پوتین ، با احساساتی یاد می کند که احساسات همه را بر می انگیزد .
آری دوستان این داستان سر درازی دارد و گره بر روی گره به گونه ای که هر روز یکی ادعای بازگشایی گره را کرده اما بسی جای صد تاسف که گره به گره ای کور تبدیل گشته ؟
نظر شما چیه دوستان ؟
جملات قصار چرچیل :
چرچیل علاوه بر شهرت بسزایی که در تاریخ سیاست و در میان سیاسیون معروف جهان دارد در بذله گویی و طنز پردازی هم مشهور است . جملات قصار او غیر از ظرافت های ادبی و بیانی ، شامل تذکرات هشدار دهنده و عبرت آمیزی است که به چند جمله از آن اشاره می کنیم .
یک : هیئت دولت عبارت است از اجتماع چند نفر آدم مهم که به تنهایی قادر به لنجام هیچ کاری نیستند ولی به طور دسته جمعی می توانند تصمیم بگیرند که هیچ کار مثبتی نمی توانند انجام دهند !
دو : سیاستمداران دستان سیاه و تیره ی خود را با دستکش سفید پنهان می کنند !
سه : در سیاست هیچ جایی برای اخلاق وجود ندارد !
چهار : سیاستمداران واقعی ، مردم کشور و مردمان عادی هستند که دولت و مسئولین آن را با بردباری تحمل می کنند !
پنج : سیاستمدار صادق و روراست در کشورهای عقب مانده وجود ندارد ، اگر هم دیده شود مطمئن باشید که ایستاده و آماده است تا (( خریده )) شود و در اختیار صاحبان منافع قرار گیرد !
( حسین بشیریه استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران )
(( دموکراسی بعنوان شیوه ی زندگی سیاسی در جامعه ی مدرن بر مبانی و اصولی استوار است که در طی فرآیند دراز مدت مبارزه برای ایجاد حکومت دموکراتیک ، تکوین یافته اند جوهر این اصول و مبانی را می توان در اصالت برابری انسانها ، اصالت فرد ، اصالت قانون ، اصالت حاکمیت مردم و تاکید بر حقوق طبیعی ، مدنی و سیاسی انسانها یافت . منظور از اصالت برابری این است که در دموکراسی افراد ، گروهها و طبقات مردم نسبت به یکدیگر از لحاظ حق حکومت کردن ، برتری و امتیازی ندارند . حق حکومت به هیچ فرد یا گروهی واگذار نشده و هیچ گروهی نمی تواند به عنوان برتری فکری یا ذاتی بر دیگران حکومت کند . مشروعیت قدرت تنها بر رضایت مردم در پیروی از حکومت مبتنی است . در دموکراسی فرض بر این است که مردم نه به حکم ترس و اجبار ، بلکه از روی رضایت از حکومت پیروی می کنند و ساز و کارهایی برای تضمین این رضایت وجود دارد ؟ ))
خدایش همین جوریه که تو تصویر می بینید معلوم نیست آخرش هم کی به کی می شه ؟
مربوط به موضوع های: اجتماعی, خانه رایمند, سیاست, سیاسی, عمومی, مذهبی | بر چسب ها: مهدی کروبی, میر حسین موسوی, محسن رضایی, ایران ،, دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری, دکتررر حاج محمود احمدی نژاد, سیاست, سید علی خامنه ای




معلومه دیگه همین امثال این ها بیدارن که من وقتی روی پست پری بلنده کی بوده ؟ خانم رئیس شهر نوی سابق طهران قدیم! کلیک می کنم می گه مشترک گرامی فیلتر می باشد .
بله دیگه .
************************************************************
پاسخ
سلام و عرض ادب پسر دیونه
چطوری پسر خوب حالت خوبه
ممنون از اینکه اینجوری پیگیری می کنی
داداش گلم مگه شما فیلتر شکن نداری که اینجوری حسرت می خوری
ببخشید می خواستم بگم من همون یه پسر دیوونه هستم.
************************************************************************
پاسخ
سلام عزیزم بخدا فهمیدم شما همون پسر عاقل هستید
شاعر می فرماید:
حالمان بد نیست غم کم می خوریم
کم که نه!هر روز کم کم می خوریم
خود نمی دانم کجا رفتم به خواب
از چه بیدارم نکردی آفتاب؟؟؟
*******************************************************
پاسخ
پسر دیونه وبلاگ شما رو دیدم و مخصوصا از اس ام اس های راجع به امام را خواندم و لذت بردم و با پاسخی از سوی اشو شما را در کنار روح بلنده امام آرزومندم .
(( حلاج زنده ترین انسان روزگار ماست . ))
انسان موجودی است بر سر دو راهی .
او می تواندزندگی ای را برگزیند
که از همه سو بسته است
میلیونها نفر این راه را برگزیده اند
زیرا این راه امن و دنج است
اینان نمی دانند که با انتخاب این راه
چیزی بسیار ارزشمند را از دست می دهند
آنها از شرکت در ماجرای شگفت انگیز هستی
باز می مانند
آنها از موهبت و کشف و خلق حقیقت
محروم می شوند
آنها از ذات الوهی خویش جدا می افتند
و طعم عشق را نمی چشند
آنها روشنایی را از کف می دهند
و در ظلمه پر ملال وجود خویش زندانی می شوند
جام وجود آنها در همه ی ایام زهر دارد
و آغوش رنج
در همه ی احوال به رویشان گشوده است
در واقع آنها همه چیز را از دست می دهند و تنها
چیزی که گیرشان می آید مرگی راحت است .
زندگی آنها به حیات ساکت گورستان شبیه است .
بدیهی است در گورستان
خطری مرده ها را تهدید نمی کند
مرده را دوبار نمی توان کشت
گورستان امن ترین جای دنیاست
اما گرچه گورستان امن است
اما از زندگی تهی ست .
تحقق ذات الهی انسان هنگامی ممکن می شود
که آدمی راه دوم زندگی را برگزیند .
راه اول بسته است .
این راه ، انتخاب میلیونها نفری ست که
تابوت خویش را در کوچه و خیابان می گردانند .
آنها به ظاهر زنده اند .
زندگی آنها زندگی گیاهی ست
آنها روح ندارند زندگی هنگامی آغاز می شود که
انسان راه پر مخاطره را برمی گزیند
(( حلاج زنده ترین انسان روزگار ماست . ))
دینداری اگر از خنده تهی باشد
دلمردگی ست
هنگامی کامل است
که خنده ی تمام عیار را در دل خود داشته باشد
خنده ای پر شور و از ته دل
خنده ای که در تک تک سلول های وجود تو
به رقص درآید و در تمام هستی ات موج بردارد .
آنگاه خنده ی تو از تو هم فراتر می رود
و تو در برابرش کوچک و کوچکتر می شوی
خنده ای که همچون رایحه ، تو را در بر می گیرد
و تو در آن ناپدید می شوی
این معجزه ای ست که در خنده اتفاق می افتد
نفس تو ناپدید می شود
نیایش تو باید به خنده های پر شور تو مدد برساند
نیایش تو با خنده قدسی تر می شود
این خداوند است که می خنداند
نفسانیت از خنده ی حقیقی گریزان است
گاهی برای یک لحظه
نفخه ای از عالم بالا بر تو می وزد .
در این لحظه ی مغتنم درنگ نکن
و پنجره را باز کن .
بگذار نفس از اتاق دلت بیرون برود
و تو را برای همیشه آسوده بگذارد .
تو وقتی هستی
که نفس نباشد ، وقتی نفس باشد
تو نیز نیستی
در ره منزل لیلی خطرها کمین کرده است .
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی .
حقیقتشو بگم حدوداً شیش تا فیلترشکن دارم البته بدون سایت ها ولی از هیچکدوم استفاده نمی کنم . آخه همیشه که نباید ما یه کاری بکنیم یه بارم بزاریم اینا که اصطلاحاً بیدارن یه کاری بکنن.
************************************************************************
پاسخ
آفرین پسر عاقل و صادق از آدمایی که با صداقت صحبت می کنند خیلی خوشم می آد
پسر عاقل می گن که تصمیمای بزرگ تو شب بیداری ها رخ می ده نظر شما چیه
سلام
خیلی ممنون نظر لطفتونه .
تصمیم های بزرگ تو شب بیداری ها رخ می ده. بزار من واست تفسیرش کنم. شب یعنی خواب- کسی که شب بیدار بمونه یا اینقد قهوه و کافئین و شکلات خورده که خوابش نمی بره یا اینکه صد در صد ظهر خوابیده یا می خواد فرداش تا لنگه ظهر بخوابه . همین دیگه . فرض کن من شب تصمیم می گیرم فردا یه کارت اینترنت بخرم که ظهر که از خواب پا شدم برم اینترنت ولی فردا ظهر اولش که حوصله ندارم بیدار بشم و دومش هم این که دیگه میشه بعد از ظهر و بازم خواب واسه ی شب بیداری و شب هم تصمیم واسه ی فردا و فرداهم شب و فردا و شب و فردا و شب و… اینقد ادامه می دم که نه شب بیداریم بدردم می خوره نه تصمیمی که توی شب بیداری می گیرم و این یه حالت .
یه حالت دیگش رو هم بزار خیلی شفاف بگم .
یه روز معمولی ناهارش سیر غذا می خورم( یعنی بخور بخور نفت و …) شب هم اینقد خوردم که نمی تونم بخوابم توی شب بیداری تصمیم می گیرم که فردا دیگه این کارو نکنم ولی روال مثال بالا تکرار می شه و همش می شه بخور بخور از نفت این مملکت ، از نفت من ، از نفت تو ، از نفت ما ، از نفت اون بیچاره ای که نمیدونه سهمش چقدره و با یه گونی سیب زمینی یا ماهیانه 30 هزار تومن یا 70 هزار تومن راضی میشه به اینا رأی بده.
اصن این جمله کلن مشکل داره تصمیم که رخ نمی ده تصمیم گرفته می شه و بهش عمل میشه کسی که فعل رو اشتباه بزاره فاعل مناسب گیر نمیاره و یه جمله کلن خراب میشه . پس این جمله و تصمیمی که گرفته میشه کلن اشتباس.
اگه خیلی منفی نگاه می کنم ببخشید من اخلاقم همینجوریه.
**************************************************************************
پاسخ
بازم سلام پسر دیونه
ممنون از این داستانی که بر اساس تصویر سازی ذهنی شما تعریف شد
مرسی از حضور پر بارت
سلام
تبادل لینک میکنی؟
*********************************************************
پاسخ
پیمان عزیز سلام و عرض ادب
ممنون دوست عزیز از اظهار لطف شما مرسی
دوست عزیز وبلاگ شما را دیدم ما با افتخار خاک زیر پای دوستانی را که در اشاعه ی فرهنگ کتاب همت می گمارند را سرمه می کنیم و بر روی چشمان خود می کشیم از آشنایی با شما بی نهایت خرسند شدم و شما را با افتخار لینک کردم زیرا این امر مایع مباهات و نهایت افتخار است .
نشانی ؟ (خانه دوست کجاست؟)
در فلق بودم که پرسید سوار ؛ آسمان مکثی کرد .
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت : نرسیده به درخت ؛ کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است .
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ ؛ سر به در می آرد ؛ پس به سمت گل تنهایی می پیچی ؛ دو قدم مانده به گل ؛ پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد .
در صمیمیت سیال فضا ؛ خش خش می شنوی :
کودکی می بینی رفته از کاج بلندی بالا ؛ جوجه بردارد از لانه نور و از می پرسی .
( خانه دوست کجاست ).
*روانشاد سهراب سپهری*
سلام کورش جان من خودم رو لایق این همه تعریف و محبت نمیدونم
بازم ممنونم از شما
لینک شما هم ثبت شد
پیمان
************************************************************
پاسخ
سلام عرض ادب دوست جدید و اینترنتی من پیمان عزیز
دوست خوبم مطمنا که لیاقت این همه خوبی را داشته ای
و از طرفی دیگر دوستی با شما مایع مباهات و نهایت افتخار ماست
مرسی از لطف شما
سلام دوست عزیز خسته نباشید
من سیاوش هستم از ساغر مینایی
با ادرس جدید
منتظر حضورت هستم
http://sagharm.mihanblog.com/
********************************************************************
پاسخ
سلام سیاوش عزیز وقت شما بخیر
منزل جدید مبارک
حتما خدمت می رسم و عرض ادب می کنم